هرگز نمیرد
آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر
جریده عالم دوام ما
پاسخ به نوشته
"حرکت اخیر
تعدادی از اعضای کمیته هماهنگی را محکوم می کنیم"
با درود به کلیه
جان باختگان جنبش ضدسرمایه داری و خسته نباشید به تمامی
کارگران فعال انقلابی و امید به آینده.
روی سخن من با
دوستان کارگری است که از واقعیات و اتفاقات گذشته و اخیر
درون کمیته هماهنگی بی اطلاع یا کم اطلاع هستند و بس.
دوستان کارگر !
اعضای کمیته منطقه تهران به تازگی طبق ماده 3 اساسنامه
مصوب کمیته و مستند به بند سوم ماده 21 آن جهت انتشار
اخبار و گزارشات و مقاله های کارگری تصمیم به راه اندازی
سایتی اینترنتی به نام کمیته هماهنگی (منطقه تهران) گرفته
و اطلاعیه آن را در تاریخ 4/12/86 منتشر کرده اند. ملاحظه
می کنید که تا اینجای کار هیچ رفتار غیراساسنامه ای توسط
اعضای کمیته هماهنگی منطقه تهران انجام نگرفته است.
اما هیئت اجرایی
کمیته هماهنگی در اعلامیه ای به تاریخ 7/12/86 این حرکت را
محکوم کرده است. در این اعلامیه، هیئت اجرایی رفتار کمیته
هماهنگی منطقه تهران را "غیردموکراتیک"، باعث "سرخوردگی
فعالان کارگری صادق" و ناقض تصمیم هیئت اجرایی خوانده و
اعلام کرده که کمیته تهران صلاحیت مجمع عمومی برای تغییر
اساسنامه موجود را رد نموده و مانع برگزاری انتخابات هیئت
اجرایی (تو بخوان هیئت تصفیه مخالفان) شده است. هیئت
اجرایی نتیجه می گیرد که رفتار کمیته تهران "زشت" و
"انحلال طلبانه" است و الخ.
اما پاسخ من به
این بدقلقی جدید حضرات و اتهامات آن ها.
1- تخلفات متعدد
این حضرات از اساسنامه مصوب و موجود و حاکم بر روابط فعلی
اعضای کمیته هماهنگی را محسن حکیمی در جوابیه ای با عنوان
"پاسخی به رفرمیست های درون کمیته هماهنگی" به تاریخ
8/12/86 یک به یک شمرده و نیازی به تکرار آن ها لااقل از
جانب من یکی نیست.
2- محسن حکیمی
در جوابیه خود به دو تن از اعضای کمیته هماهنگی اشاره کرده
که اخبار و گزارشات خود را برای سایت کمیته ارسال کرده اند
اما سایت آن ها را منتشر نکرده است. یکی از دو عضو مورد
اشاره محسن حکیمی من هستم. در نتیجه، تصمیم گرفتم و لازم
دانستم که گوشه هایی از حقایق درون کمیته و نمونه هایی از
عملکرد و رفتار "دموکراتیک" و "کارگری" برخی از کسانی که
حرکت کمیته تهران را محکوم کرده اند مطرح کنم و قضاوت را
به شما دوستان کارگر واگذارم.
اما اصل ماجرا
به طور خلاصه این است که من در اواخر سال 85 و اوایل 86
گزارشات مختلفی از اعتراضات و تجمعات کارگری تهیه کرده
بودم و همان زمان آن را برای درج در سایت کمیته در اختیار
کمیته هماهنگی منطقه ... (تو بخوان
z)
قرار دادم. اما این مطالب متاسفانه در سایت منعکس نشد. پس
از پیگیری مسئله و نشنیدن جواب مشخص از این حضرات- که خود
از سردمداران توطئه و کودتا و بحران آفرینی در داخل کمیته
هماهنگی بوده و از پابه رکابان اسب تروای ماکیاولیست-
رفرمیست در سطح جنبش هستند- تصمیم گرفتم همراه با یکی از
دوستان موضوع را مطرح و- با توجه به انفعال کمیته منطقه
z
و حاکم شدن روح محفلیسم و خرده کاری لیبرالی بر آن- به گوش
دیگر فعالان کمیته رسانده و به چاره جویی بنشینیم. حاصل
این پیگیری تشکیل دو جلسه همراه با سایر اعضا از مناطق
دیگر و حضور تنی چند از اعضای هیئت اجرایی بود. صورت جلسه
دوم با هدایت پشت پرده ای حضرات اشاره بسیار کمرنگ و
مبهمی به مطالب طرح شده توسط ما کرد و سر وته قضیه را به
هم آورد. کمیته منطقه
z
برای پاسخ گویی به مسائل و اعتراضات ما جلسه ای ترتیب داد،
اما به جای ریشه یابی مشکلات و نقد عملکرد خود آن را به
جلسه بازجویی و نهایتا محاکمه استالینیستی من و دوست
منتقدم تبدیل کرد. حضرات در فضایی غیردموکراتیک با لحنی
زننده و توهین آمیز به ما فحاشی سیاسی کرده و آنچه که لایق
خودشان بود نثار ما کردند. به طور طبیعی، ما از عمل خود
دفاع کردیم چون حق ماست. آنان باید پاسخگوی عملکرد خود
باشند. لازم به ذکر است که در سال 85 همزمان با طرح مسئله
"شورای همکاری" توسط حضرات کودتاچی- رفرمیست در منطقه
z
من با آن مخالفت کردم و خواهان نظرسنجی از بدنه کمیته و
سایر کارگران فعال در مورد این طرح در یک واحد زمانی
طولانی شدم. نظر من مورد مخالفت شدید و بی اعتنایی کمیته
منطقه
z
قرار گرفت که این خود نیز مزید برعلت برخورد با ما شد. ما
از طریق دیگر دوستان خودمان در کمیته هماهنگی به فعالیت و
نشر گزارشاتمان ادامه دادیم. تمامی این وقایع قبل از
برگزاری آخرین مجمع کمیته هماهنگی بود. آخرین مورد ادامه
تحریم نشر گزارشات من در سایت کمیته در تاریخ آذر و دی 86
بود. در این زمان من به دوستی در منطقه
z متوسل
شدم و 4 گزارش با امضای "فعال کارگری جنبش ضدسرمایه داری"
به او دادم که برای سایت کمیته بفرستد. پس از گذشت زمانی و
با خبر شدن از عدم انتشار آن ها به دوست خود مراجعه کردم و
علت را جویا شدم. پاسخ شنیدم که "سایت آن ها را قبول نمی
کند". در ضمن دوستم نیز به من گفت که او هم با امضای "فعال
کارگری جنبش ضدسرمایه داری" مشکل دارد. من هم رضایت دادم
که این گزارشات به اسم خودم منتشر شود. اما این امر باز هم
اتفاق نیفتاد.
3- اما نظر من
در مورد اعلامیه اخیر هیئت اجرایی. اینان خود را وکیل بند
"چندنفر"، "تعدادی" و "اقلیت" می دانند و خطاب به سایت های
اینترنتی فتوای عدم انتشار مطالب سایت کمیته تهران و حکم
"ملاقات ممنوع" نظری را برای آن صادر می کنند، در حالی که
با این فتوا و حکم درواقع استقلال این سایت ها را نقض کرده
اند، زیرا از آن ها توقع سانسور دارند. این درخواست ناشی
از خودخواهی متکبرانه، دموکراسی ستیزی و استبداد رای حضرات
است و بس. و روشن است که این ره که می روند به ناکجاآباد
است. باید به این حضرات گفت که کمیته هماهنگی "حزب" مورد
نظر شما نیست که این گونه طبق سنت سلفتان پدرسالارانه و با
ادبیات "حزبی" تان حکم تحریم و ملاقات ممنوع صادر می کنید.
حتی در احزاب بورژوازی و پارلمان ها ی آن، اقلیت (به زعم
شما) حق ابراز عقیده و نظرات خودش را دارد. لابد این رفتار
از روابط سلفی و صنفی ماقبل سرمایه به شما به ارث رسیده که
از طریق ریش سفیدی و لنگ انداختن در قهوه خانه ها سرنوشت
مزد بگیران آن دوران را تعیین می کردند. اکنون بخش توطئه
گر هیئت اجرایی خود را آقا بالاسر و "مجمع تشخیص مصلحت"
جنبش کارگری می داند و با شیوه ای ضدشورایی و ضددموکراسی
کارگری برای سایت های اینترنتی تعیین تکلیف می کند. در این
میان، متاسفانه تعدادی از دوستان در هیئت اجرایی که درمجمع
سکوت اختیار کردند و وقتی از بابت این سکوت مورد سئوال
قرار گرفتند گفتند ما (یعنی فعالان ضدسرمایه داری)نظرشان
را بازگو کرده ایم و دیگر نیازی به اعلام موضع ندیده اند،
اکنون به دنبالچه توطئه گران تبدیل شده اند. تعدادی از
دوستان دیگر نیز علیرغم موضع گیری مستقل در مجمع به ناظران
منفعل و "بی طرف" این صف آرایی تبدیل گشته اند. این دوستان
اگر به استقلال رای صرفا در حرف بسنده نکنند و آن را در
عمل نیز به کار ببرند فرصت گزک و سوء استفاده از خلاء حضور
فعالشان را به توطئه گران نمی دهند و بدین سان به رشد و
تقویت مبارزه سالم در جنبش کارگری کمک می کنند.
4- اینک اعتراف
می کنند که دچار "کم تحرکی" شده اند. به عبارت
دیگر،راندمان و میزان باروری شان پایین آمده، نرخ سودشان
تنزل کرده، کالاهایشان- همان بنجل های چپ سنتی و
دوتشکیلاتی – دیگر کیفیت ندارد، "موتور کوچک" لکوموتیو
روسی شان به روغن سوزی افتاده و حتی تعویض قطعات آن با
قطعات چینی یا اروپایی هم مشکل شان را حل نمی کند، در
بورس کمونیسم بورژوایی شاخص کالاهایشان افت کرده در حال
سقوط است، به نحوی که حتی فروش سهام احزاب موجود بحران شان
را حل نمی کند، در ترکیب ساختاری سرمایه شان بخش سرمایه
متحرک- همان "عناصر صادق"- دیگر برایشان تن به فعلگی نمی
دهند و دچار سرخوردگی شده اند و این بحران می رود که به
رکود مزمن تبدیل شود، مگر آن که معجزه ای رخ دهد و
بورژوازی با طرحی نو به دادشان برسد. حنای بغل نویسی
لکوموتیوشان با شعار "شورای همکاری" یا "همبستگی"- از نوع
لخ والسایی- دیگر رنگی ندارد. دچار سندرم "کوتوله بازی"
شده اند که ناشی از ژن معیوب روسی- چینی است که به آن ها
به ارث رسیده. ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست، نان
حلال شیخ ز آب حرام ما.
5- اما در مورد
"فعالان صادق سرخورده" باید از این حضرات پرسید شما چگونه
در فاصله زمانی 4/12/86 تا 7/12/86 با احتساب حداکثر زمان
کار"اجتماعا لازم"تان توانستید از "سرخوردگان صادق" آمار
بگیرید و نتیجه اش را اعلام کنید؟!
اما تعریف من از
فعال کارگری صادق این است : مهربان و هوشمند، دوراندیش،
دارای کردار و پندار و گفتار نیک، دارای شرافت کارگری،
مدافع منافع طبقاتی خود، دروغ نمی گوید، پرونده سازی نمی
کند، اهل سانسور نیست، بی ریا است و توطئه نمی چیند،
کودتاچی نیست، رفرمیست و کاسبکار و لیبرال مسلک نیست،
اموال تشکیلات کارگری را غصب نمی کند، روراست است و لبخند
مزورانه برلب ندارد، دورونیست، دستانش به کمک مغزش و مغزش
به یاری دستانش بر بستر کازار ملموس زندگی و طبیعت یکدیگر
را بالنده می سازند، خلاق و مبتکر و آفریننده است زیرا
کارگر است و ضدسرمایه داری و در اندیشه برپایی بهشتی زمینی
بدون کارمزدی، در نگاهش عمق رنج و پایداری و کینه
برضدسرمایه داری را می بینی، در راه کسب منافع طبقاتی اش
جنگنده ای بی باک، بی نظیر و تا به آخر انقلابی است. او
کارگر فعال صنعت نفت، نساجی، فولادسازی، خودروسازی، کارگر
عسلویه، پرستار بیمارستان، کارگر معدن، رفتگر شهر، راننده
اتوبوس، کارگر و سوزن بان راه آهن، نانوا، معلم و، دریک
کلام، مرغ توفان انقلاب کارگری است. او آموزگار ما در نبرد
بی امان علیه سرمایه است.
در مقابل این
فعال کارگری صادق، توطئه گران رفرمیست ما کشتی شکستگانند و
منتظر باد شرطه. این توفان امواج انقلابی جنبش ضدسرمایه
داری است که درحال فراخاستن از بطن مبارزات کارگران است و
دارد کشتی (یا همان اسب تروای) آنان را یکسره و به تمامی
بر صخره علیه کارمزدی می کوبد، و اینان همچنان به تخته
پاره های "نئوسوسیالیسم بورژوایی و سرمایه داری دولتی"شان
چسبیده و همچنان زیر درخشش آفتاب سوسیالیسم علمی- کاربردی
جنبش علیه کارمزدی پوست خواهند انداخت، مگر آن که بورژوازی
به کمک شان بشتابد و غریق نجات شان گردد. صد و پنجاه رفت و
تو در خوابی، مگر این چند روزه دریابی.
6- و اما
پافشاری ما بر محوریت ضدسرمایه داری بودن جنبش کارگری تنها
و تنها به علت جوهر عمل انقلابی ضدسرمایه داری مبارزات
طبقاتی کارگران علیه سرمایه داری است. ضدسرمایه داری در
کردار خود یعنی نفی دیالکتیکی مالکیت سرمایه داری بر وسایل
تولید در تمامی اشکال حقوقی و عملی آن - چه خصوصی و چه
دولتی و تعاونی و...- و اثبات دیالکتیکی سوسیالیسم علمی-
کاربردی در جهت اجتماعی کردن وسایل تولید در راستای منافع
کارگران و زحمتکشان، آن هم با افق لغو کارمزدی و اجرای
فرایند نفی طبقه برای قرارگرفتن انسان در جایگاه شایسته
اش.
در مورد
تشکیلات، ما کمیته هماهنگی را وسیله ای در جهت کمک به
ایجاد حزب طبقاتی توده های کارگر توسط خود کارگران و از
درون مبارزات خود آن ها می دانیم. درواقع این حاصل مبارزات
کارگران از درون تصمیم گیری شورایی و انقلابی خود آنان است
که به یک حزب کارگری می انجامد و به آن مشروعیت می بخشد.
اما اصرار فرقه
گرایان ما بر "تشکل مستقل کارگری" حاوی درکی رفرمیستی از
استقلال تشکل کارگری است، و این درک همانا استقلال مدنی از
دایره حقوقی- سیاسی دولت است و نه استقلال از سرمایه و
مالکیت وسایل تولید. طبق این درک تشکل کارگری چیزی شبیه یک
سازمان غیردولتی (NGO
) در جامعه سرمایه داری است، سازمانی از نوع سندیکاها و
اتحادیه های موجود یا احزاب "دموکرات" و "سوسیالیست" و
"کمونیست" در اروپا و آمریکا و خاور دور و حتی آمریکای
لاتین و آفریقا که با ظاهری "مستقل" از کارفرما و دولت در
پوشش چانه زدن بر سر حق و حقوق کارگران جز سرشکن کردن
بحران و مصائب سرمایه داری در میان کارگران و بدین سان بزک
کردن وضع موجود کار دیگری نمی کند. کافی است که این حضرات
انقلاب های سیاسی صد سال اخیر را حتی به طور گذرا مطالعه
کنند تا کمرنگ شدن مبارزه ضدسرمایه داری با افق لغو
کارمزدی را به خوبی ببینند.
توصیه ما به این
افراد این است که دست از لجاجت کودکانه بردارند و برایمان
بخشنامه صادر نفرمایند. اینان که هدف مصوب مجمع عمومی
کمیته هماهنگی را قبول ندارند اما در این کمیته لنگر
انداخته و کنگر می خورند چرا بیهوده تلاش می کنند که تفاهم
نامه خود را - آن هم در پشت پرده - با دیگر اعضای شورای
همکاری و برای جلب رضایت آنان به اساسنامه کمیته هماهنگی
تبدیل کنند و نهایتا زهر "ضدسرمایه داری" جنبش طبقه کارگر
را، که دراساسنامه مصوب کمیته پیوسته مورد تاکید قرار
گرفته، از آن بگیرند و آن را به جنبشی بی خاصیت تبدیل
کنند؟
اما دوستان
کارگر ! خوشحالیم از این که پایداری و پافشاری ما بر
مبارزه ذاتا ضدسرمایه داری طبقه کارگر - به رغم نداشتن
ایستگاه رادیویی و شبکه ماهواره ای- در حال شکوفه دادن
است. اخیرا مباحث نظری و گوهر جنبش ضدسرمایه داری با افق
لغو کارمزدی در مقاله های دلسوختگان جنبش ضدسرمایه داری
مورد کند و کاو و پژوهش قرارگرفته شده است. لطفا نگاهی به
نشریه نگاه شماره 21 و همین طور مقالات دوستان دیگر مانند
مراد عظیمی، سعید سهرابی، حیدر کریم، غفور کشاورز، ناصر
پایدار، بیژن هدایت، جعفر رسا و... بیندازید.
اخبار و نظرات
خود را به آدرس سایت کمیته هماهنگی منطقه تهران
(www.hamaahangi.com)
برایمان بفرستید. دستتان را صمیمانه می فشاریم.
ما خواهان آزادی
محمود صالحی، منصور اسانلو و لغو احکام ضدبشری علیه آنان و
سایر فعالان کارگری، دانشجویان و زنان مبارز هستیم.
برافراشته باد پرچم
جنبش انقلابی و ضدسرمایه داری طبقه کارگر
منوچهر
28/12/86