سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

                                            مشعل

 جهان یکسر مه آلود است،

مشعل ها نمی سوزند،

غریو کاروانانی که با سمفونی سرخ،

بشارت از طلوع فجر

می دادند،

اکنون

دیرگاهی است،

به آن تندی،

نمی توفد.

 

غبار راه سنگین است،

و شور کاروانها

سخت

فرسوده است،

جراحتها همه  سر باز کرده است،

قوای راهزن،

از هر کمینگاه،

ندای حمله را

آغاز کرده است.

 

چه می توان کرد؟

چه باید گفت؟

اردو سخت آشفته است،

جراحتها همه کاری،

رجز های سیاه خصم،

درد آور،

و مشعل ها همه خاموش،

علاج کار آسان نیست،

کدامین چاره را

آغاز باید کرد؟

 

ز مشعل ها!

ز مشعل ها کنیم آغاز

نیروی شگرف خویش

دریابیم،

نبرد راستین خویش،

بشناسیم،

ره چاره از آنجا باز جوییم.

 

ز مشعل ها کنیم آغاز،

اگر امروز سنگین است

غبار راه،

اگر مه می کند بیداد،

اگر اردو همه زخمی است

و شور تاختن

تحلیل رفته است!

نباید کرد تردید

که سیمای افق

اکنون

فزاینده تر از هر وقت

طوفانی است.

 

ز مشعل ها کنیم آغاز،

مه تاریک باورهای واهی را

ز رخسار افق

زائل نماییم.

 

بپا خیزیم!

مشعل ها برافروزیم

غبار راه برگیریم،

بساط یاس برچینیم

رسوب وهم بزداییم

به مانیفست برگردیم،

و پیکار سترگ خود،

و اهداف عظیم خویش

به ژرفی باز بشناسیم.

 

ز مشعل ها کنیم آغاز،

چراغ راه برگیریم،

مکان خویش بشناسیم،

به سنگرگاه اصلی باز گردیم،

درفش سرخ از نو برفرازیم،

ره اکتبر

از سر

باز پوییم.

 

ز مشعل ها کنیم آغاز،

افق امروز

فزاینده تر از هر وقت،

طوفانی است،

خروش سهمگین رعد

در راهست.

قوای خصم

در حال تلاشی است،

و ترفندها

همه منسوخ،

و ما امروز

بیش از چند میلیاردیم.

 

اگر مشعل برافروزیم،

و راه سرخ پیکار باز پوییم،

چه جای شک؟

که پیروزیم.

 

                                 م الف