به « کمپین فعالین جنبش کارگری ایران در خارج کشور»!
دوستان!
شما پاراگراف
نخست فراخوان خود را بسیار درست به توضیح خطوط کلی
جنایات و توحش دولت اسلامی بورژوازی علیه طبقه کارگر
ایران اختصاص داده اید. از تهاجمات ددمنشانه و
بشرستیزانه نظام سرمایه داری به سطح زندگی و شرائط کار
و حقوق اولیه انسانی کارگران سخن رانده اید، خانه
خرابی و فقر و فلاکت و سیه روزی توده های کارگر زیر
فشار استثمار و بربریت بردگی مزدی را یادآوری نموده
اید و بالاخره بر ضرورت هر چه ژرف تر و گسترده تر
اعتراض علیه درندگیها و تعرضات و جنایات سرمایه داری
تأکید کرده اید.
خواننده
فراخوان حین مرور پاراگراف نخست حرفهایتان، خود را
مخاطب کسانی می بیند که در مکان فعالین کارگری پراکنده
در این و آن گوشه جهان به درستی می خواهند اعتراضی را
علیه شدت استثمار و بی حقوقیها و ستمکشی های دهشتبار
همزنجیران خویش در ایران سازمان دهند. تا اینجا بسیار
قابل ستایش است و هر انسان کارگر معترض به بود و بقای
نظام اختاپوسی سرمایه داری آماده می شود تا در راستای
همراهی با شما و تدارک بیشترین کمک به پیشبرد این
اعتراض دست به کار شود.
بخش بعدی
فراخوان شما ناگهان همه چیز را معکوس می سازد. « کوه
موش می زاید» و « شاهبازان طریقت به شکار مگس روی می
کنند» برای مبارزه با سرمایه داری و اعتراض به تهاجمات
سبعانه دولت بورژوازی ایران علیه سطح معیشت و حقوق
سیاسی و اجتماعی کارگران، رجوع به آستان یکی از مراکز
واقعی اعمال قدرت نظام بردگی مزدی علیه هر جنب و جوش
ضد سرمایه داری طبقه کارگر بین المللی توصیه می شود!!
فراخوان شما از همه فعالین کارگری می خواهد که علیه
حضور نمایندگان دولت اسلامی سرمایه داری، در اجلاس
سالانه « سازمان جهانی کار» دست به مخالفت بزنند و
برای رساندن فریاد اعتراض خویش به گوش سران «
ILO
» از گوشه و کنار جهان به سمت ژنو حرکت کنند. در یک
کلام پیام شما این است که از دولت هار بورژوازی ایران
در پیشگاه مشتی ژاندارم و پاسبان نظم هار سرمایه جهانی
شکایت کنید و یا به بیان دیگر تنفر خویش از درندگی یک
دولت بورژوازی را با صدور مجوز تقدس برای نهادهای
پاسدار تمامی توحش ها و بشرستیزی های نظام بردگی مزدی
به منصه ظهور برسانید!!!
پیام این
فراخوان که کاملاً در راستای سنت دیرپای چپ سوسیال
بورژوائی و علم و کتل رژیم ستیزی فراطبقاتی منحل در
اپوزیسون بازیهای بورژوامآبانه چپ غیرکارگری دنیاست
بسیار تأسف بار و حاوی بیشترین توهم آفرینی ها و گمراه
سازی ها برای توده های کارگر جهان است. شما در این
فراخوان به کارگران دنیا می گوئید که «
ILO
» به راستی سازمان اتحاد و اعمال قدرت آنان در مقابل
نظام سرمایه داری است!!! این بزرگترین دروغ است و طرح
این قبیل مسائل با کارگران کور نمودن چشم آنان نسبت به
فلسفه وجودی «
ILO
» بعنوان یک نهاد کاپیتالیستی عهده دار انحلال جنبش
کارگری جهانی در باتلاق مصالح و ملزومات بازتولید
سرمایه بین المللی است. شما به عضویت مزدوران رژیم
اسلامی بورژوازی در «
ILO
» معترض می شوید و این نشان می دهد که شما سازمان
جهانی کار را واقعاً سازمان مبارزه و مقاومت کارگران
دنیا در مقابل سرمایه داری می بینید!!! از شما می
پرسیم اگر «
ILO
» جای عمله و اکره بورژوازی ایران نیست پس جای چه
کسانی است؟؟!!! آیا قرار است کارگران سازمان دهنده
انقلاب اکتبر برای گزاردن نماز تعبد به آستان سرمایه
در اجلاس این سازمان شرکت نمایند؟؟!! آیا حرفتان این
است که «
ILO
» محل مناسبی برای اجتماع کموناردها است؟؟!! آیا
منظورتان از این سخن آن است که شرکت کنندگان در این
نهاد باید از سنخ برپا کنندگان انترناسیونال اول
باشند؟؟!! آیا واقعاً تصور می کنید که حضور مزدوران
خانه کارگر و شوراهای اسلامی و مانند اینها در «
ILO
» تقدس این امامزاده متعفن سرمایه را خدشه دار می
سازد؟؟!!
از شما می
پرسیم که سایر شرکت کنندگان در نشست سالانه «
ILO
» چه نهادها و افرادی هستند؟؟ آیا آنان طبقه کارگر و
جنبش ضد سرمایه داری کارگران جهان را نمایندگی می
کنند؟!!! آیا
LO
سوئد،
C Z
T
فرانسه، اتحادیه کار کانادا، اتحادیه کارگری انگلیس
و
اتحادیه های کارگری آلمان و اسپانیا و ایتالیا و سایر
مناطق دنیا، از سنخ همان خانه کارگری ها و شورای
اسلامی کارها نیستند؟؟ آیا همه اینها و در رأس همه
آنها آی اف تی سی یو و سازمان جهانی کار تاریخاً همان
نقش خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار رژیم اسلامی را
برای کل سرمایه جهانی علیه جنبش ضد سرمایه داری طبقه
کارگر بین المللی ایفاء نکرده اند؟؟ کدام توطته کودتای
امپریالیستی بوده است که برخی از اینها مشیر و مشاور و
پاکار آن نبوده اند، کدام فعالیت ضد سرمایه داری در
این یا آن گوشه جهان صورت گرفته است که اینان برای خفه
ساختن آن کثیف ترین همکاریها را با سازمان های پلیسی
سرمایه بعمل نیاورده باشند؟
دوستان!
فراخوان شما برای اعتراض علیه شرارت ها و جنایات
جهتوری اسلامی بسیار ارزنده و قابل ستایش است اما
لطفاً « قفل اسطوره ارسطو را بر در احسن الملل ننهید»
رجوع به «
ILO
» تبلیغ تقدس «
ILO
» تبرئه ساختن تمام اتحادیه های کارگری از بیخ و بن ضد
کمونیستی و ضد هر تحرک سرمایه ستیز کارگران را زیر نام
مبارزه علیه استثمار و بی حقوقی طبقه کارگر به خورد
کارگران دنیا ندهید. این کار توهم آفرینی و پاشیدن خاک
سیاه در چشمان توده های کارگر و لاجرم انداختن سنگ در
پیش پای شکل گیری جنبش آگاه و افق دار ضد کار مزدی،
کمونیستی و برای محو سرمایه داری آنان است. وقتی که
شما مشارکت مزدوران دولت بورژوازی در سازمان جهانی کار
را تحریم اما وجود این سازمان و اتحادیه های عضو آن را
تأیید و تقدیس می نمائید عملاً با صدای بلند اعلام می
کنید که حداکثر مطالبه و انتظار شما برای طبقه کارگر
ایران هم دستیابی کارگران به نوعی سندیکا از سنخ
اتحادیه کارگری انگلیس و اتحادیه کار کانادا و ال او
سوئد و نروژ و ث ژ ت فرانسه و مانند اینهاست. مطابق
این دید و دریافت که از بیخ و بن رفرمیستی و سرمایه
سالارانه است اگر مثلاً به جای کمالی و محجوب و صادقی
امثال منصور اسانلو راهی سازمان جهانی کار شوند آنگاه
هم سازمان مدکور، هم کل اتحادیه های کارگری و هم جنبش
کارگری ایران واقعاً اجلاس سالانه جنبش جهانی و ضد
سرمایه داری خود را تشکیل داده اند!!!! آیا دروغی
بزرگتر از این می توان به کارگران دنیا تحویل داد؟؟؟
دوستان! حمایت
شما از مطالبات و مبارزات طبقه کارگر ایران عمیقاً
قابل تحسین است، اما پیشنهاد ما این است که به جای
فرمولبندی « جلوگیری از ورود مزدوران دولت اسلامی به
ILO
» علیه کل نظام سرمایه داری، علیه کل «ILO»،
علیه
کل این اجلاس و علیه ماهیت عوامفریبانه و ضد کارگری کل
این نهادها و روند کار و اجلاس و مصوبات آنها دست به
اعتراض بزنیم. در سراسر اروپا و در همه جهان، در کلیه
مراکز کار و تولید و هر کجا که کارگران هستند فریاد سر
دهیم که
ILO
و
ICFTU
و
همه اتحادیه های عضو آنها نه سازمان کارگران که
نهادهای ویژه سرمایه برای محو مبارزات ضد سرمایه داری
طبقه کارگر می باشند. همین حی و حاضر طبقه کارگر
آلمان، سوئد و طبقه کارگر در سراسر دنیا در اعتراض به
فشارهای سهمگین روز سرمایه جهانی دست به کار مبارزه و
اعتراض و جنگ و ستیزند. در همه این کشورها هم اتحادیه
ها به سیاق همیشه و آنچنانکه سرشت آنهاست مشغول سازش
دادن و به تمکین کشاندن جنبش کارگری در مقابل تهاجمات
وحشیانه بورژوازی هستند. اعتراض و مبارزه ما باید به
این وضعیت رجوع کند، به پیش شرط های عروج جنبش ضد
سرمایه داری و برای لغو کار مزدی طبقه کارگر بین
المللی توجه نماید، فریاد خشم کارگران علیه بنیاد
بردگی مزدی را پر طنین سازد و کل سازمانهای نقاب دار
ابزار تحمیل نظم تولیدی و سیاسی و اجتماعی سرمایه داری
بر طبقه کارگر را آماج خود بگیرد. اعتراض به موجودیت «
ILO
»، اعتراض به وجود
ICFTU
و
همه
اتحادیه های کارگری عضو آن و جایگزینی کل اینها با
جنبش شورائی ضد سرمایه داری و انترناسیونالیستی طبقه
کارگر بین المللی است که باید شعار ما در صدور این
فراخوانها باشد. اعتراض ما باید به فعال کارگر ایرانی
بیاموزد که به جای نگارش عریضه به آستان گای رایدر و
خانم آنابیوندی توسل به ث ژ ت و اتحادیه کار کانادا به
جنبش سرمایه ستیز توده های طبقه خود در سراسر جهان
متوسل گردد. فعال کارگری ایرانی مقیم هر گوشه جهان
باید در مکان یک فروشنده نیروی کار و عضوی از طبقه
کارگر جهانی با کل توان خویش در عمق جنبش کارگری این
کشور و آن کشور و سراسر دنیا برای سازمانیابی ضد
سرمایه داری و طبقاتی توده های همزنجیرش تلاش نماید و
ضرورت اتحاد انترناسیونالیستی ضد کار مزدی همه توده
های طبقه کارگر را فریاد بزند.
دوستان!
فراخوان شما
نه فقط چنین پیامی نمی دهد که بالعکس طوق توهم به
معجزه گری نهادهای کاپیتالیستی را بیش از پیش بر گرده
کارگران سنگین می سازد. رفتن به سوی ژنو آری،
اجتماع در مقابل « سازمان جهانی کار» آری اما نه با
بهای تقدسILO
و نه
با هدف شکایت از دزد در پیش سازمان نظم دزدان، بلکه به
صورت فعالین راستین ضد بردگی مزدی، با گسترده ترین
تلاش برای همراه ساختن بیشترین شمار فعالین کارگری
اروپا، خطاب به توده های کارگر جهان و با کیفرخواست
قاطع ضد سرمایه داری علیه موجودیت کل این نظام و علیه
وجود تمامی نهادها و سازمانهائی که موجودیت این بختک
منحوس بشرستیز را بر کارگران دنیا تحمیل می کنند.
فعالین لغو کار مزدی
2007-05-21