اطلاعیه کارگران اعتصابی بخش خدمات عمومی در هانوفر                                                             فریده ثابتی

 

آیا ما واقعا آن قدرتنبل هستیم که نتوانیم روزانه 18 دقیقه طولانی تر کار کنیم؟ بدون دریافت چیزی!
هیچ کس از بیش­تر کارکردن ناراحت نمی­شود. در بسیاری از بخش های خدمات عمومی هم اکنون علاوه بر زمان کار نرمال هفتگی، اضافه کاری نیزانجام می­گیرد.

در بین مردم متاسفانه این عقیده شایع شده است که اعتصاب در بخش عمومی فقط به خاطراضافه شدن 18 دقیقه به زمان کار روزانه است. این اشتباه است!
چرا ؟

اطلاعیه کارگران اعتصابی بخش خدمات عمومی در هانوفر که از ماه فوریه در اعتصاب می باشند.

چرا ما هنوز در اعتصاب هستیم؟ warum wir immer noch streiken

آیا ما واقعا آن قدرتنبل هستیم که نتوانیم روزانه 18 دقیقه طولانی تر کار کنیم؟ بدون دریافت چیزی!

هیچ کس از بیش­تر کارکردن ناراحت نمی­شود. در بسیاری از بخش های خدمات عمومی هم اکنون علاوه بر زمان کار نرمال هفتگی، اضافه کاری نیزانجام می­گیرد.

در بین مردم متاسفانه این عقیده شایع شده است که اعتصاب در بخش عمومی فقط به خاطراضافه شدن 18 دقیقه به زمان کار روزانه است. این اشتباه است!
چرا ؟

● - 18 دقیقه اضافه کار در روز به معنی ده روز اضافه کار در سال بدون دریافت مزد است! علاوه براین پول ایام مرخصی و عیدی نیزمنتفی می شود. این مجموعا به معنی کاهش 14% در آمد است.


● – همکاران ما که به صورت قرارداد موقت کار می­کنند دیگر اشتغال به کار نخواهند داشت، چون که با اضافه کاری ما دیگر به آن ها احتیاجی نیست. تنها در نیدرساکسن این امر به معنی از دست رفتن هزارها شغل است.


● – دیگر کارآموزان به کار گرفته نمی­شوند. با توجه به 5 میلیون بیکار، جوانان جز بیکاری بعد از پایان تحصیل چه آینده­ای خواهند داشت.


از سال 1992 تا کنون حدود 2 میلیون شغل در بخش خدمات عمومی نابود شد. کارکنان بخش خدمات عمومی طی سال­ها به سهم خویش به تحکیم صندوق فرسوده دولت خدمت کردند. افزایش مزدها به ندرت به اندازه نرخ تورم بود. آخرین تعرفه افزایش حقوق برای کارکنان بخش دولت محلی در دو سال قیل تنها 1% بود! دو روز تعطیل هم منتفی شد.


عیدی از سال 1993 تاکنون ثابت مانده است. از13 ماه حقوق در سال مدت­هاست که دیگر حرفی در میان نیست. درآمد واقعی در بخش خدمات عمومی براساس یک مطالعه انجام یافته به سطح سال 1992 برگشته است. هم زمان سیاست مداران برای خود به طور منظم سالانه حداقل به اندازه نرخ تورم افزایش حقوق مطالبه می­کنند!


تصور کنید رئیس شما پیش­تان می­آید و می­گوید: " چه می­شود که تو ده روز در سال بیش­تر کارکنی و مزد هم نگیری.در این صورت من می توانم همکاران تو را که با قرارداد موقت کار می­کنند اخراج کنم و هم نیاز ندارم که کارآموز بگیرم. به عنوان پاداش هم پول ایام مرخصی و عیدی ترا نمی­دهم."


شما چه خواهید گفت؟ " اوه عالیه، ایده­ی بسیار خوبی است." یا خواهید گفت : " من اهل این کار نیستم و در مقابل آن از خود دفاع می­کنم!"


اگر به گفته دوم تمایل دارید پس با هم متحد هستیم.


ما نه به دلیل تنبلی ، بل­که بدین خاطر که از آینده خود بیمناک هستیم، اعتصاب می کنیم.


زمانی که شما هنوزاز خواب بیدار نشده اید، آدم های زیادی از بخش عمومی در راه رفتن به سر کار هستند. زمانی که شما دارید از تعطیلات آخر هفته خود لذت می­برید، آدم های زیادی از بخش خدمات عمومی در خدمت شما هستند. کارکنان بخش خدمات عمومی را تنبل و از زیرکار در برو به حساب آوردن نه فقط مطلقا اشتباه است بل­که عمیقا رنج آور است.


اگر ما این مبارزه را ببازیم، اگر کارفرما از بالا به طور یک جانبه شرایط کار و مزد را به ما دیکته کند، سپس ما با این کار بخشی از دموکراسی را از دست خواهیم داد. پارادوکس این مبارزه دراین است که ما نه فقط برای قدری بهیود یا اقزایش حقوق خود، نه فقط به خاطر آن چه که از ما گرفته­اند، بل­که برای تامین مخارج زندگی همکاران مان نیز مبارزه می­کنیم.






آپریل 2006