دولت سرمایه
و ادعای کاهش بیکاری !
آن یکی پرسید اشتررا که هی از کجا می آیی ای
اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت
خود پیداست از زانوی تو!
تمام دولت های
سرمایه داری دنیا در همه اوقات مگر در زمان های استثنایی
که همه راه های عوام فریبی بسته می شود، با آب و تاب
فراوان از کاهش نرخ بیکاری سخن می رانند. گزارشات مفصل در
این زمینه منتشر می کنند. آمار و ارقام مشروح به هم می
بافند و دریک کلام با هزار ترفند و وارونه پردازی چنین
القا می کنند که به برکت انباشت بیشتر سرمایه به فتوحات
عظیمی در زمینه ایجاد اشتغال برای شهروندان دست یافته اند!
این مسئله به هیچ وجه خاص این دولت و آن دولت نیست. تفاوت
ها در کم و کیف دروغ پردازی ها طبعاً وجود دارد، اما اساس
آن بخش جدایی ناپذیری از شیرازه سیاست و کار همه دولت های
سرمایه داری است. مسئله حتی به دولت ها هم ختم نمی شود.
کافی است نگاهی به گزارشات بانک جهانی، صندوق بین المللی
پول، سازمان ملل و سایر مجامع بین المللی سرمایه داری
بیندازیم تا بازهم شاهد اشکال هر چه عریان تر و زمخت تر
همین دروغ بافی ها باشیم. همه این ها در گزارشات سالانه یا
گاه به گاه خود چنین القا می کنند که گویا همین چند ماه
یا حداکثر چند سال آینده ریشه بیکاری از سراسر جهان سرمایه
داری کنده خواهد شد و کارفرمایان جهان همه جا با اتوبوس و
قطار و هواپیما دنبال نیروی کار خواهند گشت! و لابد از فرط
احتیاج به کارگر، بازار رقابت نیروی کار را به بازار رقابت
سرمایه داران برای یافتن نیروی کار تبدیل خواهند کرد! این
ها اصلاً اغراق نیست. دولت های سرمایه داری و مجامع بین
المللی سرمایه واقعا از این کارها می کنند. اما به موازات
طرح این خزعبلات ما همه جا و در هر نقطه دنیا می بینیم که
چگونه نرخ بیکاری نه با روندی تدریجی که کاملاً جهشی به
پیش می تازد. سرمایه داران و دولت های آن ها در این زمینه
ها فقط یک دروغ یا یک نوع دروغ نمی گویند. آنان دو نوع
دروغ بافی را یکجا به هم می آمیزند. نوع اول این است که
آمارها و ارقام صد در صد غیرواقعی سرهم می کنند. اما نوع
دوم که بسیار فریبکارانه تر است پرده انداختن بر روی بن
مایه و سرشت نظام سرمایه داری است. روند کاهش سرمایه متغیر
در مقابل سرمایه ثابت ( کاهش نسبی شمار کارگران در مقابل
حجم سرمایه ای که سرمایه گذاری می شود) پدیده نهادین و
بنیادی شیوه تولید سرمایه داری است. سرمایه اساساً در این
راستا حرکت می کند که در هر گام و هر دور جدید انباشت با
نیروی کار کمتری حجم بسیار عظیم تری از مواد خام و مصالح
تولید را به کالا تبدیل کند. سرمایه برای این کار تمام
دستاوردهای دانش بشری را هم در قالب تکنولوژی و ماشین آلات
مدرن و تخصص ها و مانند این ها به کار می گیرد. در همین جا
یادآوری این نکته نیز بسیار مهم است که سرمایه طبعاً لحظه
به لحظه حوزه های انباشت خود را گسترش می دهد و در
قلمروهای تازه سرمایه گذازی به نیروی کارمزدی تازه احتیاج
پیدا می کند. آنچه در این میان و به عنوان برایند مشترک
این دو فرایند روی می دهد این است که از یک سو شمار توده
های کارگر دنیا به طور مطلق افزایش می یابد و از سوی دیگر
جمعیت کارگری جهان در قیاس با حجم عظیم سرمایه هایی که
انباشت می شود بیش از پیش کاهش پیدا می کند. ذکر یک نکته
دیگر هم در همین جا اهمیت بسیار دارد، و آن این که هر چه
در گذشته سرمایه داری به سمت جلو یعنی به زمان حال نزدیک
تر می شویم، روند دوم یعنی همان کاهش مستمر سرمایه متغیر
درمقابل سرمایه ثابت فشار خود را سنگین تر از پیش بر مسئله
اشتغال نیروی کار وارد می سازد. و درست به همین دلیل است
که هم اکنون مطابق آمار همان سازمان ها و دولت هایی که
مدام از ریشه کنی قریب الوقوع بیکاری در نظام سرمایه داری
سخن می رانند به طور حی و حاضر یک میلیارد کارگر در
چهارگوشه کره زمین دنبال کار می گردند و هیچ کاری پیدا نمی
کنند.
به شروع سخن
خود باز گردیم. گفتیم که همه نهادهای سرمایه داری به دروغ
از کاهش نرخ بیکاری در دنیا حرف می زنند. این یک واقعیت
است. اما در این میان دولت هایی مانند دولت سرمایه داری
ایران در این زمینه نیز مانند زمینه های دیگر کارگرستیزی
گوی سبقت را از همتایان خود ربوده اند. دولت احمدی نژاد
مدعی است که بیکاری در دوران حکومت وی کاهش یافته است!
دولت حاضر این ادعا را نه یک بار که به دفعات و در دوره
های مختلف و در رسانه های گوناگون بیان کرده است. این دولت
درست در دوره ای این ادعای بی پایه و اساس را می کند که
هر صبح تا غروبی چندین هزار نفر بیکار به جمعیت بیکاران
قبلی افزوده می شود. در صحت آنچه می گوییم کافی است فقط
آمار بیکارشدگان چند ماه اخیر در همین سایت و در 10 شماره
خبرنامه منتشر شده آن را دنبال کنید. آنچه گزارشات
روزمره بیکار سازی ها در ذهن ما به تصویر می کشد این است
که هر روز درهمه جا، در همه شهرها و تمام نواحی جامعه، فوج
فوج از کارگران از درون مراکز کار و تولید به برهوت بیکاری
پرتاب می شوند. با توجه به این تصویر، بجاست اگر از دولت
سرمایه داری ایران و نهادهای ذیربط آن بپرسیم که کاهش
ادعایی آن ها درمورد بیکاری در کجا اتفاق افتاده است؟!
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
15 تیر 1387