كارگران درمقابل همدستی اتحادیه کارگری با سرمایه داران
بیش
از 5600 کارگر خودروسازی آمریکا در سه واحد عظیم متعلق به
تراست صنعتی فورد علیه همدستی جنایتکارانه اتحادیه کارگری
با سرمایه داران دست به اعتراض زدند. اتحادیه ها مثل همیشه
بدون کسب هیچ توافقی از ناحیه توده های کارگر قرارداد
کثیف بسیار ننگینی را با صاحبان سرمایه امضا کرده اند. هدف
این قرارداد صرفاً سرشکن ساختن تمامی بار بحران سرمایه
داری بر معیشت پيوسته درحال تخریب و رو به انهدام طبقه
کارگر و نجات صنایع خودروسازی از ورطه بحران و کاهش نرخ
سود است. اتحادیه های کارگری ضدکارگر بر پایه این قرارداد
متعهد شده اند که هیچ کارگری در طول سال های آينده خواستار
هیچ میزان افزایش دستمزد نشود!! همزمان هر نوع اعتصاب
کارگران در این سال ها به طور کامل ممنوع و مستوجب مجازات
باشد!! « باب کینگ»
(Bob King)
رئیس اتحادیه خودروسازی به دنبال انعقاد این قرارداد شوم
و تبهکارانه با گستاخی و بیشرمی خاص سرمایه داران صدرنشین
اتحادیه های کارگری دنیا راهی یکی از کارخانه های فورد شد
تا با عوام فریبی و وارونه پردازی کارگران را برای قبول
مفاد جنایتکارانه اين قرارداد توجیه کند. توده های کارگر
با اطلاع از موضوع و به محض مشاهده « باب کینگ» دنیای خشم
و قهر و غضب خویش را بر سر و روی او كوفتند. آنان« باب
کینگ» را هو كردند و مورد سرزنش قرار دادند. واقعیت تلخ
این است که اتحادیه ها ماهیتاً و تاریخاً، در هر کجا که
وجود داشته اند، برای تحمیل مصالح سودافزايی سرمایه علیه
زندگی توده های کارگر به هر جنایتی دست زده اند. هر چه
تناقضات ذاتی شیوه تولید سرمایه داری حادتر شده است، هر چه
نظام سرمایه داری برای تداوم بقای به تشدید وحشیانه
استثمار کارگران جهان نیازمندتر شده است، هر چه سرمایه
عمیق تر و کوبنده تر به ورطه بحران فروغلتیده است، هر چه
نیاز سرمایه به سلاخی معیشت بردگان مزدی جهان وسیع تر و
شدیدتر شده است، اتحادیه های کارگری نیز بسیار آماده تر،
با برنامه تر، مجهزتر، بیشرمانه تر، ضدکارگری تر و درنده
تر به نفع سرمایه، برای نجات سرمایه داری و علیه هست و
نیست طبقه کارگر جهانی وارد میدان شده اند. این واقعیتی
است که هر کارگری با کمترین میزان آگاهی و شعور طبقاتی
قادر به درک روشن آن است. با این همه، سندیکالیست های
ایرانی و رفرمیست های چپ نمای جامعه ما در زمره آن دسته از
عقب ماندگانی هستند که قادر به درک این واقعیت بسیار ساده
و بدیهی و روشن تر از روز نیز نيستند. هنوز برای کارگر
ایرانی نسخه سندیکاسازی می پیچند و هنوز عوام فريبانه تلاش
می کنند تا به توده های کارگر ایران القا کنند که گویا این
اتحادیه های مزدور سرمایه جهانی به راستی مدافعان سخت کوش
حقوق و آزادی آنان هستند!! مغز سندیکالیست ها تبخیر منافع
سرمایه است و آنچه می اندیشند در خدمت حفظ نظام بردگی مزدی
است.
اكتبر 2009
به نقل از
سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری