سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر ادبیات سوسیالیستی هنر و ادبیات کارگری تماس با ما

 

زنان کارگر در تولیدی‌های لباس

اولین کارگاه در طبقه پنجم یک ساختمان مسکونی در تقاطع خیابان های ولی عصر و جمهوری قرارداشت. همه بخش های این ساختمان در اجاره تولیدی های لباس است. با گذر از یک راهرو تاریک و سیاه به آپارتمان کوچکی که حدوداً 70 متر است می‌رسیم.  کیسه‌های پراز لباس‌های آماده دوخت در گوشه و کنار کارگاه به چشم می‌خورد و فضا آکنده از غبار نخ و پارچه است. نفس سنگینی می‌کند. فضای سنگین، دلگیرو تیره اجازه‌ دیدن نور را نمی‌دهد، هر چند که اتاق پنجره‌های بزرگی دارد. در این تولیدی زنان و مردان با هم کار می‌کنند. حدود 7 الی 8 کارگر دارد. کارگاه برش جای دیگری است. تی شرت‌های برش خورده برای دوخت به این کارگاه می‌آید و سپس برای بسته بندی و اتوکاری به کارگاهی دیگر فرستاده می‌شود. این که چرا زحمت این همه حمل و انتقال را به خود می‌دهند و تازه مجبورند سه تا مکان هم اجاره کنند، پاسخ ساده‌ای دارد. یک علت شاید فرار از مالیات باشد. دلیل دیگر و اصلی‌تر این که سرمایه داران ترجیح می دهند تعداد کارگران مشغول به کار در هر کارگاه حداکثر 7 الی 8 نفر باشد، زیرا کنترل این تعداد کارگر راحت ‌تر است. همچنین، کارگاه مشمول همین چیزی هم که به نام قانون کار وجود دارد نمی شود و سرمایه دار حتی از دغدغه توخالی درگیری‌ با بیمه و تأمین اجتماعی هم آسوده می گردد. سرانجام و بازهم مهم تر این که کارگران در محیط ‌های کوچک و جدا از هم سخت تر قادر به متشکل ساختن خویش و مبارزه متحد با سرمایه داران می شوند.

کارفرما می‌گوید ساعت کار این کارگاه از 8 صبح تا 7 غروب است. پرداخت مزد در کارگاه‌های پوشاک اصولاً به دو صورت انجام می‌گیرد. پرداخت رقم ثابت به صورت ماهانه که مخصوص كارگران ساده و افراد فاقد تخصص است. مابقی کارگران به شکل قطعه کاری و کارمزدی کار می کنند. به این معنی که هر چه بیشتر جان بکنند و هر چه عمیق تر و حشتناک تر خود را بفرسایند و نابود سازند چند تومانی بیشتر می گیرند. دستمزد کارگران زن این کارگاه 140 هزار تومان با بیمه و 160 هزار تومان بدون بیمه است. مردها در این کارگاه برای کار یکسان، 20 هزار تومان بیشتر دریافت می‌کنند. غالب خانم‌ها از بیمه استفاده نمی کنند، زیرا زنانی که همسرانشان بیمه هستند نمی توانند پس از فوت همسرشان از حقوق مستمری آن ها استفاده کنند. به همین دلیل، ترجیح می دهند که لااقل پیش از مرگ شوهران خویش از بیمه مشترک استفاده کنند و دو حق بیمه گزاف به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت ننمایند. سطح حقوق زنان کمترازمردان است. اختلاف اين دستمزدها بين كارگران ساده زن و مرد به گفته كارفرما به طورمتوسط ماهیانه 100 تا 150 هزارتومان است. این کارگاه درکل شامل 26 کارگراست که 6 نفر آن ها زن هستند و کارهای غیرتخصصی را انجام می‌دهند. 20 نفر دیگر مرد هستند که تنها 5 نفر از آن ها کارهای غیرتخصصی یا به قول کارفرما وسط کاری را به عهده دارند. حقوق هیچ کارگری در شروع کار بیش از 140 تا 170 هزار تومان نیست. در میان کارگران تنها کسی که 250 هزار تومان می گرفت بیش از 3 سال از شروع کار وی در کارگاه گذشته بود. 5 کارگر زنی که در اینجا کار می کنند از راه های بسیار دور می آیند.  به همین خاطر، برای دريافت پول بیشتر نمی توانند تا دیروقت در کارگاه بمانند. با همه این ها، زودترین وقتی که به خانه می رسند بعد از ساعت های 8 یا 9 شب است.

در کارگاه‌های تولید لباس بچه، برای دوخت هر درز که به آن اصطلاحا یک خط می‌گویند 7 الی 8 تومان می‌پردازند. یک بلوز بچگانه دارای دو درز آستین، یک درز یقه، دو درز پهلوها و  5 درز سر دوزی است که بر روی هم 10 درز می شود. دستمزدی که کارگر برای دوخت این بلوز دریافت می کند کمتر از صد تومان و در واقع 70 تا 80 تومان است. مابقی پولی که سرمایه دار برای همه کارهای دیگر تهیه این بلوز می پردازد نیز به 400 تومان نمی رسد. صریح تر بگوئیم کل دستمزدی که سرمایه دار صاحب کارگاه  برای یک بلوز می پردازد از 500 تومان تجاوز نمی کند. این که او این بلوز را در بازار به چه قیمتی می فروشد و چه سود کلانی به دست می آورد از لا به لای همین محاسبات ساده تا حدودی قابل برآورد است. در کارگاه دیگری که تولیدی لباس بچه بود 5 دختر جوان به همراه دو کارگر مرد مشغول کار بودند. فضای اتاق حدودا 30 متر بود ولی تنها جای عبور یک نفر مابین میزها و کیسه‌های لباس وجود داشت. دورتا دور اتاق نیم طبقه‌ای هم زده شده بود که ارتفاع سقف اتاق را کم می کرد و آنجا هم پر از کیسه‌های لباس بود. خشم در چهره یکی از اتوکاران که دختر جوانی بود موج می‌زد. بخار اتو، خستگی ساعت‌ها ایستادن و کار کردن، درد ستون مهره‌ها و زانوها و... طبیعی است که هیچ حال و حوصله ای برای حرف زدن نداشت.

در کارگاه‌های بازدید شده کارگر غیرایرانی کار نمی کرد، اما بخش بزرگی از کار بر دوش کارگران مهاجر بود. نیروی کار ماورای ارزان کارگر افغان در اینجا نیز سرچشمه خروش سیلاب های عظیم سود بود. کارفرمایان می گفتند که برای استخدام آنان در کارگاه کمی مشکل دارند اما راه استثمار هر چه کشنده تر این نفرین شدگان را بسیار خوب یاد گرفته اند و از بر هستند. کارگران مهاجرمعمولاً کار را در منزل انجام می‌دهند. لباس‌های برش خورده را به منزل برده و دوخته و کامل تحویل می‌دهند.

گیتا صالحی 

 کانون مدافعان حقوق کارگر 

( نقل به تلخیص  و با پاره ای اصلاحات ویرایشی )

10 مهر 88

 

نقل از سایت کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری