سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

 سازمان جهانی کار و دعوت کارگران به تحمل بربریت سرمایه

از روزهای شروع طغیان موج جدید بحران سرمایه داری تا امروز، سازمان جهانی کار به دفعات اطلاعیه هائی را صادر کرده است. محتوای مشترک و سمفونی بسیار همنواخت همه این ورق پاره های رسانه ای مشتمل بر دو بند است. بند نخست این که بحران دامنگیر تراست های عظیم صنعتی و مالی و همه بخش های مختلف سرمایه جهانی بسیار گسترده است و کارگران جهان باید بار این بحران سهمگین را حتماً تحمل کنند!! بند دوم هشدار به تمامی توده های کارگر دنیا برای استقبال مشتاقانه از کاهش دستمزدها و قبول ایثار و گرسنگی و فلاکت خویش با هدف تضمین بقای نظام بردگی مزدی است. این کل صدر و ذیل حرف های سازمان جهانی کار در روزهای اخیر را تعیین می کند و درست همین عبارات کوتاه اما بسیار صریح وشفاف است که شالوده استراتژی روز کلیه اتحادیه های کارگری بین المللی را معماری کرده و به هم پیوند زده است. رفع خطر مبارزات و اعتراضات ضد سرمایه داری طبقه کارگر از سر نظام بردگی مزدی نقش سرشتی جنبش اتحادیه ای و رفرمیسم سندیکالیستی است اما محتوای این نقش و چگونگی ایفای آن به شرائط روز دنیای سرمایه داری و چند و چون آرایش قوای طبقاتی جنبش کارگری بستگی دارد. آنچه امروز سرمایه را کلاف کرده و شیرازه حیات این نظام را به خطر افکنده است طغیان موحش موج بحران است و رسالت  اتحادیه ها در تمامی طول این چند ماه آن بوده است که کارگران کشورها را برای پذیرش 2 نکته اساسی مورد اخطار و انذار اطلاعیه های سازمان جهانی کار متقاعد سازند. دستور کار جلسات همه جا بر همین محور فرا چرخیده است. همه کلوب ها و سازمان های محلی دیوانسالاری اتحادیه ای همین امور را برنامه ریزی و راههای تحقق آن ها را شور و مشورت می کنند. وحشت و هراس اتحادیه سالاران از خطر مبارزات کارگران هیچ از سرمایه داران کمتر نیست. دنیای بردگی مزدی به همان میزان دنیای آروزها، انتظارات و رؤیاهای آنان است که برای صاحبان تراست های عظیم سرمایه داری این چنین است. تلاش جهت بقای این نظام به همان میزان برای آن ها مهم و حیاتی است که برای همه سرمایه داران حیاتی است و اهمیت دارد. واقعیت این است که به ویژه در شرائط حاضر، جنبش اتحادیه ای مهم ترین و مؤثرترین رل را در عرصه مجادلات طبقاتی میان توده های کارگر و نظام سرمایه داری به سود دومی و به زیان اولی بازی می کند. دولت ها برای ادامه حیات سرمایه و حفظ مناسبات کار مزدوری از خطر خیزش ها و جنبش های سرمایه ستیز طبقه کارگر به هر جنایتی دست می زنند اما این اتحادیه ها هستند که آنچه دولت ها اراده می کنند این ها به جای می آورند و بر توده های کارگر تحمیل می نمایند.اخراج میلیون ها کارگر تا همین امروز در کشورهای حوزه قدرت و نفوذ اتحادیه ها، همه جا با میدان داری مستقیم این نهادها صورت گرفته است. سرمایه داران فقط شمار کارگران مازاد بر نیاز خود و محکوم به اخراج را به رؤسای بخش های مختلف اتحادیه ها و سازمان های محلی جنبش اتحادیه ای گزارش می کنند، صاحبان سرمایه فقط تصمیم می گیرند و دستور انجام کارها را صادر می نمایند. از آن به بعد دیگر اتحادیه ها می باشند که کل برنامه ریزی اعمال و اجرای موفق تصمیمات صاحبان تراست ها و بنگاههای عظیم صنعتی برای اخراج هزار هزار و بیشتر توده های کارگر را با آغوش باز و با احساس مسؤلیت تمام به عهده می گیرند. سرمایه داران در غالب موارد به رغم دنیای عظیم قدرتی که سرمایه به آن ها تفویض کرده است، باز هم جسارت لازم برای تحمیل مستقیم تمامی بیکارسازی ها و جنایات دیگر بر کارگران را در خود نمی بینند. آنان به طور واقعی از مشتعل شدن شعله های خشم کارگران وحشت دارند و لاجرم همه جا رؤسای اتحادیه ها هستند که نقش نیروی پیشمرگ نظام سرمایه داری را در پس راندن موج خشم و عصیان کارگران ایفاء می کنند، با همه قوا به یاری سرمایه و سرمایه داران می شتابند، آنچه را که آنان آرزو نموده اند به اجراء می گذارند و توده های کارگر را به قبول آن مجبور می سازند. اطلاعیه های سازمان جهانی کار وظیفه آماده سازی فضا برای توسعه هر چه بیشتر بیکارسازی ها و کاهش هر چه مرگبارتر دستمزدها به نفع صاحبان سرمایه و نظام سرمایه داری را به دوش دارد. همه آنچه در این گزارشات و اسناد ذکر می شود پیامی از سوی سرمایه برای جمعیت عظیم بردگان مزدی دنیا است. سخن از این است که سرمایه داری بحران دارد و کارگران باید این نظام را با کل بحران زائی و اجتناب ناپذیری بحران هایش دوست داشته باشند، ارج گذارند، تقدیس نمایند و مورد حمایت و دفاع قرار دهند!!! گفتگو از این است که سرمایه به دلیل داشتن بحران مجبور به بیکارسازی است و توده های کارگر باید به بهای خانه خرابی هر چه سهمگین خود همه بیکارسازی ها را تحمل کنند و از این طریق به ماندگاری نظام کار مزدی کمک بنمایند. بخش مهمی از پیام سرمایه که توسط سازمان جهانی کار تبلیغ و القاء می شود موضوع کاهش دستمزدها است. سازمان به همه توده های کارگر هشدار می دهد که کاهش میزان دستمزدها شرط لازم موفقیت سرمایه داران در چالش بحران است و حصول این هدف نیازمند ایثار و فداکاری کارگران می باشد. موضوعی که عملاً دستور کار روز جنبش اتحادیه ای کشورها نیز هست و در هفته پیش شاهد بودیم که یکی از اتحادیه های کارگری نروژ عملاً پیشگام تحقق این وظیفه خطیر شد!!. پیشنهاد تنزل سطح دستمزد کارگران بخش های انرژی و ساختمان این کشور از جانب آقای هارالد سیورشن مسؤل طراز اول اتحادیه کارگری این بخش اتخاذ شد و او بود که در مصاحبه با رسانه های خبری نروژ اعلام داشت: «... ما باید حسن نیت خود را به سرمایه داران نشان دهیم. ما به کلیه اتحادیه های کارگری دیگر هم توصیه می کنیم که حسن نیت خویش را به صاحبان سرمایه نشان دهند. با سرمایه داران وارد گفتگو شوند و تلاش نمایند تا در زمینه جایگزینی سیاست کاهش دستمزدهای همه کارگران به جای اخراج عده ای کارگر به توافق برسند.. »  سیورشن همزمان خطاب به کارگران نروژ اضافه کرد که در شرائط بحران باید مواظب مصالح سودآوری سرمایه ها بود و با تقاضای افزایش دستمزد موجب ورشکستگی و وضعیت بد اقتصادی صاحبان سرمایه را فراهم نساخت. 

بحران سرمایه داری هر روز حادتر می شود و هر لحظه زندگی و کار و قوت لایموت شمار عظیم تری از توده های کارگر را در در کام خود فرو می بلعد. بحران در زمانی به وقوع پیوسته است که جمعیت بیکاران دنیا سر به میلیارد می زده است و شمار گرسنگان واقعی سکنه زمین از 3 میلیارد متجاوز بوده است. نظام سرمایه داری در طول چند دهه اخیر کره زمین را به ویرانه جنگ زده ای مبدل ساخته است که رشد غول آسای سرمایه ها همراه با رشد غول آساتر گرسنگی ها، بیکارسازی ها و فقر و فلاکت و فحشاء و کارتن خوابی ها و هولوکاست های حاصل جنگ ها تنها مشخصات اصلی و واقعی آن بوده است. وضعیتی که  آخرین بارقه های حیات را در برابر چشمان انسان ها کور ساخته است. طغیان مجدد موج بحران این کویر خشک مالامال از فقر و بی نانی و بی خانمانی و اجساد کشتکان را باز هم خشک تر و خونین تر و هراسناک تر کرده است. توده های کارگر همه جا در حالت عصیان و اعتراض و طغیان هستند. سرمایه داری برای مقابله با این عصیان و خشم و قهر از دو سلاح مهم و کارآمد برخوردار است. سلاح دیکتاتوری هار پلیسی و میلیتاریستی و حمام خون از نوع آنچه دولت سرمایه داری ایران دارد و تاریخاً به کار گرفته است و سلاح مؤثرتر، دموکراتیک، مدرن و بسیار متمدنانه ای که نام اتحادیه ها و نهادهای کارگری را بر سیمای خود حک کرده است. مبارزات روز کارگران همه جا توسط این دو سلاح کارساز سرمایه درو می گردد. با همه این ها طوفان اعتراضات و خیزش های کارگری هر روز از روز بیشتر از روز قبل سرعت و وسعت می گیرد. آنچه اینک در فرانسه جریان دارد و دیروز در یونان و چند روز قبل در هند و مصر و انگلیس و آلمان و جاهای دیگر جریان داشته است، آنچه در لاستیک البرز و صنایع فلزی و نیشکر هفت تپه و همه کارخانه ها و شهرهای ایران به طور مستمر به وقوع می پیوندد، همه و همه امواج گسسته این طوفان هستند. هیچ کجا نیست که صدای اعتراض کارگران بلند نباشد، هیچ نقطه ای از دنیا یافت نمی شود که امکان ادامه حیات توده های کارگر زیر فشار تعرض فزاینده استثمار سرمایه داری در سراشیب ناممکنی قرار نگرفته باشد. اتحادیه ها در بسیاری موارد با مشاهده موج نیرومند و سرکش این جنگ و ستیزها راه چاره را در همسوئی با اعتراضات کارگران می بینند اما سرانجام این همسوئی ها همه جا به بن بست کشیدن و به شکست راندن امواج اعتراض کارگران است. دنیای حاضر در همه زوایایش میدان مبارزه و جنگ و ستیز رو به اوج و خشماگین توده های کارگر علیه استثمار و بربریت سرمایه داری است. مشکل اساسی موقعیت ضعیف رویکرد ضد سرمایه داری و برای محو کار مزدی در این مبارزات و خیزش ها است. تاریخ وظیفه بسیار سترگی به عهده طبقه کارگر بین المللی قرار داده است شرائط روز با توجه به همه مؤلفه ها و مختصاتش تجسم تند پیچ مهمی در تاریخ زندگی انسان و ایفای این نقش عظیم توسط بردگان مزدی است. طبقه کارگر است که چگونگی عبور از این تندپیچ را رقم می زند اما سرنوشت جنبش کارگری در این کارزار بزرگ تاریخی به عوامل بسیار متعددی گره خورده است، آگاهی ضد کار مزدی، شفافیت افق لغو کار مزدی، سازمان یافتگی شورائی ضد سرمایه داری، گسستن هر چه مؤثرتر از بندهای اسارت آور سندیکالیسم و جنبش اتحادیه ای، مصونیت هر چه نیرومندتر در مقابل راه حل پردازی های فرقه گرایانه رفرمیسم چپ، همه و همه در عداد شروط لازم ایفای کارساز این نقش تاریخی هستند. درست به همه این دلائل است که شرائط روز مبارزه طبقاتی انجام وظائف بسیار سترگی را از فعالین ضد سرمایه داری و برای لغو کار مزدی جنبش بین المللی طبقه کارگر انتظار دارد.   

 

 

 

کارگران علیه سرمایه متحد شویم!

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

11 بهمن 1387

http://www.hamaahangi.com

khbitkzs@gmail.com