ملک پیرخضری
نگاه چپ به جنبش کردستان
در این بخش از مطلب سعی
خواهیم کردkrd نگاهی بیندازیم به افقها، راه حلها و دیدگاههای چپ، بلاخص کومله به مسئله ملی،
جنبش دهقانان وv جنبش کارگری کردستان.
مسله ملی
با شکست انقلابanghlab 57 رژیم تازه سر کارkar آمده اسلامی عملا در مقابلmghabl خواستهای بر حق و عادلانه مردم کردستان و
مبارزه این مردم علیه اشکال مختلف بی حقوقی و ستمکشی قرار گرفت. مردمی که سالیان درازی توسط حکومتهای بورژوازی سلطنتی، این
بی حقوقی ها، محرومیتها و ستمها را با رگ و پوست خود لمس کرده بودند و برای پایان دادن به آنها به عناوین مختلفی
اعتراض و مبارزه کرده بودند، آنها در مقطع انقلاب تمام توان و تلاش خود را به برای
رهایی و پایان
بخشیدن همیشگی به تبعیضات ناروای ضد
انسانی بکار گرفتند. جو و فضای سیاسی و مبارزاتی
که در کلkl ایران بوجود آمده بود، زمینه های اعتراضات عمومی
وv همگانی علیه اعمال ستم ملی
را فراهم کردهkrdh بود. نگاه چپ علل العموم به مسئله
کردستان، همچون نگاهشانngahshan به انقلاب دموکراتیک، جنبش زنان و جنبش کارگری نگاه مارکسی
وv از زاویه ضد سرمایه داری نبود. کومله از بدو اعلام موجودیتش در کردستان زیر لوای
یک جریانjryan چپchp وv مدعی دفاع از منافع کارگر و کمونیسم، با مطرح کردنkrdn شعار خودمختاری کهke شعار و استراتژی حزب دموکرات نیز
برای حل مسئله کردستان بود، به عنوان یک جریان درگیر در جنبش ملی عملا مطرح شد. این جریان از همان آغاز با
دیدگاههای شناخته شده غیر مارکسیستی،
سوسیال بورژوایbvrjvay و ضد رژیمی، با طرح این که: مسئله ملی از مشترکات پرولتاریا و بورژوازی است، برای هموار سازی سوسیالیسم باید اول مسئله ملی را حل کنیم، جنبش برای رفع ستم ملی را باید سازماندهی و رهبری کنیم پا به عرصه مبارزه ضد رژیمی گذاشت.
دیری نپایید کهke با تبلیغ، ترویج و اقدامات عملی در راه تحقق این دیدگاهها امکان شرکت در هیئت
نمایندگی مردم کردستان همراه با بورژوازی کردkrd باba رژیم اسلامی
بر سر خواستهای ملی مردم کردستان را پیدا کرد. واضح است کهke اعمال ستم ملی همچون مصائب و معضلات
دیگر اجتماعی ناشی از سلطه بورژوازی است، اما برای یک جریان مدعی
کمونیسم، شرکت در جبهه بورژوازی محلی بر علیه دولت بورژوازی حاکم و صرفا از دریچه
ضد
رژیمی به معضل ملی نگاه کردن، بجز خط بطلان کشیدن بر نقش و جایگاه طبقه کارگر و شایستگی این طبقه در پایان بخشیدن به ستم ملی چه چیز دیگری میتواند باشد؟ در شرایطی که رابطه کار و سرمایه در کردستان مسلط بود، قدرت سیاسی دست بورژوازی بود، نظم سیاسی مدنی نظم سرمایه داری بود. کومله با نادیده گرفتن این فاکتورها
نتوانست در تدوین یک استراتژی روشن مارکسیستی
در قبال جنبش کردستان دین خود را ادا کند. خط مشیو دیدگاههای کومله در تحلیل سرمایه داری آغشته به همان دیدگاههای غیر کارگری اردوگاهی، سوسیال خلقیو سوسیال بورژوای بود. راه سوسیالیسم را از تحقق انقلاب دموکراتیک پیگیری میکرد، از جنبش کارگری می خواست که از درون
مبارزه سندیکالیستی و آویختن خود به حزب ماوراء
خویش انقلاب کارگری را به سرانجام برساند. از همان اوایل این دیدگاههای غیر مارکسیستی توسط این جریان در جنبش کارگری کردستان سر شکن شد. کومله عملا به میدان بازی ناسیونالیسم کرد رفته بود و با چنین دیدگاههایی که به آن اشاره رفت هم با آن رقابت میکرد. بجای تقویت و گسترش یک جنبش قدرتمند کارگری، بجای اینکه بجای رشد و توسعه سنتها و روشهای رادیکال همچون تحصن مردم سنندج، کوچ تاریخی مردم مریوان که خود از بانی و سازمان دهندگان آنها بود، بجای اینکه همگام و همدل با فعالین کارگری در مراکز کار و تولید در کردستان به مصاف بورژوازی و نظام سرمایه داری رود، عملا مسائل ملی را برجسته نمود و بر طپل ضد رژیمی فراطبقاتی کوبید. بنابراین کومله هیچوقت از زاویه طبقاتی به این مسئله برخورد نکرد. طبقه کارگر از حل مسئله
ملی برای رهایی خودش حرکت نمیکند. امری که در عمل به پراتیک این جریان تبدیل شد.
احزاب چپ ایران در تبلیغات و جهتگیریهایشان از رفع ستم ملی بر مردم کردستان سخن به میان آوردند و می آورند، اما هیچکدام دارای آلترناتیو و استراتژی روشن و مارکسیستی در قبال حل آن نبوده و نیستند، این چپ از زاویه جنبش طبقه کارگر و شایستگی این طبقه در پایان دادن به معضلات اجتماعی که نظام سرمایه بانی بوجود آوردن و تداوم آنهاست حرکت نکرده است. اگر نقش و دخالت احزاب چپ در قبال جنبش کردستان به
دفاعیات شفاهی و در لوای شعار دادنها محدود مانده است، اما کومله به عنوان بخشی از این چپ تنها جریانی بود که بطور مستقیم در این جنبش نقش و دخالت داشت. از بدو شرکت و دخیل شدن کومله در جنبش کردستان مواضع و استراتژی آن مبهم و ناروشن بود. روزی خودمختاری را برای حل مسئله کردستان بهترین و تنها راه حل میدانست و امروز هم حق تعیین سرنوشت را به عنوان استراتژی خود اتخاذ کرده است.
استراتژی کومله در قبال مسئله کردستانkrdstan بر حق تعیین سرنوشت تا سر حد جدای تاکید کرده است، در پراتیک این جریان و دخالتش در این جنبش، جایگاه و نقش واقعی جنبش کارگری کردستان بر علیه کلیت نظام سرمایه داری نادیده گرفته شده و میشود. اگر چه برای اینکه ماهیت ناسیونال
خلقی و ضد رژیمی این استراتژی پنهان نگاشته شود، با جملاتی رادیکال منجمله ما خواهان جدایی صفوف کارگران کردستان با کارگران ایران نیستیم، فقط طبقه کارگر میتواند ستم ملی را از بین ببرد و ............. آن را تزئین کرده اند. اما در میدان عمل سیاست ها و راه کارهایشان با بورژوازی کرد فرق آنچنانی ندارد. اگر بقول خودشان فقط طبقه کارگر و قدرت سیاسی این طبقه است که میتواند ستم ملی را از بین ببرد، پس جنبش این طبقه چه وجه مشترکی با بورژوازیbvrjvazy کرد دارد که این جریان با روابط حسنه ای که با آنها دارد، عملا به این جریانات ارتجاعیمشروعیت میبخشد؟ تاکید مکرر کومله بر اعلام آمادگی با بورژوازی کرد برای حصول توافقات مشترک در رابطه با حل مسئله ملی و شرکت در مذاکره با دولت بورژوازی چه ربطی به پیکار طبقه کارگر برای برچیدن نظام استثمارگر سرمایه دارد؟ کوملهkvmle بجای اتکا کردن به نیروی واقعی طبقه کارگر کردستان، به جای کمک به شکل گیری جنبش مستقل ضد سرمایه داری این طبقه، انرژیش را در عرصه های دیگر مصرف کرده و میکند. توهم پراکنی در میان توده های مردم کردستان در رابطه با بورژوازی کرد ( حزب دمکرات ) اینکه این حزب تاریخا در جنبش برای رفع ستم ملی مبارزه کرده است، پایگاه اجتماعی دارد، وجه مشترکهاییبا هم داریم و ........ عملاaamla به نقش وجایگاه طبقه کارگر نه بعنوان طبقه ای که توان این را دارد که اگر روزی آگاهانه و با درک طبقاتیش متشکل شود بساط کل این نظام ضد انسانی را برای همیشه برچیند نگاه نکرده است، بلکه دخالتش در جنبش کارگری کردستان صرفا به خاطر منفعت سازمانی و از زاویه ضد رژیمی بوده است.
پایین تر به این مسئله خواهیم پرداخت.
جنبش
دهقانی
اعتراضات و مبارزات دهقانان فقیر در کردستان بر علیه مالکین و خورده بورژواهایی که از حمایت رژیم سلطنتی برخوردار بودند، در