سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر ادبیات سوسیالیستی هنر و ادبیات کارگری تماس با ما

 

فراخوان اتحاد فعالان جنبش کارگری

برای متشکل کردن طبقه کارگر علیه نظام سرمایه داری

1- آنچه در چند هفته اخیر در خیابان های شهرهای ایران جریان داشت فقط نوک کوه یخ عظیم اعتراض و خشم  و عصیانی است که 30 سال است در وجود انسان های اسیر استثمار و استبداد و توحش سرمایه بر روی هم تلنبار شده است. انتخابات و حوادث پس از آن فقط محملی برای بروز چشمه ای از این دنیای  ستمکشی ها و بی حقوقی ها بود. پناه بردن ناگزیر این جنبش به زیر پرچم جناح اصلاح طلب سرمایه داری ذره ای در این واقعیت تغییر نمی دهد که این حرکت شرری است از آتشی که در اثر دیکتاتوری هار و لجام گسیخته سرمایه شعله ور شده و جامعه را وارد مرحله سیاسی جدیدی کرده است.

2- برمتن بحران سیاسی جاری، فشار بر سطح معیشت کارگران از گذشته بسی بیشتر خواهد شد. بحران اقتصادی جاری ارکان بازتولید کل سرمایه اجتماعی را تا همین جا متزلزل کرده است و در آینده متزلزل تر خواهد کرد. انبوه معضلات  اقتصادی ناشی از رویدادهای این مدت، امواج بحران را بیش از پیش گسترش خواهد داد و دامنه تأثیر آن بر شرایط ارزش افزایی سرمایه ها را وسیع تر و متلاطم تر خواهد ساخت. تناقضات و بن بست های کهنه برنامه ریزی های دولت سرمایه داری برای تداوم بقای نظم اقتصادی و اجتماعی موجود بازهم به طور قطع حادتر می شود. صاحبان سرمایه و دولت سرمایه داری برای حفظ سودهای کلان ناگزیر به سطح معیشت و هست و نیست توده های کارگر بیش از پیش یورش می برند و فشار بر شانه طبقه کارگر از همه سو بیشتر خواهد شد. این وضع ناگزیر مقاومت و طغیان طبقه کارگر - حتی در همین حالت سازمان نیافته و پراکنده و درمانده  - را بازهم  گسترده تر خواهد کرد.

3- قدرت سیاسی سرمایه حتی در قیاس با همین یک ماه پیش در سطح جامعه و در فضای زندگی و افکار و نگاه عمومی مردم به صورت رژیمی درمانده و مستاصل که برای پیشبرد امور خود چاره ای جز خون ریزی و تکیه بر سرنیزه ندارد ظاهر خواهد شد. امروز دیگر فقط کارگران نیستند که هر لحظه حیات دولت سرمایه داری را مصیبتی عظیم برای زندگی خود می بینند. حتی بخش هایی از طبقه سرمایه دار و نمایندگان سیاسی آنان نیز این دولت را فاقد مشروعیت می دانند و آرایش و اصلاح آن را شرط حتمی ماندگاری نظام سرمایه داری تلقی می کنند. این امر به رغم تداوم بسیار فزاینده و رشد یابنده سرکوب و اعمال قهر، به هر حال در کنار همه مؤلفه های دیگری که گفتیم به توده های کارگر فرصت می دهد تا با جسارتی بیشتر از گذشته مطالبات خود را طرح کنند. اقتدار و قدرقدرتی دولت سرمایه شکاف برداشته است و این شکاف راه مبارزه کارگران با سرمایه داری را کم و بیش هموارتر خواهد کرد.

4- اصلاح طلبان به دنبال قطعی شدن شکست شان در مرحله کنونی، برنامه ریزی و اجرای شگردهای تازه برای سوارشدن بر موج نارضائی و اعتراض مردم، هدایت سیل خشم و اعتراض انسان های ناراضی به بیراهه اصلاح طلبی و بهره گیری از قدرت این سیل نیرومند به نفع تحکیم پایه های قدرت خویش را ادامه خواهند داد. پیداست که دولت نیز برای سرکوب این مبارزات دوره تازه ای را آغاز خواهد کرد. اصلاح طلبان در طی همین چند روز اخیر با صدور اطلاعیه های مختلف اعلام کرده اند که میدان های تازه ای را برای تداوم کشمکش مسالمت آمیز و به قول خودشان قانونی علیه دولت باز می کنند و دولت با نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی آن نیز تصریح کرده است که هر گونه مخالفت و اعتراض را با شدت بیشتری سرکوب خواهد کرد. این جدال ناگزیر شکاف بین دو جناح را بیش از پیش خواهد کرد که خود به سود طبقه کارگر است، زیرا دولت سرمایه را  به میزان قابل توجهی تضعیف می کند.

5- دولت سرمایه داری در سطح بین المللی بسیار بیشتر از گذشته آماج فشار رقبا و باج خواهی ها قرار خواهد گرفت و در مراودات خود با دولت های دیگر سرمایه داری موقعیتی متزلزل تر از پیش خواهد داشت. حتی شرکای نزدیکش از نوع روسیه و چین باج های بسیارعظیم تری را از او مطالبه خواهند کرد. در مبادلات اقتصادی خود با بازار جهانی سرمایه اسیر وضعیتی بسیار دشوارتر می شود. هزینه سرمایه گذاری و بازتولید روند انباشت سرمایه به گونه ای چشمگیر بالاتر می رود. دایره افزایش بی مهار سودها و دستیابی به نرخ سودهای کلان و مطلوب ناگزیر تنگ تر می گردد. همه این امور به نوبه خود روند بازتولید سرمایه اجتماعی را زیر فشار جدی قرار می دهد. دولت سرمایه کل این فشار را یکراست به زندگی توده های کارگر منتقل خواهد کرد و این امر بازهم زمینه های مادی گسترش امواج اعتراض و عصیان طبقه کارگر را فراهم تر خواهد ساخت. وقوع این رویدادها در همان حال بخش های مختلف طبقه سرمایه دار، جناح های درون و حاشیه قدرت سیاسی و دولتمردان نظام بردگی مزدی را بیشتر به جان هم خواهد انداخت. 

6- مؤلفه های بالا همراه با بسیاری داده های سیاسی و عوامل اجتماعی دیگر در مجموع نشان می دهند که توفان اعتراض و نارضائی کنونی از وزیدن بازنخواهد ایستاد و در پیچ و خم مجاری خاصی که البته از همه سو با نیروی قهر و سرکوب دولت سرمایه مواجه می شود همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد. اما این توفان با تمام قدرت ویرانگری خودانگیخته اش متاسفانه هیچ نشانی از جنبش خودآگاه طبقاتی توده های کارگر علیه سرمایه  ندارد و زیر رهبری جناح اصلاح طلب سرمایه داری  قراردارد. یک شانس بسیار بزرگ اصلاح طلبان همین سطح نازل، فرومانده و فاقد هر نوع استخوان بندی  کارگری و ضدسرمایه داری جنبش اعتراضی جاری است. همان گونه که انقلاب سال 1357 نشان داد، تا زمانی که این جنبش زیر رهبری جناحی از طبقه سرمایه دار است  جز تثبیت و تحکیم نظام سرمایه داری در شکلی دیگر به هیچ نتیجه دیگری نخواهد انجامید. شرط پیروزی طبقه کارگر بر نظام سرمایه داری یا دست کم عقب راندن و تضعیف آن در شرایط کنونی حضور مستقل، خودآگاهانه و سازمانیافته این طبقه در جنبش جاری است.

7- طبقه کارگر علیه کل نظام سرمایه داری و تمام جناح ها و بخش های طبقه سرمایه دار و دولت آن به یکسان مبارزه می کند. اما لزوم تمرکز حمله برای تحمیل بیشترین مطالبات کارگران بر کل نظام سرمایه داری درعین حفظ استقلال طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی ایجاب می کند که جنبش کارگری در شرایط کنونی از یک سو نوک تیز مبارزه آگاهانه و سازمانیافته خود را روی کل قدرت سیاسی حاکم بگذارد و، از سوی دیگر، جناح مغضوب اصلاح طلب سرمایه داری را بیرحمانه افشا کند. افشای جناح اصلاح طلب به عنوان بخشی از طبقه سرمایه دار که با ایجاد توهم اصلاح سرمایه داری ایران و برقراری سرمایه داری دموکراتیک درواقع به کارگران آدرس غلط می دهد و آن ها را پی نخود سیاه می فرستد ضرورت قطعی و بی چون و چرای موفقیت و پیشرفت جنبش کارگری در اوضاع کنونی است.

8- گردهم آمدن حداکثر جمعیت طبقه کارگر برای مبارز با سرمایه داری و لزوم ارتقای توان مادی و فکری آن برای مبارزه در جهت الغای نظام بردگی مزدی ایجاب می کند که این طبقه مبارزه سازمانیافته و آگاهانه را از مطالبات پایه ای خویش آغاز کند. ما این مطالبات را در سند « منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران» اعلام کرده ایم. با این همه، امکان تکمیل و اصلاح این مطالبات را منتفی نمی دانیم، مشروط بر آن که جوهر و خمیرمایه ضدسرمایه داری آن ها محفوظ بماند.

9- تحقق مطالبات پایه ای کارگران و تحمیل آن ها بر دولت سرمایه داری حاکم درگرو قدرت سازمانیافته طبقه کارگر است و این قدرت نیز در شرایط کنونی هیچ معنایی جز متشکل شدن کارگران در شوراهای ضدسرمایه داری ندارد. اما هدف شوراهای کارگری و پیوند سراسری آن ها در قالب « شورای سراسری طبقه کارگر ایران» صرفا تحقق مطالبات پایه ای این طبقه نیست. شرط اساسی موفقیت راهکارهای تصرف کارخانه و اعتصاب سراسری و به طور کلی هرگونه مبارزه طبقه کارگر برای الغای رابطه اجتماعی سرمایه ازجمله کسب قدرت سیاسی، وجود شوراهای ضدسرمایه داری این طبقه است.

10- راهکار شرکت مستقل، فعال و سازمانیافته کارگران در جنبش جاری در راستا و در پیوند با تداوم و ارتقای مبارزه کارگران در عرصه هایی است که تا پیش از پیدایش این جنبش عرصه های اصلی مبارزه طبقه کارگر ایران بوده اند. این عرصه ها به طور کلی عبارتند از عرصه مبارزه با بیکارسازی در کارخانه های تعطیل شده و درمعرض تعطیل و عرصه مبارزه با شکل های مختلف تشدید استثمار در مراکز دایر کار و تولید. راهکارهای پیشنهادی ما در عرصه نخست تصرف کارخانه های تعطیل شده و درمعرض تعطیل و درعرصه دوم اعتصاب است. ما همچنان بر صحت این راهکارها و به ویژه بر سراسری کردن آن ها در شرایط کنونی پای می فشاریم.

 

بر اساس نکات بالا، ما تمام فعالان جنبش ضدسرمایه داری طبقه کارگر را حول محورهای زیر به اتحاد برای متشکل کردن طبقه کارگر علیه نظام سرمایه داری فرامی خوانیم :

الف – توافق حول مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران، که به ضمیمه این فراخوان آمده است.

ب – تلاش سازمانیافته برای ایجاد شوراهای ضدسرمایه داری طبقه کارگر در محل های کار و زیست کارگران.

ج – برنامه ریزی متحدانه راه اندازی اعتصاب در همه مراکز کار و تولید.

د – تدارک سازمانیافته تصرف کارخانه های تعطیل شده و درمعرض تعطیل.

ه – شرکت سازمانیافته درجنبش جاری با هدف ایجاد صف مستقل کارگران برای تحقق مطالبات پایه ای طبقه کارگر.

و- به کارگیری و تلفیق راهکارهای فوق و سازوکارهای دیگر برای اعمال قدرت سازمانیافته کارگری علیه سرمایه.

                                کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری

11 تیر 1388

www.hamaahangi.com

khbitkzs@gmail.com

 

ضمیمه:

مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران

1- حداقل دستمزد ماهانه کارگران باید براساس ثروتی که آنان برای جامعه تولید کرده اند («تولید ناخالص داخلی») و اختصاص سهم هرچه بیشتری از این ثروت به ارتقای سطح زندگی و رفاه کارگران تعیین شود.

2- تمام افراد زیر 18 سال باید از محل ثروتی که کارگران برای جامعه تولید کرده اندحقوق ثابت ماهانه دریافت کنند.

3- کارخانگی بایدازمیان برود، اما تا آن زمان باید به زنان خانه دار دستمزدی معادل دستمزد کارگران شاغل تعلق گیرد.

4- تمام افراد جامعه باید از تأمین اجتماعی شامل حقوق بازنشستگی و ازکارافتادگی و بیمه بیکاری برخوردار باشند.

5- تمام بیکاران آماده کار باید مشمول بیمه بیکاری باشند. بیمه بیکاری نباید ازحداقل دستمزد کارگران شاغل کمترباشد.

6- هر نوع قرارداد استخدام موقت باید ملغی شود.

7- حقوق تمام شاغلان، بیکاران، زنان خانه دار و افراد زیر 18 سال باید حداکثر تا بیست و پنجم هر ماه پرداخت شود.

8- شاغلان در تمام مراکز کار و تولید در تمام شیفت های کاری باید ازغذا و سرویس ایاب و ذهاب رایگان برخوردار باشند.

9- مسکن مناسب با تمام امکانات رفاهی و ارتباطی و وسائل خانگی حق مسلم هرشهروندی است. تحقق این امر درگرو آن است که:

   - از ساختمان های تحت مالکیت دولت که اینک در اختیار نهادهای دولتی قرار دارند برای تأمین مسکن شهروندان استفاده شود.    

   - دولت هر سال درصد معینی از بودجه را به احداث واحدهای مسکونی جدید برای شهروندان اختصاص دهد. 

10- بهداشت و دارو و درمان انواع بیماری ها باید رایگان باشد. 

11- آموزش و پرورش در تمام سطوح باید رایگان شود. 

12- حمل ونقل عموم مردم در سراسر جامعه باید رایگان شود.

13- تمام مردم باید از مهد کودک رایگان استفاده کنند.

14- همه سالمندان و معلولان باید به صورت رایگان تحت مراقبت قرار گیرند. 

15- کار کودکان و جوانان زیر 18 سال باید به طور کامل ملغی شود.

16- هرگونه تبعیض جنسی در مورد زنان باید از میان برود. برای تحقق این خواست باید :    

    - زنان درتمام قوانین ازجمله قانون کار،قوانین مربوط به خانواده وقوانین کیفری با مردان حقوق برابرداشته باشند.              

    - هر نوع دخالت دولت در تعیین نوع زندگی، روابط زن و مرد یا دختر و پسر و پوشاک زنان ممنوع شود.

    - ازدواج یا جدایی همسران از یکدیگر با توافق آزادانه و حق برابری کامل میان آنان صورت گیرد.

    - هرگونه ازدواج قبل از سن 18 سالگی ممنوع شود.

    - با ایجاد فرصت های شغلی برای زنان و امکاناتی رایگان چون شیرخوارگاه، مهدکودک، سالن غذاخوری و رخت شوی خانه به صورت گسترده و فراگیر در محل های کار و سکونت زمینه اجتماعی شدن کارخانگی فراهم شود.

17- تمام افراد جامعه باید بدون هیچ قید و شرطی از آزادی های سیاسی از قبیل آزادی عقیده و بیان، آزادی نشریات و مطبوعات، آزادی اعتصاب، آزادی تجمع و تحصن و راه پیمایی و تظاهرات برخوردار باشند.

18- ایجاد هرگونه تشکل از جمله تشکل ضدسرمایه داری و سراسری طبقه کارگر باید آزاد باشد.

به نقل از سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری