سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

اعتصاب کارگران شرکت لاگنا در شهر یوردبرو سوئد

روز دوشنبه 15 ژوئن ساعت 6 صبح کارگران بخش انبار شرکت لاگنا در شهر یوردبرو سوند دست از کار کشیدند. اعتصاب به صورت خودجوش و در خارج از مدار تصمیم گیری یا توافق دیوان سالاری اتحادیه ای آغاز شد. پدیده ای که در عرف سرمایه داری از آن به عنوان اعتصاب وحشی ( خودرو) یا در واقع فاقد مشروعیت قانونی سرمایه یاد می شود. پیش تر در خبرها از تظاهرات خیابانی و مبارزات کارگران این شرکت صحبت کرده ایم. اعتصاب روز 15 ژوئن در امتداد همان مبارزات صورت می گرفت و هدف آن اعتراض به اخراج کارگران استخدامی و جایگزین سازی آن ها با کارگران قرادادی توسط سرمایه داران بود. لاگنا شرکت انبارداری تراست عظیم توزیع مشروبات الکلی در سوئد است که مالکیت آن در انحصار دولت این کشور است. همه کارگران جز 2 نفر در اعتصاب شرکت دارند. اعتصاب کنندگان با پارک خودروها در مقابل دروازه ورودی شرکت دست به ایجاد راه بندان زده اند تا از این طریق راه خروج هر نوع مشروب از انبارها را ببندند. نکته قابل توجه این است که اعتصاب چند روز پیش از مراسم موسوم به « نیمه تابستان» سازماندهی شد. در این روز و در جریان مراسم آن مصرف مشروبات الکلی به بالاترین میزان سالیانه خود می رسد و طبیعی است که کارگران با شروع اعتصاب و تعطیل توزیع مشروبات عملاً نظم کار سرمایه را در سطحی بسیار وسیع مختل می ساختند و همزمان جمعیت عظیمی از همزنجیران خویش را نیز به صورت مؤثر متوجه مطالبات و مبارزات خود می کردند.

اعتصاب کارگران و اقدامات تکمیلی تأثیرگذار و سازمان یافته آنان با واکنش حاد و هیستریک دولت سرمایه داری مواجه شد. نیروی پلیس به سرعت برق در محل اعتصاب حاضر شد و به کارگران اخطار کرد که باید راه خروج کالاها از انبارها را باز کنند. اخطار پلیس بی درنگ با مقاومت بسیار مصمم و متحد و متشکل کل کارگران اعتصابی رو به رو شد. همه کارگران بازو در بازوی همدیگر راه هر نوع خروج خودروهای حامل مشروب را سد ساختند. پارک خودروها در مقابل دروازه ورودی شرکت نیز سد محکمی بر سر راه عبور کامیون ها بود. پلیس با سماجت از کارگران تقاضا می کرد که خودروها را از از مسیر حرکت کامیون ها دور کنند. اما کارگران نه فقط این کار را نمی کردند بلکه خود نیز بازو به بازوی هم دیوار آهنینی در مقابل هر نوع حمل و نقل شرکت ایجاد می کردند و به این ترتیب سد ایجاد شده توسط پارک خودروها را تکمیل می کردند.

پلیس سرمایه مطابق معمول دست به کار کفن و دفن بازی دموکراسی شد و آنچنان که رسم سرمایه است بسیار صریح اعلام کرد که کارگران را دستگیر و زندانی و مجازات خواهد کرد. فحوای واقعی کلام پلیس این بود که اینجا جای قرائت تبصره ها و حاشیه نویسی های دموکراتیک قانون سرمایه نیست. برعکس، جایی است که باید به نص صریح و جوهر واقعی کار قانونگزار رجوع کرد. به ویژه آن که اتحادیه کارگری نیز مخالفت خود را با اعتصاب اعلام کرده و به این ترتیب کل شرع و عرف و مدنیت و زمین و زمان سرمایه برای سرکوب اعتراض کارگران با او همراه است. پلیس آماده دستگیری اعتصاب کنندگان شد. اما در همین حال شماری از کارگران به راهکار جالب دیگری روی کردند. آنان در یک چشم به هم زدن خود را به زیر کامیون های حامل مشروبات رساندند، در آنجا سنگر بستند و فریاد زدند که هر نوع حمل کالا به خارج از انبارها مستلزم عبور کامیون ها از روی نعش آنان است. کارگران با قدرت و جسارتی شگرف خطاب به پلیس سرمایه اعلام کردند که بفرمایید و از روی جنازه ما عبور کنید!

مقاومت کارگران پلیس را مجبور به عقب نشینی کرد. در طول ماجرا سلاح  تهدید به دستگیری کارایی خود را از دست داد. کارگران توانستند به پلیس سرمایه نشان دهند که واقعاً در همین سطح محدود 100 نفری خویش هم  یک قدرت هستند. قدرتی که دیوار سیمانی زندان سندیکالیسم سیاه اتحادیه ای را شکسته است و سپس پلیس سرمایه را این گونه مجبور به عقب نشینی می کند. اعتصاب کنندگان به دنبال این پیروزی با تشکیل یک جلسه دسته جمعی تصمیم گرفتند که به شماری از کامیون ها اجازه خروج دهند. این که هدف آنان از این کار دقیقاً چه بوده است اطلاع درستی در دست نیست. اما شواهد حکایت از توسل آن ها به نوعی تاکتیک برای هموارسازی راه تداوم اعتصاب می دهد. به نظر می رسد که با توجه اهمیت بسیار زیاد توزیع مشروب در این برهه زمانی خاص احتمال تهاجم وحشیانه تر قوای پلیس در جدول محاسبات کارگران وارد شده است و آنان ترجیح داده اند که با باز کردن اندک سوپاپ اطمینان و پرهیز از خطر انفجار راه تداوم مؤثرتر پیکار را باز نگه دارند.

نکته ای نیز از دیوان سالاری اتحادیه ای در مورد این مبارزات بگوییم. قبلاً خاطرنشان کردیم که این اعتصاب در خارج از مدار توافق اتحادیه آغاز شده است. کارگران با شکستن حریم قدرت اتحادیه اعتصاب را شروع کرده اند. اما دیوان سالاری اتحادیه ای  طبعاً دست بردار نیست و چهارچشمی مواظب است که آن را به شکست بکشاند. نمایندگان کلوب محلی اتحادیه به طور مکرر به اعتصاب کنندگان رجوع می کنند و با طرح مسائلی از نوع این که گویا اتحادیه بسیار سراسیمه و آشفته در تلاش برای حل مشکل آن ها است!! از کارگران می خواهد که به اعتصاب پایان دهند و حرمت سودافزایی عظیم تر سرمایه را پاس دارند. اصرار خدم و حشم اتحادیه ای تا این لحظه با پاسخ مخالف بسیار قاطع و دندان شکن کارگران مواجه شده است. آنان صریح و استوار اعلام کرده اند که تا دستیابی به نتیجه مطلوب و تضمین ادامه اشتغال خویش به اعتصاب ادامه خواهند داد.

نکته دیگری را نیز در ادامه این گزارش توضیح دهیم. هجوم نیروی پلیس به مراکز کار و محل وقوع اعتصابات کارگری در جامعه سوئد امر رایجی نیست. دلیل آن هم بسیار مشخص است. اتحادیه کارگری کلیه فعالیت ها، رسالت ها و مأموریت های پلیس سرمایه را بسیار موفق تر و سازمان یافته تر و مدنی تر و دموکراتیک تر انجام می دهد. پلیس معمولاً وقتی وارد میدان مشاجره میان توده های کارگر و کارفرمایان می شود که کارگران مقاومت دیوان سالاری اتحادیه ای را در جلوگیری از وقوع مبارزات خود درهم شکسته اند. حادثه مورد بحث ما نیز دقیقاً از همین نوع بوده است. اعتصاب اینک ادامه دارد. کارگران بسیار خشمگین و عاصی هستند و آثار هیچ نوع عقب نشینی در حرکت آنان دیده نمی شود.   

  

 

 

ژوئن 2009

به نقل از سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری