سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

اشغال ساختمان اتحادیه ی مطبوعات ESIEA در آتن

این گزارش کوتاه به سه مساله مهم جنبش کارگری که به ویژه در ایران موضوع بحث است به طور گذرا توجه دارد زیرا هدف نه پرداختن به سه مضمون زیر بلکه یک عمل مستقیم کارگری است:

1-     دایره ی شمول  مفهوم کارگر

2-     اتحادیه ها و نقش آن ها

3-     اشغال محل کار

در رابطه با مورد اول، همواره این بحث و جدل در میان فعالین کارگری و جریان های به اصطلاح چپ، خود را در مقالات و موضع گیری ها نشان می دهد. بعضی گرایشات هنوز با واژه ی کارگر مردانی قوی با عضللات پیچیده و چکش بدست را در جلوی خود می بینند و صنعت نیز برایشان مانوفاکتور یا کارخانه های قرن هیجدهمی و نوزدهمی است. در حالی که دقیقه ای از اینترنت و تکنولوژی اطلاعات جدا نیستند به نقش تکامل تکنولوژی و صنعت در تغییر شیوه ی کار و زندگی طبقه کارگر و برداشت هایش اصلا توجه ندارند و حتی از همان قرن نوزده  بیاد نمی آورند که مارکس در بحث خود از کارگر مولد کار کارگران معلم و کارگران بخش حمل و نقل را نیز مورد بررسی قرار می دهد یعنی که طبقه کارگر طبقه ای بسیار گسترده و اکنون میلیاردی است و در آن با توجه به سطح آگاهی طبقاتی طیف های مختلفی دیده می شود از کارگرانی که در خدمت دشمن طبقاتی خود قرار دارند، و با سربورژوازی می اندیشند و دیگر دشمن طبقاتی محسوب می شوند، کارگرانی که چنان از شدت استثمار مچاله شده اند که سردرلاک خود فروبرده اند ، کارگرانی که با همه صداقت خود بیراهه می روند و کارگران آگاه که مناسبات حاکم سرمایه داری را می شناسند و برای لغو آن مبارزه می کنند و همه ی توان خود را در این رابطه به کار می گیرند. با وجود این می بینیم که وقتی کارگری از صنعت رسانه ها یا خدمات یا آموزش حرفی برای گفتن به دیگر هم طبقه ای هایش دارد و آن را می نویسد یا بیان می کند آن ها فریادشان به هوا بلند می شود و به سرعت موضع می گیرند که فلانی کارگر نیست؛ نویسنده، مترجم، معلم یا روزنامه نگار است و فکر می کنند که کارگر نامیدن این افراد توهینی به طبقه کارگر و پایین آوردن اعتبار پرولتاریاست و ساخته و پرداخته یک گروه " کوچک غیرکارگری، آنارشیست، روشنفکر" در جنبش کارگری ایران است.

در مورد اتحادیه ها نیز برخوردی مشابه مورد اول وجود دارند. یا چون در زمان تشکیل اولین اتحادیه ها در دو قرن قبل، آن هم در زمان کوتاهی اتحادیه ها نقشی مترقی داشتند،  بعضی گرایش ها در برخورد به اتحادیه یا سندیکا خود را در آن زمان قرار می دهند و یکباره مثلا سندیکای شرکت واحد برای شان اتحادیه ی بیرمنگام، یا اولین اتحادیه عمومی آلمان نمایان می شود در حالی که هردو این ها نیز تنها مدت کوتاهی به اهداف خود پایبند بودند و اعتماد کارگران را از دست دادند. در تمام طول قرن نوزدهم و بیستم دیگر اتحادیه ها به صورت ابزار آشتی طبقاتی و شریک مذاکره ای سرمایه داران و کارفرمایان عمل کردند و ارگان های بالای آن ها در حقیقت رفیق دزد و شریک قافله بوده اند و به عنوان جمع کننده پیاده نظام انتخاباتی بعضی احزاب بخشی از سیستم بورکراسی حکومتی هستند و ارگان جهانی آن ها یعنی سازمان جهانی کار، رهنمودهای سرمایه جهانی را سیستماتیزه می کند و از طریق اعضایش – اتحادیه ها -  در سراسر جهان به اجرا در می آورد یا در خدمت اجرای آن قرار می گیرد، یا به فرضی که به یقین نزدیک تر است این گرایش ها منافع خود را با منافع این نهادها همگام می بینند و در حقیقت جایگاه طبقاتی آن ها آن جاست که به آن عزیمت می کنند. در این میان نیز مواردی دیده می شود که کارگران در مراکز اشغالی نهادهای شورایی خود را ایجاد می کنند اما به روال معمول به آن اسم اتحادیه مستقل یا اتحادیه آزاد می دهند چنانکه کارگران کارخانه ی لاستیک سازی اوزکادی مکزیک از آن استفاده کرده اند اما اعلام می دارند که برای سوسیالیسم مبارزه می کنند.

مورد سوم اشغال محل کار- کارخانه، اداره، مدرسه و یا هر مرکز دیگری است که در زیر یک نمونه ی دیگر آن معرفی می شود اما نوعی از اشغال کارخانه را با شعار " شوراهای ضد سرمایه داری را تشکیل دهیم و کارخانه های در حال تعطیل را تصرف کنیم" ما به عنوان یک راهکار تعرضی ضد سرمایه داری و دارای حداکثر موضوعیت واقعی در همین موقعیت کنونی جنبش کارگری ایران مطرح می کنیم که با اشکال دیگر اشغال محل کار تفاوت دارد و مشروح این دیدگاه را می شود در مقالات فعالین لغو کارمزدی دنبال کرد.

***

روز شنبه دهم ژانویه در آتن پایتخت یونان، خبرنگاران و روزنامه نگاران رادیکال ساختمان اتحادیه ی مطبوعات روزانه را اشغال کردند. این اتحادیه بنا برروال معمول اتحادیه ای در نقش دستگاه  کنترل کننده ی روزنامه نگاران در کل کشورعمل می کند. اشغال کنندگان گروه های آزاد و مستقل را برای بحث در باره ی طبیعت و مشکلات پخش برنامه و تهیه گزارش در باره ی خیزش دسامیر و پی آمدهای آن فراخواندند. هیات منتخب مجمع عمومی روز دوشنبه با انتشار بروشوری به بیان نظرات خود پرداخت که فشرده ای از آن در زیر ارائه می شود.

حرف آخر را کارگران خواهند زد، نه روسای رسانه ها!

هزاران نفری که روز جمعه 9 ژانویه 2009 خیابان ها را پرکردند، ثابت کردند که آتش افروخته شده در ماه دسامبر خاموش نخواهد شد؛ نه با گلوله و پاشیدن اسید علیه فعالین، نه با تروریسم ایدئولوژیکی گسترده ی رسانه ها در چند روز گذشته!

تنها مسئولیتی که دولت در قبال جوانان و کارگران بعهده گرفت عبارت بود از فشار محض. رسانه ها با پیشنهادات خود به دولت در اعلام " تحمل صفر" یا عدم تحمل هر گونه عمل اعتراضی جرات دادند و رئیس پلیس نیز پیشنهاد حمله با مواد شیمیایی، خشونت و دستگیری علیه همه ی کسانی را داد را که به پا خاسته اند و در سرراهشان قرار گرفته اند.

چنان که پیش آمد این کسان کارگران، روزنامه نگاران، عکاسان و حقوق دانانی را که در خیابان در صف مقابل کشتارکنندگان قرار می گیرند را نیز شامل شد. به وضوح روشن شد که شورش ماه دسامبر برای همه ی کسانی که بقای شان به کارمزدی گره خورده است مساله بزرگی شده است. به عنوان یک نتیجه ی این برداشت بعضی از ما کارگران رسانه ها و دانشجویان در کنار شورش ایستادیم. ما به طور فعال شورش کردیم. ما در جنگ آن ها به عنوان کارگر شرکت کردیم. ما با مبارزه ی روزانه ی مان در محل کار به مبارزه ی آن ها پیوستیم.

هدف اصلی ما این است که از انعکاس دیدگاه های  روسا در باره حوادث جاری جلوگیری کنیم. نمونه انتشار عکسی است که عکاس کوکتاس شیرونیس از نوجوان 15 ساله الکساندروس گرفت در حالتی که یک پلیس با اسلحه کمری به او شلیک می کرد.

ماخود را در این باره که رسانه ها دستگاه مهم ایدئولوژیک دولت ها هستند و می خواهند مردم را مجبور به ترک خیابان ها و رفتن به خانه هایشان کنند، گول نمی زنیم. آن ها دست به هر کاری می زنند و ما همه این ها را به این دلیل که در رسانه ها کار می کنیم بخوبی می دانیم. همین طور ما تشخیص می دهیم که بخش بزرگی از روزنامه نگاران ( وابسته به سیستم حاکم.م) تا زمانی که ما ساکت بمانیم قادر به ترویج ایده هایی  از قبیل وجود دونوع از تظاهرکنندگان( آشوب طلب و صلح طلب) و لغو حق تحصیلات دانشگاهی برای پناهندگان هستند. جایگاه ما اما با قیام کنندگان است. دلیل اصلی اش این است که ما روزانه  استثمار شدن را در محل کارمان تجربه می کنیم.

در صنعت رسانه ها مثل هر صنعت دیگری ما با پیامدهای پرمخاطره ی عدم امنیت کار و کارپرداخت نشده ، قطعه کاری، اضافه کاری و همه ی اشکال دیگر تغییرات روند کار توسط روسا سرو کار داریم. تحت شرایط تهدید بحران اقتصادی جاری ما هم تشدید اخراج ها، بیکاری و ترس از آن ها را تجربه می کنیم.  مثل همه کارگران ما چاپلوسی ها و خیانت های سندیکاها را تجربه می کنیم. اتحادیه مطبوعات آتن ESIEA ابزاری در تقابل با کارگران است. در واقع ESIEA اتحادیه ی روسای رسانه ها و یک مکانیسم حمایت از آن هاست، همان گونه که امتناع آنها از شرکت در اعتصاب عمومی 4 شنبه 10 دسامبر 2008 نشان داد.

بنابر همه ی این دلایل به عنوان یک ابتکار کارگران مزدی، ما تصمیم گرفته ایم ساختمان  ESIE را اشغال کنیم تا همه امکانات آن را در همبستگی با یک جامعه ی در حال قیام به کار بگیریم:

-        اطلاعات آزاد در مقابل تبلیغات ایدئولوژیکی روسایمان در رسانه ها،

-     عمل مستقیم، خودسازمان دهی و دموکراسی توسط همه ی کارگران رسانه ها علیه حملات مزدی علیه هرکدام  و هریک از ما

ما اعلام همبستگی می کنیم با کارگر مبارز کنسانتین کونوا،

ما خواهان آزادی فوری همه ی دستگیرشدگان شورش ها هستیم،

ما ترسی از اعتصاب کردن نداریم، روسای ما باید از اعتصاب ما بترسند.

 

از ساختمان اشغال شده ی ESIEA، 10.10.2009 

 ژانویه 2009 ،    فریده ثابتی