سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

جنبش کارگری و نسخه نویسان سندیکا

یکی از فعالان کارگری شرکت نیشکر هفت تپه نامه ای برای سایت اینترنتی « سلام دموکرات» ارسال داشته است. این نامه حاوی برخی نکات آموزنده برای توده های طبقه کارگر است. ما قبل از هر چیز این نکات را بعینه از متن نامه مذکور استخراج و نقل می کنیم .پس از آن به طور مختصر به جنبه های آموزشی برخی از آن ها نظر می اندازیم. دوست فعال کارگری می نویسد:

« ... از همان آغاز اعتراض و اعتصاب من و همکارانم یک مسئله برایمان مهم بود آن هم حفظ اتحاد و همبستگی کارگران شرکت و همبستگی ما با دیگر کارگران منطقه. در همان آغاز اعتصاب و اعتراض برای حفظ و تقویت همبستگی کارگران شرکت تصمیم گرفته شد درهفته یک روز جلسه عمومی داشته باشیم و در این جلسات همسران و فرزندان بزرگتر خانواده ها نیز شرکت کنند و در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها حضور فعال داشته باشند . به نظر ما این کار باعث می شد که خانواده ما کارگران بدانند که همگی متعلق به یک طبقه هستیم و سرنوشت همه ما به هم گره خورده است . در ضمن با حضور خانواده ها در تصمیم گیری ها و سهیم شدن تک تک آنها در برنامه ریزی ها و گرفتن تصمیمات اساسی، آن ها برای شرایط سخت و دشواری که پیش رو داریم آمادگی پیدا می کنند. چون ممکن است اعتصاب طولانی شود همچنین صف ما یکپارچه تر میشود و حضور خانواده ها در کنارمان اتحاد و همبستگی کارگران را تقویت می کند.... »

« ..... در ضمن برای آنکه نتوانند بین ما کارگران دو دستگی ایجاد کنند و فهماندن این مسئله که کارگران قراردادی همسرنوشت با ما هستند و اگر امروز آنان را بتوانند اخراج کنند فردا نوبت ما است، تصمیم گرفتیم از اخراج کارگران قرار دادی جلو گیری کنیم....»

« در تمام طول اعتصاب تا روزی که خود ما کارگران بدون دخالت دیگران تصمیم می گرفتیم هیچ اختلافی بین ما نبود و در جلسات همه در تصمیم گیری ها شرکت داشتند . و تلاش همه ما این بود که در درجه اول کارگران منطقه نیز در کنار کارگران شرکت نیشکر باشند و در اعتراضات و تجمعات ما مقابل ادارجاتی که مسئولین در انجا بودند ما را همراهی کنند . در چند مورد نیز کارگران دیگر شرکت ها حضور داشتند . و کارگران منطقه با صدور اطلاعیه از ما حمایت کردند......»

« .... متاسفانه با طولانی شدن اعتراض و تکرار اعتصاب ، دیگران نیز از دور و نزدیک در مسائل ما دخیل شدند و همه آنان به عنوان کمک به ما وارد میدان شدند . با دخالت دیگران بحث سندیکا و غیره مطرح شد و با تشکیل سندیکا و انتخاب نمایندگان ما تلاش کردیم تنها در حفظ اتحاد خود کارگران شرکت و حفظ ارتباط با دیگر کارگران منطقه کوشش کنیم ......»

« .... در مورد برخوردهای غیرمسئولانه و تخریبی کسانی که به اسم کمک به کارگران ، اما در اصل کمک به خود وارد قضیه شدند می گویم چنین کسانی که سعی می کنند برای خود این چنین هویت های کاذبی کسب کنند، زمان آن ها را افشا و بی آبرو خواهد ساخت . در مورد کار اینان کافی است کمیت و کیفیت مبارزات و اعتراضات اخیر کارگران را با سال گذشته مقایسه کنید . تازه سال گذشته بگیر و ببند و زندان و سرکوب نسبت به نمایندگان و کارگران خیلی شدید تر بود . در اصل تلاش اینگونه افراد نتیجه ای جز عقیم کردن مبارزات کارگران در این منطقه نداشته است ....»

نامه فعال کارگری نیشکر هفت تپه مشروح تر از چیزی است که ما در این جا نقل کردیم. ایشان حتی با صراحت و بدون هیچ پرده پوشی از محافل و فرقه های دست اندرکار برای تحمیل سندیکالیسم و پدیده سندیکا بر مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه نام می برند. موضوعی که پرداختن به آن طبعاً نه مسأله ما و نه موضوع سخن ماست. آنچه در این جا و در جریان نقل بخش هائی از نوشته این دوست مورد توجه است نه نقش این و آن فرقه بلکه پاره ای واقعیت های اساسی و مهم مربوط به مبارزه طبقاتی توده های کارگر و هویت بارز سرمایه ستیزی خودجوش جنبش کارگری است. چیزی که در بند بند نامه فعال کارگری نیشکر هفت تپه موج می زند. بر اساس گفته ایشان چند مؤلفه بسیار مهم و تعیین کننده شالوده کار توده های کارگر در چگونگی رتق و فتق و پیشبرد و سازماندهی مبارزاتشان بوده است. حفظ همبستگی، جلب حمایت همسرنوشتان و همزنجیران کارگر در کارخانه ها و مراکز کار دیگر، دخالت دادن وسیع زنان و فرزندان خانواده های کارگران در جلسات مشاوره و تصمیم گیری با هدف مشارکت آن ها در مبارزه و آماده شدن آنان برای قبول تمامی عوارض و عواقب ناشی از سرکوب مبارزات، ایجاد وحدت آهنین میان کارگران دائمی و قراردادی، تلاش برای دخالت هر چه گسترده تر و خلاق تر و آگاهانه تر همه کارگران در برنامه ریزی ها و اتخاذ راهکارهای استمرار مبارزات، بذل حداکثر مساعی برای حفظ صفوف مشترک و متحد پیکار و نکات مشابه دیگر در زمره این مؤلفه های اساسی بوده اند. کارگران با صاحبان سرمایه، دولت سرمایه داری و در یک کلام با نظام بردگی مزدی در حال پیکار بوده اند و بکارگیری مؤلفه ها و اصول و پرنسیپ های بالا را شروط لازم تدارک و توسعه و به پیروزی رساندن این پیکار می دیده اند.

دوست کارگر ادامه می دهد که همه چیز به درستی و با حصول نتایج ممکن به پیش می رفته است، اما فاجعه از زمانی آغاز می گردد که اصحاب فرقه ها در جستجوی منافع محقر سکتی، حریم جنبش ضد سرمایه داری کارگران را آماج دخالت خود می سازند. توضیح واضحات است که سخن از داخل و خارج مبارزات کارگران هفت تپه نیست. داخل و خارج برای جنبش کارگری نه مقوله ای مکانی و فیزیکی که موضوعی از بیخ و بن طبقاتی است. مشکل فرقه ها برخلاف آنچه خودشان می پندارند، مشکل انفصال فیزیکی یا محدودیت های اضطراری ناشی از وجود دیکتاتوری هار و عریان پلیسی سرمایه داری نیست. دیکتاتوری هار سرمایه واقعیتی مخوف، رعب آور و نابودساز است اما این دیکتاتوری بیش از هر کجا و سهمگین تر از همه جا علیه جنبش جاری توده های کارگر در جریان است. انفصال فرقه ها از جنبش کارگری یک انفصال واقعی طبقاتی است، فرقه ها بقایای مضمحل جنبش های اقشار غیرکارگری و به بیان دقیق تر جنبش لایه هائی از طبقه سرمایه دارند که صدر و ذیل رسالت آنان در تحمیل خویش بر جنبش کارگری، تلاش برای تبدیل این جنبش به تسمه نقاله قدرت گیری خود و سرانجام جایگزینی شکل موجود نظام بردگی مزدی با نوع دولتی سرمایه داری خلاصه می گردد. فرقه های طیف رفرمیسم چپ با سندیکالیسم پدیده های لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. اینان صرفاً با این هدف به سوی کارگران خیز بر می دارند و درست به همین دلیل در هر کجای این جنبش که پای می نهند دست به سلاخی هر جنب و جوش ضد سرمایه داری می زنند. در همه جا دست به کار نسخه نویسی سندیکا می گردند و صد البته که در مواردی نام همین سندیکا را شورا یا مجمع عمومی می گذارند، ظرفی که به هر حال ظرف پیکار ضد سرمایه داری توده های کارگر نباشد، بلکه کل مبارزه طبقاتی کارگران را یا در تابوت جنبش اتحادیه های به گورستان سازش با سرمایه حمل کند و در آنجا دفن سازد و یا تسمه نقاله قدرت یابی این و آن فرقه و استقرار سرمایه داری دولتی گرداند.

جمعیت 5000 نفری کارگران نیشکر هفت تپه دو سال تمام در سطحی بسیار گسترده و با کندوکاو هوشیارانه برای تحمیل مطالبات خویش بر سرمایه داران و دولت سرمایه داری مبارزه می کرده اند، آنان بر اساس گفته دوست نویسنده نامه، نه در تدارک ساختن سندیکا بوده اند و نه حرص و جوش گزینش مکتبی و مسلکی این یا آن نام را برای سازمانیابی پیکار متحد خود داشته اند. بنیاد تلاش، اتحاد، همدلی، همسنگری و همه وجوه جوشش آنان مبارزه علیه استثمار سرمایه و تحمیل مطالبات خویش بر نظام سرمایه داری بوده است. آنان به حکم شرائط واقعی زندگی و بر اقتضای هستی اجتماعی و طبقاتی خود به صورت بسیار طبیعی و خودجوش با سرمایه در جنگ بوده اند. همه کارها خوب پیش می رفته است و در عرض یک سال در زیر فشار موج سرکوب و اعمال قهر یکی از هارترین دیکتاتوری های سرمایه داری  50 اعتصاب عظیم 5000 نفری علیه سرمایه به راه انداخته اند. این نکته حائز حداکثر اهمیت است که این خیزش سترگ طبقاتی ضد سرمایه داری در طول این یک سال به صورت مدام توسط قوای قهر سرمایه سرکوب می شود اما نه فقط از میان نمی رود که هر روز بیش از روز پیش زبانه می کشد، همه توده های کارگر شهر را بسیج می کند، حمایت کارگران مراکز دیگر کار را جلب می کند، سرمایه داران و دولت آن ها را دچار استیصال می سازد. این وضع به همین سان ادامه دارد تا اینکه فرشته عذاب سرمایه در هیأت یا هیأت هائی دیگر از راه می رسد، آهنگ ساختن سندیکا از هر سوی ساز می گردد، گروگان گیری فعالین کارگری برای نصب در ویترین های فرقه ای یا حلق آویزی جنبش کارگری به دار دوم خرداد آغاز می شود، آنچه را که قوای قهر و سرکوب و حمام خون سرمایه وعده کرده بود، اینان با ترفندبافی اپوزیسون مآبانه به جای می آورند. سندیکا تشکیل می گردد و مبارزات کارگران عجالتاً و برای چند صباحی پایان می یابد.

فعالین ضد سرمایه داری کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری همواره و در همه جا بر طبیعت سرمایه ستیز مبارزه خودجوش توده های کارگر تأکید کرده اند، آنان در این زمینه بسیار نوشته اند و گفته اند. ما همه جا به صورت مشروح و مستدل توضیح داده ایم که همین جنبش خودانگیخته ضد سرمایه داری کارگران است که باید با دخالت اندرونی فعالین آگاه و ضد سرمایه داری ببالد، آگاه شود، نقد رادیکال، پراتیک و طبقاتی رابطه کار مزدی را هستی آگاه خود سازد، متشکل گردد، افق دار شود، لحظه به لحظه بر نظام سرمایه داری بشورد، مطالبات روز خود را بر این نظام تحمیل کند، سنگر پیکار ضد سرمایه داری خود را مستحکم تر سازد، رابطه تولید اضافه ارزش را هر چه وسیع تر دچار اختلال گرداند، دولت سرمایه داری را در همه میادین مبارزه ضد سرمایه داری به چالش بکشد، قدرت سیاسی را به چنگ آرد و بنیاد کار مزدی را از جهان براندازد. فعالین ضد سرمایه داری در همان حال همراه با این مباحث، در همه جا بر نقش مخرب سندیکالیسم و رفرمیسم چپ فرقه باز در به انحراف کشاندن و سلاخی جنبش ضد سرمایه داری به نفع ماندگارسازی نظام بردگی مزدی پای فشرده اند. آنچه دوست فعال جنبش کارگران نیشکر هفت تپه به عنوان تجارب مستقیم خویش در نامه اش توضیح داده است  مو به مو سند تأییدی است بر همه مباحثی که از سوی فعالین ضد سرمایه داری جنبش کارگری طرح گردیده است.

 

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

4 دی 1387

www.hamaahangi.com

hamaahangi@gmail.com