گوشه ای دیگر از جنایات سرمایه علیه
کارگران در اسپانیا
قطع شدن دست کارگر خباز، قساوت بی حد و حصر کارفرمای
جنایتکار

در یکی از کارخانجات تولید کنندۀ نان در شهر گاندیا Gandia
واقع در شرق اسپانیا، یک کارگر مهاجر 33 ساله بولیویائی
برای سرمایه دار کارگاه کار می کرده است و توسط او به
وحشیانه ترین شکل استثمار می شده است، برده مزدی آواره،
هنگام کار با دستگاه تهیۀ خمیر، دچار حادثه می شود و در
حین وقوع حادثه دستش قطع می گردد. کارفرمای جنایتکار
کارخانه که شاهد این رویداد شوم بوده است به جای اینکه
کارگر را به بیمارستان منتقل کند، با بیرحمی دهشتناکی که
طبیعی سرمایه داران نوع اوست دست قطع شدۀ کارگر را که قابل
پیوند بوده است به درون سطل زباله پرتاب می کند. او سپس
کارگر قربانی را سوار بر ماشین می نماید و به جای انتقال
به بیمارستان در فاصلۀ 200 متری یک کلینیک رها می سازد.
گزارشات مطمئن رسانه ها حاکی است که این کارگر به مدت دو
سال تمام به صورت قاچاقی و سیاه، بدون برخورداری از هیچ
نوع حق و حقوق اولیه، در هولناک ترین شرائط کاری توسط
سرمایه دار صاحب کارخانه نانوائی مورد استثمار قرار می
گرفته است. سرمایه دار پس از وقوع سانحه به خاطر اینکه هیچ
جریمه ای او را تهدید نکند ترجیح می دهد که دست قطع شده
کارگر را به زباله دانی اندازد و خود او را نیز در خیابان
ها رها سازد. کارفرمای قاتل سفاک و درنده به این نیز
اکتفاء نمی کند. او کارگر را تهدید می نماید و از او می
خواهد که از آوردن نام محل کار و سرمایه دار قویاً خودداری
نماید. کارگر بولیویائی در هراس و دهشت از تهدیدات سرمایه
دار در بیمارستان می کوشد تا موضوع را استتار کند و در
ابتدا از بیان ماجرا برای کارکنان کلینیک اباء می ورزد،
اما بر اثر اصرار پرستاران و پزشکان سرانجام موضوع فاش می
شود. به دنبال افشاء ماجرا پلیس به کارخانه نانوائی محل
کار کارگر رجوع می کند و دست قطع شده را از آشغالدونی به
بیمارستان منتقل می سازد. پزشکان معالج تشخیص می دهند که
دست در آغاز قابل پیوند بوده است اما به دلیل عفونت ناشی
از ساعت ها ماندن در زباله دانی قابل استفاده نمی باشد.
کارگر بولیویائی در طول دو سال اقامت خود هر روز 12 ساعت
برای سرمایه دار خونخوار صاحب نانوائی کار می کزده است.
دستمزد ماهیانه او حدود 700 یورو بوده است که از 30%
دستمزد متعارف همزنجیران وی در اروپای شمالی و غربی بیشتر
نیست. استثمار تبهکارانه و سفاکانه کارگران مهاجر فاقد
جواز کار و اقامت همواره و به ویژه در شرائط موجود یکی از
مجاری بسیار مهم سوداندوزی های هر چه نجومی تر صاحبان
سرمایه در همه نقاط دنیای سرمایه داری است. دولت های
سرمایه داری این بردگان مزدی نفرین شده را حتی شهروند مقیم
جهنم تحت مالکیت خود به حساب نمی آورند. آنان را موجوداتی
نامشروع و فاقد هر نوع حق حیات تلقی می کنند و با این کار
تمامی مجوزهای لازم را برای سلاخی هر چه جنایتارانه تر آن
ها در اختیار صاحبان سرمایه قرار می دهند.
15 ژوئیه 2009
نقل از سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری