|
اجتماع اعتراضی کارگران پرریس در مقابل اداره کار
سنندج
کارگران پرریس یک سال است که به نهادهای دولتی
رجوع می کنند و می کوشند تا از این طریق حکم اخراج
خویش را ابطال نمایند و مجدداً به سر کار باز
گردند. سرنوشت تلاش کارگران در طول این یک سال
بسیار غم انگیز و اسفبار بوده است. نهادهای دولتی
به صورت حسابشده و برنامه ریزی شده کارگران را سر
دوانده اند. آنان را در دالان های تیره و تار
دیوانسالاری سرمایه سرگردان ساخته اند. راه اتخاذ
راهکار موفق مبارزه را از پیش پای آن ها خط کشیده
اند و توان و ظرفیت پیکار آن ها علیه سرمایه را به
صورت رقت باری فرسوده و مستهلک نموده اند. زمانی
به آنان گفته اند که دیوان عدالت اداری فرشته نجات
است، دادرس کارگران است و سرمایه داران را به
الغاء همه احکام اخراج مجبور ساخته است!!! چند
صباح آن سوتر اعلام داشته اند که هیئت تشخیص، رأی
دیوان عدالت را باطل کرده است.آنچه در این فاصله
طولانی بر سر کارگران رفته است سوای استهلاک ظرفیت
مبارزه، سرگردانی و مأیوس شدن هیچ چیز دیگر نبوده
است. فاجعه اصلی این است که کارگران خود به این
روند تن داده اند. حرف ما از آغاز این بود که توسل
به نهادهای دولتی و حلق آویز کردن اعتراض خویش به
دار قانون سرمایه نه فقط هیچ نتیجه ای به بار
نخواهد آورد که کارگران را از پیگیری راه واقعی
مبارزه نیز سخت باز خواهد داشت. از طریق تمسک به
قانون سرمایه و دولت سرمایه داری قرار نبوده و
نیست که مشکلی از هیچ کارگری حل گردد. دولت و
قانون برای این وجود دارند که طوق بردگی مزدی را
هر چه سهمگین تر بر دست و پای کارگر قفل کنند، این
نهادها و قرارها بنا نیست که دادرس کارگر در مقابل
صاحبان سرمایه باشند. کارگران برای گرفتن مطالبات
خود سوای اعمال قدرت علیه سرمایه راه دیگری
ندارند. کارگران پرریس و شاهو و نساجی کردستان و
بافت کار و کارخانه های دیگر چند سال است که به
طور مستمر در حال مبارزه و اعتصاب و اعتراض و راه
پیمائی و تحصن به سر می برند. آنان گاه دست به
خیزش های متحد جمعی نیز زده اند. در این میان یک
کار را هیچ گاه نکرده اند. اینکه شاغل و بیکار و
در معرض اخراج، زن و مرد و بزرگ و کوچک همراه هم
به طور برنامه ریزی شد، با رجوع به سایر همزنجیران
خویش و با جلب حمایت آنان اولاً چرخ کار و تولید
را در مراکز کار متوقف سازند و ثانیاً به جای آنکه
خود از کارخانه ها اخراج شوند سرمایه داران را
بیرون بیاندازند. آنان این کار را تدارک ندیده
اند، دست به اعمال قدرت علیه سرمایه نزده اند،
بالعکس تمام قدرت پیکار خود را در آستان توسل به
قانون سرمایه و نظم سرمایه داری قربانی و دفن کرده
اند. این راهی است که بر جبین آن نوری به سوی هیچ
میزان پیرزوی نیست. این راه باید با راه روشن
مبارزه ضد سرمایه داری جایگزین گردد.
27 تیر 1388 |