سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر ادبیات سوسیالیستی هنر و ادبیات کارگری تماس با ما

 

کنگره AFL-CIO و باراك اوباما

15 سپتامبر 2009  در پیتسزبورگ پنسیلوانیا کنگره اتحادیه کارگری AFL-CIO گشایش یافت. موضوع  کار کنگره عبارت بود از بیمه درمانی برای همه و انتخابات آزاد در اتحادیه. در ايالات متحده آمريكا که کنسرن هایش چون اختاپوسی بر سراسر دنیا چنگ انداخته اند ، سالانه هزاران نفر به دلیل نداشتن بیمه  درمانی می میرند. این وضعیت تقریبا یک پنجم جمعیت كشور را شامل مي شود. آن هایی نيز که بیمه درمانی دارند به دلیل این که شرکت بیمه تنها سهم ناچیزی از مخارج درمان را می پردازد و بخش اعظم آن باید توسط خود کارگران پرداخت شود، بیماری هایشان به صورت اساسي درمان نمي شود.

کنفدراسیون کارگری آمریکا در سال 1955 تاسیس شد و 56 اتحادیه ملی و یا بین المللی کارگری را زیر سقف خود جمع کرده است. این اتحادیه 11 میلیون از 15.7 میلیون کارگر ایالات متحده را به عنوان عضو زیر چتر سیاست های خود به آشتی طبقاتی کشانده است، یا در حقیقت آن ها را کت بسته در اختیار گرفته و از عمل مستقیم ضدسرمایه داری علیه سرمایه بازداشته است. 14 سال تمام است که جان سه ونی برمیز ریاست آن تکیه زده است. در سال 2005 تعداد 17 اتحادیه آن را ترک گفتند و دلیل آن را بوروکراتیک بودن، کم کار بودن و بیهوده کار بودن آن ذکر کردند. دوباره در سال 2007 سه اتحادیه بزرگ خدمات، حمل و نقل و مواد غذایی آن را ترک كردند و با خروج آن ها 4 میلیون کارگر و سالانه 120 میلیون دلار از درآمد این اتحادیه مادر کاسته شد. این سه اتحادیه سپس با چهار اتحادیه دیگر اتحادی بنام تغییر برای پیروزی را به وجود آوردند.

در بحران اقتصادی جاری، میلیون ها آمریکایی شغل خود را از دست داده اند. بیکاری گسترش یافته به نحوی که از سال 1980 به این طرف این وضعیت چه  در بخش خصوصی و چه در بخش عمومی بی سابقه بوده است. بیش از 110 هزار شغل وابسته به دولت های محلی و منطقه ای از بين رفته است. به اين رقم، 40 هزار معلم و 4 هزار آتش نشان را را هم اضافه کنید. در پنج ایالت بزرگ کالیفرنیا، فلوریدا، میشیگان، نیویورک و ایلی نویز حدود نیم میلیون شغل بخش عمومی از بين رفته است. به طور مثال، فقط در ایالت فلوریدا 13 هزار معلم و 28 هزار نفر دیگر اخراج شده اند. در شهرهای بزرگ بسیاری از مشاغلی که ثابت و دائمی فرض می شد از ميان رفته است : کار معلمان، کارگران خدمات شهری و کارکنان دانشگاه ها. در لاس و گاس بیش از نیمي از کارکنان بخش عمومی بيكار شده اند. در آلاباما حدود یک چهارم نیروی کار بیکار شده  و بعضی از ادارات بسته شده اند. این جا در هر 23 دقیقه یک کارگر اخراج می شود و نرخ رسمی بیکاری در آن 7.9 درصد است و به زودی به 10 درصد مي رسد. انتظار می رود که در ماه های آینده و تا پایان سال یک میلیون کارگر دیگر بیکار شوند. کارگران عضو اتحاديه ها که فکر می کردند سازمانی دارند که حد اقل در مواقع سختی پشت آن ها را خواهد گرفت- حالا مبارزه پیشکشش- سرخورده شدند و آن ها را ترک گفتند. بدین سان، اتحادیه ها از جمله اتحادیه فوق که با نارضايتي توده ای کارگران مواجه شدند به تکاپو افتادند تا جلوی این روند را بگيرند. زیرا اولا حق عضویت هایی که حقوق های بالای روسای اتحادیه ها از محل آن پرداخت می شود از دست مي رود و دوما پول هايي که رهبران اتحادیه در حمایت از احزاب خاص و در این جا حزب دموکرات خرج مي كنند كاهش مي يابد. وگرنه روسا را غم کارگران نیست. به همین سبب، اتحادیه برای جذب دوباره کارگران و پیوند دادن دوباره اتحادیه های جدا شده تلاش مي كند. برگزاری کنگره فوق نمونه مهمي از همين تلاش است.

باراک اوباما رئیس جمهوري آمریکا در کنگره اتحادیه حضور یافت و گفت:" ما به اتحادیه های قوی برای یک اقتصاد قوی نیاز داریم." او گفت او همان اهدافی را دارد که اتحادیه ها دارند و این هدف عبارت است از بازسازی اقتصاد و بازگردان آن به وضعیت خوب گذشته و بیمه درمانی برای همه. وی گفت این ها رفرم هایی است که مردم آمریکا به آن نیاز دارند. اوباما گفت نیاز کارگران را می فهمد. او طبقه کارگر آمریکا را طبقه متوسط آمریکا خواند و گفت موفقیت کارگران یعنی موفقیت طبقه متوسط، یعنی موفقیت ایالات متحده آمریکا. اوباما طبقه کارگر را طبقه متوسط می خواند، عنوانی که از نظر طبقاتی بي معنا است. زيرا در نظام سرمایه داری تنها دو طبقه اساسي وجود دارد؛ طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار. و طبقه کارگر دائما با افزایش جمعيت مواجه است و با هر بحرانی بخشی از اقشار طبقه سرمايه دار به درون این طبقه رانده مي شوند به نحوی که امروزه با یک طبقه چند میلیاردی جهانی رو به رو ایم.

 اوباما برخلاف روسای اتحادیه حرف خود را رك و راست می زند. او به صراحت مي گويد طبقه کارگر بی طبقه  کارگر. وقتی همه جمعيت، اقشار مختلف یک طبقه باشند کار توافق راحت تر است. هیچ تضاد طبقاتی موجود نیست و خطر مبارزه  ضد سرمایه داری نیز خاطر كسي را پريشان نمي كند. چرا اوباما این گونه راحت و با صراحت حرف می زند؟ پاسخ، به نقش اتحادیه ها در حمايت از حزب اوباما برمی گردد و با آن ارتباط مستقیم دارد. جاي تعجب نیست اگر می بینیم که همین اتحادیه از پول عضویت کارگران مبلغ 450 میلیون دلار به مبارزه انتخاباتی حزب دموکرات کمک می کند در حالی که یک میلیون کارگر اخراجی از هستی ساقط شده اند.

اما کارگران در عمل به نقش اتحادیه پی بردند و دانستند که عضویت شان در آن که نقشی جز واسطه گری بین کارگران و کارفرمایان ندارد هيچ دردی را از آن ها دوا نخواهد کرد. اما تعيین تکلیف واقعی کارگران با اتحاديه ها زمانی صورت خواهد گرفت که کارگران از رفرمیسم که همواره چشم به بالا دارد و مبارزه را نه کار خود کارگران بلکه وظیفه رهبران جهت بند و بست سیاسی و اقتصادی می داند رها شوند و خود پای به میدان بگذارند، توفنده شوراهای ضدسرمایه داری خود را تشکیل دهند و با تقویت مبارزه ضدسرمایه داری در جهت امحای نظامي که زالو صفت با مكيدن خون  آن ها جان می گیرد، مبارزه كنند.

26 سپتامبر 2009                    

                                            

نقل از سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری