سرمایه و کشتار کودک به دست مادر
_bestanden/image002.jpg)
عظیم ترین بخش
مرگ و میرها در جهان موجود مرگ ومیرهایی است که مستقیم یا
غیرمستقیم از رابطه اجتماعی سرمایه سرچشمه می گیرند. در
میان این مرگ و میرها، کشتار کودکان جا و مکان ویژه ای
دارد. مرگ سالانه 10 میلیون کودک بر اثر گرسنگی در دنیا،
زندگی بدتر از مرگ 218 میلیون کودک کار جهان در بیغوله های
سودسازی سرمایه، مرگ میلیون ها کودک توسط باندهای دزدی و
قاچاق کودکان در هر سال، مرگ میلیون ها کودکی که مجبور به
گرفتن سلاح و شرکت در جنگ های قومی و قبیله ای یا رفتن بر
روی مین در جنگ های میان دولت ها از نوع جنگ میان رژیم های
ایران و عراق می شوند، مرگ میلیون ها کودکی که هر ساله در
اثر بی دارویی، بی آبی، نداشتن سرپناه و یا ابتلا به
بیماری های سهل العلاج می میرند همه و همه توسط سرمایه، با
سلاح سرمایه، در چهارچوب برنامه ریزی سرمایه و به حکم
مالکان و حاکمان دوزخ سرمایه داری انجام می گیرد. همه
اشکال مرگ و میر بالا شکل های مختلف کشتار کودکان توسط
سرمایه است، اما در این میان قتل کودک به دست مادر در زیر
تازیانه های فقر و فلاکت و گرسنگی کثیف ترین نوع مرگ
کودکان توسط نظام سرمایه داری است. عشق مادر به فرزند پاک
ترین، جوشان ترین، سرکش ترین و پرشورترین عشق ها است و
وقتی مادری زیر فشار گرسنگی و درماندگی و فقر تا پای کشتن
فرزند خویش پیش می رود یعنی سرمایه همه عشق و محبت و شور و
وجود انسانی او را بمباران کرده است، یعنی سرمایه او را
دچار وحشیانه ترین شکل جنون ساخته است، یعنی سرمایه او را
به قاتل فرزندش تبدیل کرده است، یعنی سرمایه در تولید
جنایت از هر مرز و محدوده ای عبور کرده است. قتل فرزند به
دست مادر شنیع ترین نوع کشتار کودکان است و این چیزی است
که بسیاری اوقات در جهنم مالامال از تعفن سرمایه داری
ایران روی می دهد. روی این خبر هولناک اندکی مکث کنید! «
مادری
دو کودکش
را به طرز دلخراشي به قتل رساند»
چرا؟ ماجرا را از زبان خبرنگاران بشنوید: معصومه زنی 30
ساله است که تا حال دو بار ازدواج کرده است و هر دو همسر
او را طلاق داده اند. ازدواج ها زیر فشار فقر و نداری و
گرسنگی ناشی از نظام بردگی مزدی صورت گرفته و طلاق ها با
چماق مردسالاری دینی - روبنای فرهنگی سرمایه داری حاکم بر
ایران - بر سر معصومه فرو باریده است. معصومه از شوهر
دوم 2 فرزند 3 ساله و 6 ساله دارد و او در پی طلاق ها از
بیکاری و فقر و گرسنگی خودش و فرزندانش رنج می برده است.
او محکوم جهنم سرمایه داری بوده و به عنوان نفرین شده
ترین و داغ لعنت خورده ترین نوع بردگان مزدی از هر نوع حق
و حقوق و پشتوانه و ملجأ و پناهی محروم بوده است. دستش به
هیچ کجا بند نبوده است. هیچ روزنه ای به سوی زندگی در پیش
روی او قرار نداشته است. دیو مهیب گرسنگی، کابوس سراسر
وحشت آوارگی، دهشت فراگیر از زن بودن و به ویژه زن تنها
بودن در دوزخ متفعن زن ستیزی رایج در سرمایه داری ایران
همه و همه وجود نحیف و عاجز او را فرسوده است. او در چنین
شرایطی تصمیم به خودکشی می گیرد و قبل از آن دیوانه وار هر
دو فرزند خویش را می کشد. او دو کودک خردسال معصوم خود را
به قتل می رساند، اما معلوم نیست به چه دلیل موفق به کشتن
خود نمی شود. معصومه در پی این واقعه هولناک به دست
نیروهای دولتی سرمایه می افتد و پیداست که باید در انتظار
مرگ بنشیند.
30 آذر 88
به نقل از
سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تاشکل کارگری