سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

کنفرانس « آناپولیس»،

عربده صلح جنگ افروزان بر مزار قربانیان جنگ

جنگ افروزترین دولت های سرمایه داری دنیا در شهر « آناپولیس » و در کشوری که مرکز برنامه ریزی بخش اعظم جنگها، کودتاها و حمام خون های تاریخ قرن اخیر است، اجتماع کرده اند، تا برای مردم کارگر و فرودست فلسطین نسخه صلح بنویسند!! در میان این دولت ها جای رژیم اسلامی سرمایه داری ایران بسیار خالی است. لیست جنایتکاران، جنگ افروزان و عاملان واقعی کل سیه روزیها، گرسنگیها، فلاکت و کشتارهای میلیونی انسان ها با حضور این رژیم می توانست به طور واقعی کامل گردد. اما مابقی همه هستند و به طور قطع جای خالی او را پر می کنند. اولین سؤال مردم کارگر دنیا در برابر این خیمه شب بازی پر از ترفند  این است که اجتماع کنندگان و سر دهندگان سرود صلح کدام نیروها و قدرت ها و دولتها می باشند؟ پاسخ این سؤال نیازمند هیچ پژوهش و پرس و جو نخواهد بود. همان دولتهائی که 60 سال پیش دنیا را بر سر سکنه کارگر و فرودست و زحمتکش فلسطین خراب کردند. آنها را با زور توپ و تانک و سلاحهای موحش خویش از خانه هایشان بیرون ریختند. حق سکونت در شهر و دیارشان را از آنها سلب نمودند. تمامی راههای امرار معاش را بر روی آنها بستند، چند صد هزار زن و کودک و پیر و جوان آنها را مجبور به فرار از خانه و کاشانه خود ساختند. همان قدرت ها و سران همان دولت هائی که در تمامی طول این 60 سال، پشتوانه و پشتیبان واقعی کلیه درندگی ها و شرارت های دولت اسرائیل علیه مردم کارگر بی دفاع و ستمزده فلسطین بوده اند. همان دولت ها و قدرت هائی که هر سال میلیاردها دلار از محصول کار کارگران سراسر دنیا را در قالب همه نوع کمکها و بیش از همه در قالب بمب و انواع سلاحهای موحش بشرکش به بورژوازی دژخیم اسرائیل هدیه کرده اند و می کنند تا از این طریق هر کومه محل سکونت هر کارگر فلسطینی را بر سر زن و کودک او خراب سازند. همه این دولت ها در کنفرانس آناپولیس جمعند. در کنار این ها، البته دولت ها و زمامداران دیگری نیز حضور دارند. شیوخ بورژوازی عرب و همه گرازان زشتی که در کشتزاران گسترده سرمایه جهانی با تمامی سبعیت به شکار دلمه های خون کارگران فلسطین و کارگران سایر کشورهای عربی مشغولند. همان هائی که 60 سال است فاجعه انسانی تحمیل شده بر توده های کارگر و ستمکش فلسطین را به بازار مکاره تجارت های بی حساب سیاسی و اقتصادی خود تبدیل کرده اند.

اینها، تمامی این طیف دژخیمان و جلادان در آناپولیس دور هم جمع شده اند تا به کارگر فلسطینی صلح هدیه کنند!!! فحوای یک اسطوره قدیم  ایرانی این است که عدالت « انوشیروان عادل»!!! را فقط یک خر باور کرد و در اینجا نیز احتمالاً مستأصل ترین بخش بورژوازی فلسطین است که با اعزام « محمود عباس » قرار است این نقش را بازی کند. اما این کنفرانس در عالم واقع برای چه تشکیل می شود و بناست به کدام مشکل ها یا به بیان دقیق تر به مشکلات کدام قدرت ها و دولت ها پاسخ گوید. نام « مردم » فلسطین در اینجا اسم رمز کدام معماها است و چه شده است که در باره این خیمه شب بازی اینهمه جنجال به راه می اندازند؟ به نظر ما پاسخ اینهاست.

1. بورژوازی در تمام هستی تاریخی خود طبقه ای از بیخ و بن منفور است، بورژوازی امریکا در عداد منفورترین بخش بورژوازی جهان بوده است و اینک هفت سال زمامداری « بوش» میزان نفرت توده های کارگر دنیا نسبت به دولت امریکا را به رکورد کاملاً تازه ای رسانده است. جنگ افغانستان، جنگ عراق، جنایت آفرینی ها و توحشهائی که روی « آشویتس » را سفید کرده است، شکست بعد از شکست، سرشکن شدن یک تریلیون و نیم دلار هزینه جنگ بر سطح معیشت مردم امریکا، داغدار شدن هزاران خانواده امریکائی، خیل عظیم مجروحان و معلولان جنگ که در هر کوی و برزن به طور فراوان در برابر انظار عموم قرار دارند، فشار امواج سرکش نارضائیها در میان مردم بدبختانه  به هیچ قانع  امریکا و فراوان مسائل دیگر از این دست اقتضاء می کند که بورژوازی ایالات متحده به هر تلاشی یا در واقع به هر شعبده بازی و ترفندی برای کسب نوعی آبروی تقلبی در افکار عمومی مردم دنیا دست بزند.

2. جنگ عراق تا این زمان فقط یک فاتح داشته است و آن هم دولت هار بورژوازی اسلامی ایران بوده است. نه فقط جنگ عراق که بسیاری از رخدادهای دیگر چند سال اخیر در خاورمیانه موقعیت و اعتبار بورژوازی امریکا را سخت تضعیف و بالعکس نقش دولت اسلامی سرمایه داری را تقویت کرده است. بورژوازی ایران موقعیت یک رقیب مزاحم دائماً در حال باج خواهی را در مقابل امریکا احراز کرده است. بحث فقط بر سر دولت اسلامی و محدوده توانائی این دولت نیست. بورژوازی ایران نقش تعیین کننده ای را در مفصلبندی قطب های جدید درون سرمایه داری جهانی به خود اختصاص داده است. رویکردهای برخی از  مهمترین قدرت های اقتصادی و سیاسی دنیای موجود مانند چین و روسیه و هند و ... در عرصه مجادلات بین المللی به نوعی به نقش بورژوازی دژخیم ایران گره خورده است. وجود جریاناتی مانند حزب الله و حماس باز هم این موقعیت را بیش از پیش تقویت می کند.

توحش کم نظیر دولت اسلامی و موفقیتهای سترگ او در تحمیل گسترده ترین شکل گرسنگی، بی حقوقی و سیه روزی بر دهها میلیون کارگر ایرانی و به کارگیری اقلام نجومی اضافه ارزش های حاصل از استثمار این توده عظیم نیروی کار در انباشت کلان و کلان تر و باز هم کلان تر صنعتی، سرمایه گذاری های نجومی نظامی و سایر سرمایه گذاری های دیگر به این دولت کمک کرده است تا بتواند به صورت یک رقیب تعیین کننده در خاور میانه در برابر بورژوازی امریکا قد علم کند. این عامل در کنار همه عوامل دیگر موقعیت دولت امریکا را در خاورمیانه شدیداً دچار مخاطره ساخته است. یک نتیجه مستقیم و مهم این تغییرات تزلزل آشکار در مواضع، جهت گیری ها و صف بندیهای کشورهای اقمار امریکا در حوزه خلیج است. « آش آنقدر شور است که خان نیز فهمیده است ». بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج در زمینه تحکیم یا تضعیف ارتباط خود با دولت امریکا دچار سرگیجه شده اند. عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و قطر مجبورند به ازاء هر تماس با هر دولتمرد جنایتکار امریکائی دیداری نیز با همتایان دژخیم ایرانی آنها داشته باشند.

3. یک سال بیشتر به انتخابات امریکا باقی نمانده است و کارنامه دولت بوش حزب جمهوریخواه را در آستانه شکست حتمی قرار داده است. او قرار بوده است که با لشکرکشی ها و حمام خون های میلیونی و میلیونی اش برای بورژوازی امریکا و مقدم بر آن برای حزب خود اعتبار به چنگ آرد!! اما اینک به گونه ای کاملاً معکوس ابوابجمعی حزب خویش را به باخت حتمی نزدیک ساخته است.

4. نارضائی و خشم و نفرت مردم کارگر اسرائیل از دولت بورژوازی این کشور به بالاترین میزان خود رسیده است. بر اساس آمارها فقط 11% مردم از اینکه در فاصله مرزهای این کشور زندگی می کنند احساس نارضائی نمی کنند. وضعیت وخیم اقتصادی، بیکاری، نبود امنیت، شیپور بی انقطاع جنگ، خطر از سرگیری انتفاضه های تازه توسط مردم عاصی فلسطین و همه مسائل مشابه دیگر توده های کارگر جامعه را دچار نارضائی و اعتراض جدی ساخته است.

5. موقعیت امریکا در لبنان سخت در معرض سقوط بیش و بیشتر است. کفه توازن قوا به گونه ای است که نیروهای دوستدار اسرائیل و کاخ سفید عملاً زمینگیرند. جنگ 2 سال پیش میان اسرائیل و حزب الله برای اسرائیل عواقب بدی داشته است و به نوبه خود کفه قدرت صف بندی دولت اسلامی، سوریه، حزب الله و حماس را سنگین تر ساخته است.

 

6. کشتار و نابودسازی توده های کارگر فلسطین در طول سالهای اخیر و در امتداد 60 سال سفاکی و کشتار ممتد هیچ راهی به حل هیچ  مشکلی نبرده است. از این گذشته موقعیت نیروهای مماشات جوی فلسطینی و بخشی از بورژوازی فلسطین که چشم به غرب دوخته است روز به روز متزلزل تر می شود. این مسأله به نوبه خود زنگ خطر بیشتری را برای امریکا و اسرائیل به صدا در می آورد.

7. موج جدیدی از شدت بحران ساختاری سرمایه در راه است و دولت امریکا این بار در تحمل بار این بحران بسیار بیش از دوره های قبل آستانه خطر را دق الباب می کند. رخساره های این موج ماهها است که بورژوازی امریکا را به خود مشغول ساخته است.

کنفرانس « آناپولیس » صرفاً زیر فشار مؤلفه های بالا است که دستور کار خود را تنظیم و پروسه گفتگوی خود را آغاز می کند. آنچه در این میان هیچ و مطلقاً هیچ موضوعیتی ندارد توده کارگر فلسطین است و آنچه که تمامی اهمیت را به خود اختصاص می دهد یافتن راه برای حل مشکلات بورژوازی امریکا و اسرائیل است. درست در همان دقایقی که عربده های مستانه صلح تمامی فضای کنفرانس را در خود غرق ساخته بود رگبارهای ارتش اسرائیل مثل هر روز مردم سیه روز فلسطین را درو می کرد. کنفرانس قرار است برای دولت بوش « آبرو» خریداری کند!!! قرار است با گشایش باب گفتگو از نوع گفتگوهای همیشگی پیرامون ارتفاعات جولان دولت سوریه را در روابط خود با دولت اسلامی بورژوازی به فکر وادارد، قرار است توهم کارگر فلسطینی را دامن زند و کفه قدرت را به نفع « فتح » و به زیان حماس سنگین سازد، قرار است کارت صلح دوستی و موفقیت در برگزاری کنفرانس صلح!!! به دست حزب جمهوریخواه بسپارد، قرار است کفه نفوذ بورژوازی ایران در خاورمیانه را به نفع امریکا سبک سازد، بنا است حکام و دولت های عربی حاشیه خلیج را به قدرت امریکا مطمئن تر کند و روابط آنان با دولت اسلامی را کمی خراش زند. کنفرانس آناپولیس برای تحقق این هدفها تشکیل می گردد و در این زمینه ها و برای حصول این اهداف چه بسا اینجا و آنجا موفقیت هائی هم ولو اندک داشته باشد.

هیچ چیز مسخره تر از این نیست که کارگر فلسطینی چشم به کنفرانس « آناپولیس » بدوزد و مسخره تر این است که کارگر اروپائی، آسیائی، امریکائی، افریقائی و امریکای لاتینی فکر کند که گویا این کنفرانس برای گشایش هیچ ذره ای از مشکلات کارگر فلسطینی تشکیل می گردد!!! حالت سوم این تفکر بسیار مبتذل و مسخره این است که کارگر ایرانی، عرب و هر کجای دیگر دنیا، ژست های کریه و چندش بار دولت اسلامی سرمایه داری ایران، این جلاد 60 میلیون کارگر ایرانی را در مقابل کنفرانس آناپولیس به گونه ای به دلسوزی برای مردم فلسطین ربط دهد!!! کلید حل تمامی مشکلات کارگر فلسطینی فقط و فقط در دست طبقه کارگر بین المللی قرار دارد. کارگر فلسطینی اگر آگاه است سوای رجوع به طبقه جهانی خود راهی ندارد و پرولتاریای بین المللی به میزانی که مصالح و منافع طبقاتی و انترناسیونالیستی خود را بشناسد، یقیناً مشکل کارگر فلسطینی را مشکل درونی خود خواهد یافت. اتحاد کارگران اسرائیلی و فلسطینی  علیه کل بورژوازی عرب و اسرائیل، همبستگی کارگران دنیا با آنان و در ستیز با بورژوازی جهانی تنها بستر رهائی واقعی توده های کارگر این کشورهاست.   

فعالین لغو کار مزدی

27 نوامبر 2007