اول ماه مه 2006 و
جنبش کارگری بین المللی
تشدید هولناک استثمار کارگران و تدارک تاریخی بی سابقه
سرمایه بین المللی برای قربانی کردن بشریت در آستانه بقای
غیرمجاز نظام بردگی مزدی، سیر صعودی وحشت زای فقر و
محرومیت و سیه روزی توده های کارگر و فرودست جهان به عنوان
محصول مستقیم تهاجمات نظام سرمایه داری، رقابت مرگبار درون
طبقه کارگر جهانی برای فروش هر چه ارزانتر نیروی کار زیر
فشار فقر و سیه روزی ناشی از تعمیق توحش سرمایه داری، بن
بست کامل جنبش های اتحادیه ای و ادغام بیش از پیش اتحادیه
های کارگری در لشکرکشی شرارت آمیز سرمایه بین المللی علیه
شرائط کار و زندگی توده های کارگر، تداوم جنگ افروزی های
سبعانه نظام سرمایه داری به عنوان یک مؤلفه مهم پروسه
بازتولید سرمایه جهانی، ورشکستگی و افلاس هر چه عریانتر
فرقه گرائی سوسیال بورژوائی، مقاومت و مبارزه طبقه کارگر
بین المللی در مقابل تعرضات لحظه به لحظه نظام کاپیتالیستی
و دولتهای بورژوازی در تمامی مناطق مختلف جهان و بالاخره
شعله کشیدن جنبش های زنده و امیدزای ضد سرمایه داری و برای
محو کار مزدی در گوشه و کنار دنیا از جمله خطوط کلی
رخدادهای جاری فاصله میان اول ماه مه 2005 تا طلوع سپیده
دمان اول ماه مه 2006 بوده است.
در ایران سبعیت سرمایه علیه طبقه کارگر به مدار کاملاً
جدیدی از یکه تازی و عنان گسیختگی صعود کرد، شتاب تمرکز
سرمایه ها رکوردهای نوینی از بیکاری را بر توده های
فروشنده نیروی کار تحمیل نمود. جمعیت عظیم بیکاران در
بدترین موقعیت تقابل قوای طبقاتی میان پرولتاریا و
بورژوازی و در شرائط محرومیت مطلق از هر گونه تأمین
اجتماعی، مجبور شد که برای یافتن راهی به بازار فروش نیروی
کار، به وخیم ترین و انسان ستیزترین شرط و شروط طبقه
سرمایه دار و دولت سرمایه داری تن دهد. هفته ها و ماهها
کار شاق، بدون هیچ دستمزد در انتظار دسترسی به چند روز کار
با دستمزد، آنهم با نازل ترین بهای موجود، به مؤلفه ای از
مؤلفه های رایج بازار کار تبدیل شد. سرمایه داران و دولت
آنها در اختراع شیوه های نوین بشرستیزی باز هم به جلو
شتافتند و بیکاری وسیع کارگران را به اهرمی برای کشیدن
دژخیمانه ترین و نفرت بارترین بیگاری ها از آنها، مورد
بهره برداری قرار دادند. نرخ استثمار نیروی کار که در
طلائی ترین دوره های پیشین رونق انباشت سرمایه حول محور
400 تا 500% چرخ می زد، در طی دوره اخیر از 1300% فراتر
رفت. نرخ نجومی حیرت باری که حصول آن در فاز کنونی تاریخ
حیات سرمایه داری و در سینه کش عروج بحرانهای ممتد ساختاری
سرمایه، گواه توسل این نظام به آتش کشیدن گوشت و پوست و
استخوان دهها میلیون نفوس کارگری جامعه، در کوره های سود
سازی سرمایه است. وثیقه کردن بینائی و کل جسم و جان
میلیونها کودک خردسال در سیاهچالهای تولید فرش و آجر و
شیشه و لباس و کفش و غیره، مصادره کار رایگان خانگی
میلیونها زن خانه دار و سازماندهی ساختاری نامکتوب این
دریای بیکران کار مفت در کار بازتولید کل سرمایه اجتماعی،
روزانه کار 16 ساعته کثیرترین بخش طبقه کارگر ایران، سرریز
شط پرخروش اضافه ارزشهای نفتی ناشی از استثمار طبقه کارگر
بین المللی و مانند اینها؛ پشتوانه اساسی دستیابی بورژوازی
به چنان اقلام افسانه ای اضافه ارزش بوده است.
در آلمان خرید نیروی کار از طریق پخش آگهی مناقصه! سلاخی
وسیع امکانات اولیه پیران و معلولان، تجاوز فاحش به حقوق
ابتدائی کودکان، کاهش عظیم حداقل تسهیلات دارو و درمان،
تنزل 30 در صدی سطح معیشت عمومی کارگران و فراوان موارد
دیگر از این قبیل اوراق تازه ای بر کارنامه بشرستیزی و
بربریت سرمایه اضافه کرد. بورژوازی آلمان نیروی کار حراج 7
میلیون بیکار و فقر و استیصال و رعب و وحشت حاکم بر تار و
پود فکر این جمعیت را سکوی اعتماد خویش برای سازمان دادن
این تهاجمات ساخت و در این کارزار ضد کارگری و ضد انسانی
همه جا از بیشترین و مؤثرترین حمایت های کارساز اتحادیه
های کارگری بهره گرفت. در فرانسه فشار سهمگین استثمار
سرمایه داری میلیونها کارگر را به خیل عظیم گرسنگان و
ساکنان نفرین شده دیار بیکران فقر و محرومیت پیوند زد و در
ایتالیا و هلند و اسپانیا و کل « اروپای واحد» سرمایه، عین
همین بلیه با درجات بیشتری از حدت و شدت بر توده های کارگر
تحمیل گردید.
بشریت در فاصله ماه مه پیش تا امسال، همه جا و در بند بند
حیات اجتماعی خود، سنگین ترین و فاجعه بارترین آلام ناشی
از تناقض میان یک زندگی ساده و آزاد انسانی با موجودیت
نظام ارتجاعی و ضد انسانی سرمایه داری را در وجود خود درد
کشید. هر لحظه بقای این نظام با تیرباران سنگدلانه
میلیونها وجود پاک انسانی در اشکال مختلف ابتلاء به
بیماریها، مرگ از گرسنگی و بی نانی، بی داروئی و بی
بهداشتی، عدم دسترسی به دکتر و درمان، محرومیت از آب
آشامیدنی، اجبار به تن فروشی و فحشاء، بردگی شرربار
کودکان، قصابی خردسالان و فروش اعضای تن آنها، اعتیاد صدها
میلیونی به موارد مخدر و کلیه فجایع و جنایات دیگر تضمین
شد. سرمایه جهانی در هر میلیمتر پروسه بازتولید خود، کلیه
این جنایت ها، تبهکاریها، درندگیها و درنده خوئیها را به
مثابه اجزاء لایتجزای ملزومات ارزش افزائی خود، در
وسیعترین مقیاس های اجتماعی و تاریخی بازتولید کرد. سال
2005 سال تداوم جنگهای هستی سوز سرمایه داری علیه بشریت در
نقطه نقطه کره زمین، به ویژه در عراق و فلسطین بود. کشتار
دقیقه به دقیقه مردم کارگر و فرودست عراق و فلسطین در شعله
های جنگ نفرت باری که از سوی سرمایه جهانی و بورژوازی جلاد
امریکا بر ساکنان این مناطق تحمیل شده است همچنان با تمامی
شدت و حدت به راه خود ادامه داد.
ارزان سازی هر چه ژرف تر و رایگان سازی هر چه وسیعتر نیروی
کار توده های کارگر دنیا در طول این سال نیز، همسان سالهای
قبل، منتهی در ابعادی عمیقاً فاجعه بارتر و بسیار
تبهکارانه تر توسط تمامی بخشهای سرمایه بین المللی پیگیری
و برنامه ریزی گردید. انحصارات غول آسای صنعتی دنیا عظیم
ترین اقلام سرمایه خود را از قطب شمال و غرب اروپا گرفته
تا شمال امریکا و جاهای دیگر به ارزان ترین حوزه های موجود
خرید و فروش نیروی کار، به چین، به شرق آسیا، به امریکای
لاتین و کشورهای افریقائی منتقل کردند. کشتی های غول پیکر
حامل ماهی صید شده، در کرانه های شمال اروپا، زنجیروار،
دریای مانش، اقیانوس اطلس، جبل الطارق، دریای مدیترانه،
ترعه سوئز، دریای سرخ، اقیانوس هند و باب المندب، را پشت
سر نهادند تا محموله های ماهی آنها با عبور از راههای خشکی
هندوستان به کشور چین برسد و در آنجا با نیروی کار شبه
رایگان دختران هفت ساله چینی بسته بندی گردد. ماهی صیده
شده دریای شمال در پی بسته بندی توسط این دختران خردسال
مجدداً سراسر کره ارض را دور زد و در بازار اروپا و نقاط
دیگر جهان به فروش رسید تا اقلام فوق نجومی اضافه ارزشهای
تولید شده نهفته در درون آن، سرمایه الحاقی سرمایه داران
بزرگ بین المللی را کوه آسا و کوه آساتر سازد. تمرکز تام و
تمام سرمایه گذاری و برنامه ریزی انباشت بر استثمار
سفاکانه نیروی کار شبه رایگان 3 میلیارد کارگر چینی و هندی
و پاکستانی و ممالک مشابه آنها، سرآغاز گشایش فاز تازه ای
در تاریخ تعمیق و تشدید و توسعه استثمار طبقه کارگر بین
المللی گردید. فاز تازه ای که شاخص اساسی آن بر خلاف
استنباطات رایج، نه مجرد هر چه بیشتر جهانی شدن سرمایه،
بلکه فرار سراسری سرمایه ها از هر نوع حد و مرز و معیار و
ملاک، در کار شدت بخشیدن به استثمار و بیحقوقی توده های
کارگر دنیاست. فاز جدیدی از بربریت و انسان کشی سرمایه
داری که ماهوی ترین مشخصه آن تبدیل کل سکنه فروشنده نیروی
کار کره زمین به بی حقوق ترین، بی بهاترین و ارزانترین
بردگان مزدی سرمایه است. سرمایه داری جهانی در طول سال
2005 با هدف دستیابی به هدفهای پلید بشرستیز فوق، نفرت
بارترین اشکال رقابت را در صوف توده های کارگر دنیا برنامه
ریزی کرد. انبوه کارگران اروپای شرقی و چینی و سنگاپوری و
افریقائی و امریکای لاتینی را در زیر شلاق فلاکت و گرسنگی
راهی اسکاندیناوی، غرب اروپا، استرالیا، کانادا و امریکای
شمالی ساخت تا در ممالک جدید، با فروش نیروی کار ساعتی 10
کرون، 2 مارک، 7 فرانک یا 2 دلار، در بزرگترین مراکز صنعتی
کشورها، بر بهای نیروی کار توده همزنجیر خویش در این بخش
از جهان چوب حراج فرو کوبند. نظام سرمایه داری طی همین سال
باز هم به آخرین بازمانده دستاوردهای جنبش کارگری دنیا در
عرصه حقوق پناهندگی انسانها بسیار سبعانه یورش برد و در
عوض بر مهاجرت آزاد نیروی کار شبه رایگان پای فشرد تا از
این طریق تنزل دستمزدها به نازل سطح ممکن را از محدوده های
جغرافیائی معین موجود به حوزه سراسری و بین المللی توسعه
دهد. برپائی جهانی که در آن اکتفای کارگر به قوت لایموت،
بدون انتظار هیچ نوع امکان رفاهی، هیچ نوع حق و حقوق
انسانی، هیچ شکلی از تأمین اجتماعی و تضمین معیشتی، هیچ
گونه حساب و کتابی در تشدید استثمار و تحکیم بندهای بردگی
مزدی، پیش شرط مطلق تحقق خرید و فروش نیروی کار باشد،
بارزترین و برملاترین شاخص پویه سرمایه در تمامی طول این
سال بود.
از مرور اجمالی سرفصلها و خطوط کلی جنایتهای سرمایه در این
سال، به عناوین عام پیکار و مبارزات و مقاومت های جنبش
کارگری بین المللی در فاصله ماه مه 2005 تا تا ماه مه 2006
گذر کنیم. سال پشت سر، سال مقاومت ها و خیزشهای متعارف و
همیشه رایج طبقه کارگر در چهارگوشه دنیا بود، تظاهرات
گسترده کارگران در شهرهای مختلف آلمان همراه با اعتصبات
طولانی مدت کارگران این کشور در پاره ای از واحدهای عظیم
صنعتی، اعتصابات گسترده کارگران در پاریس، خیزش خشمگین
کارگران مناطق فقیرنشین فرانسه، قیام کم نظیر کارگران و
توده های فرودست فرانسوی در غالب شهرهای این کشور، اعتصاب
عمومی کارگران در 80 شهر ایتالیا، اعتصاب کارگران اتوموبیل
سازیها در امریکا، اعتصاب وسیع کارگران شرکت واحد اتوبوس
رانی در تهران و اعتصابات متعدد و مکرر کارگران در سایر
شهرهای ایران، شورش ها و اعتصابات کارگران ممالک مختلف
امریکای لاتین و افریقا، اعتصابات کارگری کره جنوبی و سایر
خیزشها و مبارزات لحظه لحظه توده های کارگر حلقه هائی از
زنجیره سراسری مقاومت ها و جنب و جوشهای طبقه کارگر بین
المللی در برابر تعرضات سرمایه و تشدید بیحقوقی های خویش
توسط نظام سرمایه داری بود.
در طول این سال نیز مبارزات کارگران به طور غالب فشار
سهمگین سردرگمی ها، بی افقی ها، رفرمیسم راست اتحادیه ای و
بعضاً رفرمیسم چپ فرقه گرا و سکتاریست را به شیوه سابق بر
شانه خود حمل کرد. اتحادیه های کارگری در همه جا و در
سراسر کره ارض به تلاش سرشتی خود برای ماندگار سازی سرمایه
داری، برای خفه ساختن هر نوع جنب و جوش ضد کار مزدی
کارگران دنیا و برای متقاعد ساختن طبقه کارگر به تسلیم تام
و تمام در مقابل نظام بردگی مزدی ادامه دادند. در آلمان،
در امریکا، در کانادا، در اسکاندیناوی و همه جاهای دیگر
نقش سلاح کارساز سرمایه برای به شکست کشاندن مبارزات
کارگران و برای مجبور نمودن توده های کارگر به قبول نازل
ترین بهای نیروی کار را ایفاء کردند و برای سنگین تر و
سنگین تر ساختن کفه توازن قوای طبقاتی به نفع سرمایه بین
المللی از هیچ دسیسه و برنامه ریزی و سیاست پردازی دریغ
نکردند. اتحادیه ها کلیه اشکال تاخت و تاز سرمایه به سطح
زندگی و بهای نیروی کار کارگران دنیا را مورد حمایت قرار
دادند و با نظام سرمایه داری در کار تبدیل جهان موجود به
برهوت مرگ و فلاکت و گرسنگی نیروی کار شبه رایگان، بیشترین
همکاریها را به عمل آوردند. رفرمیسم راست اتحادیه ای در
سطح جهانی در قالب ILO و ICFTU همه جا نقش دلال محبت
سرمایه در جنبش کارگری جهانی را ایفاء کرد و برای منحل
نمودن جنبش کارگری در باتلاق مصالح سرمایه و متلاشی نمودن
هر گونه سنگ بنای جنبش ضد سرمایه داری طبقه کارگر، حسابشده
ترین و سنجیده ترین دسیسه ها را تدارک دید.
سال 2005 با همه این مشخصات و مختصات در عین حال سال عروج
شفاف تر و بارزتر و ملموس تر جنبش ضد کار مزدی و برای لغو
کار مزدی در پهندشت متلاطم مبارزه طبقاتی پرولتاریا علیه
سرمایه در سطح جهانی بود. جنبش ضد سرمایه داری و برای محو
کار مزدی کارگران در ایران به رغم تشدید بیش از پیش فشار
اختناق و دستگیری و زندان و شکنجه و به رغم تهاجمات همه
سویه رفرمیسم راست سندیکالیستی و سنگ اندازیهای خصمانه چپ
فرقه گرا توانست بر عزم جزم خویش برای تداوم متشکل ساختن
کارگران علیه سرمایه داری پای فشارد و در جهت تحقق این هدف
گامهائی به جلو بردارد. جنبش وسیع شورائی اشغال مراکز کار
و تولید در آرژانتین، سالی پیروز و پردستاورد را پشت سر
گذاشت. کارگران از درون شوراهای خویش امر برنامه ریزی کار
و تولید و زندگی دستجمعی را با موفقیت به پیش بردند و در
این گذر پرتوی از شایستگی توده های طبقه خود برای خروش در
سنگر پیکار سراسری ضد کار مزدی را بر دیدگان تیزبین سایر
فعالین جنبش کارگری بین المللی ساطع ساختند. در امریکا
کارگران صنایع اتوموبیل سازی ایالت « دیترویت» اعتراض خود
علیه فشار استثمار و مصائب سرمایه داری را با ابراز نفرت
از رفرمیسم راست اتحادیه ای به هم آمیختند و در پروسه
پیشبرد مبارزاتشان از اهمیت بازگشت به خیزشهای رادیکال ضد
سرمایه داری و برای محو بردگی مزدی سخن راندند. در فرانسه
توده وسیع کارگران عاصی با کشیدن دامنه اعتراضات و تظاهرات
خشمگین خود، به « پیر لاشز»، به اماکن سرخ یادمان قیام
کموناردها و سر دادن سرود سرخ پارتیزان موج تنفر ضد سرمایه
داری را بر سر عمله و اکره سرکوب سرمایه فرو باریدند. در
آلمان اعتصاب کارگران در برخی از شهرها مرزهای رفرمیسم
راست اتحادیه ای را در هم کوبید و اتکاء به نیروی کارزار
طبقاتی را دستمایه واقعی مقابله با نظام سرمایه داری ساخت.
سپیده دمان اول ماه مه سال 2006 در شرائطی طلوع می کند که
جنبش کارگری جهانی در یکی از حساس ترین و حیاتی ترین مقاطع
تاریخ حیات خود و بر سر یکی از سنگین ترین و سرنوشت ساز
ترین دو راهی های تاریخ پیکار طبقاتی خود به آزمون ایستاده
است. نظام سرمایه داری بسیار شفاف و صاف و عریان فرمان
نبرد سرنوشت علیه طبقه کارگر جهانی را صادر کرده است. وجود
جهانی با نیروی کار شبه رایگان از شرق تا غرب و از شمال تا
جنوب، بدون هیچ چشمداشت به هیچ نوع امکان رفاهی، بدون توقع
هیچ گونه حق و حقوق انسانی، بدون انتظار هیچ شکلی از تأمین
اجتماعی و تضمین معیشتی، بدون هیچ اعتراض به هیچ حدی از
تشدید استثمار و تحکیم بندهای بردگی مزدی منشور مشخص
سرمایه در حوزه تقابل روز با جنبش کارگری است. اتحادیه های
کارگری در سطح وسیع بین المللی نیز تصمیم خود را گرفته
اند. تحمیل کلیه انتظارات توحش آمیر و بربرمنشانه سرمایه
داری بر زندگی و شرائط کار و استثمار کارگران دنیا پیام
صریح این تصمیم است. جنبش کارگری جهانی در مقابل این وضعیت
و بر متن این شرائط حساس و سرنوشت ساز تاریخی نمی تواند
بدون عزم شفاف، بدون داشتن افق روشن طبقاتی و بدون آرایش
قوای متناسب خویش در مارپیچ حوادث جاری روزانه کورمال
کورمال افت و خیز کند. کارگران دنیا سوای افراشتن پرچم سرخ
سرمایه ستیزی و ضدیت با اساس کار مزدی هیچ راه دیگری به
سوی زندگی در پیش روی خود ندارند. اتحاد انترناسیونالیستی
کارگران سراسر جهان علیه نظام بردگی مزدی حول مبارزه برای
تحمیل مطالبات پایه ای ضد سرمایه داری کل توده کارگر دنیا
نخستین گام در پویش مسیر این پیکار سترگ تاریخی و طبقاتی
است. بهداشت و آموزش و درمان و مسکن و مهد کودک و ایاب و
ذهاب رایگان، تضمین یک زندگی مرفه انسانی برای کلیه سکنه
کره زمین اعم از شاغل و بیکار، زن و مرد یا کودک و جوان و
پیر، ممنوعیت کامل هر گونه دخالت دولتها در کار محدود سازی
آزادیها و حقوق اجتماعی شهروندان و نظائر اینها خطوط عمومی
این مطالبات را تعیین می کند. اتحاد کارگران دنیا و مبارزه
مشترک سراسری برای تحمیل این مطالبات بر بورژوازی جهانی
سنگ بنای واقعی اتحاد طبقاتی انترناسیونالیستی کارگران
جهان برای محو نهائی نظام سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم
راستین طبقه کارگر است.
فعالین جنبش لغو کار مزدی