بازگشت به اعتصاب
بسیاری از ما از دست رهبران اتحادیه
UNIO
بخاطر نتیجه اعتصاب ناراحت و بشدت عصبانی هستیم. برای
رهبران اتحادیه وعده و وعیدهای توخالی از جانب کارفرمایان
کافی بود تا فرمان توقف اعتصابی را صادر کنند که امید و
اشتیاق و روحیه بالای پیکار را در درون کارگران بوجود
آورده بود. کارگران عضواین اتحادیه نه تنها امکان هیچ گونه
دخالتی در طرح مطالباتشان در پروسه مذاکرات رهبری اتحادیه
با کارفرمایان نیافتند، بلکه در جریان اعتصاب هم امکان
هرگونه تصمیم گیری برای ادامه یا توقف اعتصاب را از آنان
سلب کرده بودند. در جریان عمل دیدیم که هرگونه مبارزه ما
علیه سرمایه را رهبران اتحادیه با همکاری کارفرمایان کنترل
می کنند.
این
اعتصاب برای ما کارگران بسیار گران تمام شد، صدها میلیون
کرون از پولی که بابت حق عضویت به اتحادیه پرداخت کرده
بودیم یکراست به جیب کارفرمایان رفت. ما کارگران باید به
خود اجازه دهیم که از رهبری اتحادیه بپرسیم چرا فرمان توقف
اعتصاب را صادر کردید؟ چه عاملی باعث شد که با کارفرمایان
به توافق رسیدید؟ بر سرمیز مذاکره در پشت درهای بسته و
بدور از چشمان کارگران چه معامله های با کارفرمایان صورت
گرفت که کارگران بی خبرند؟ شاید به این دلایل است که
تاکنون جرأت فرستادن برگه های همه پرسی برای اعضا را
ندارید. تا کی بی خیال ساکت بشینیم و نظاره گر آن باشیم
که رهبران اتحادیه ها هیچ اهمیتی برای ما کارگران قائل
نباشند و هرگونه که خودشان خواستند عمل کنند؟
سوألات زیادی هست که می توان آنها را
مطرح کرد، اما آیا واقعأ مشکل است که ثابت کنیم میزان
افزایش دستمزها برای کارگران معلم و دیگر کارگران در مدارس
بسیار نازل بوده است؟ آیا رهبران اتحادیه ها به خوبی بر
این واقف نیستند که در سالهای اخیر میزان افزایش دستمزد
کارگران بخش خدمات نازل و پائین بوده است؟بارها
و بکرات رهبران اتحادیه درمصاحبه
ها ازاعتماد به بدنه کارگری و اعضا سخن رانده اند آنان
روزی می گویند هیچ اعتمادی به کارفرمایان نداریم روزبعد به
وعده های کارفرمایان تمیکن و اعتماد می کنند. آیا ما
کارگران سوای نیروی واقعی خودمان می توانیم به کسی دیگر
اعتماد کنیم؟
بدنبال آنکه اتحادیه
FAGFORBUNDET
درقبال مبلغ بسیار ناچیز افزایش دستمزدها در مقابل
کارفرمایان تن به سازش داد، ما کارگران متشکل در شورای
گرینرلوکا حمایتو
پشتیبانی بیدریغ خود را ازاعتصاب
کارگران متشکل در اتحادیه
UNIO
اعلام کردیم اما می بینیم که این اتحادیه نیز روی
FAGFORBUNDET
را سفید کرد. جدا از اینکه این اتحادیه ها صفوف ما را بر
مبنای شغلی که داریم دسته بندی و شقه کرده اند، تمامی آنان
تن به نازلترین میزان افزایش دستمزد دادند. این دلایل کافی
است برای ابراز اعتراض و نارضائی اعضای این اتحادیه ها،
استعفای دسته جمعی 114 نفر از اعضای اتحادیه
UTDANNINGSFOBUNDET
بعلت صدور فرمان توقف اعتصاب از جانب رهبری این اتحادیه
سرآعاز این اعتراضات و نارضایتی می باشد.
چه باید کرد؟
ما به سنت حاکم در جنبش اتحادیه ای که
وقتی یکی از رهبران اتحادیه اتوریته اش را نزد اعضا از
دست می دهد، نفر دیگری را جایگزین او می کنند و چنین
وانمود می کنند که اشتباهات از جانب فرد است نه سیاست های
حاکم بر اتحادیه، بشدت هشدار می دهیم. این سیاستی
عوامفریبانه است که در درون جنبش اتحادیه ای رایج است،
اینها بدون اینکه حاضر شوند هیچ گونه تغییراتی در سیاست
های اتحادیه و اساس سازمانیابی آن بدهند، به آسانی خطا را
به گردن فرد می اندازند و بدین ترتیب گریبان خود را ازموج
اعتراض و نارضائی اعضا رها می کنند. در مورد اخیرباید
هشیار بود و به هیچ وجه نباید اجازه داد فریب مان دهند.
زیرا اتحادیه های کارگری تنها بخاطر این بوجود آمده اند که
مبارزات ما را کنترل کنند و نگذارند منافع سرمایه به خطر
بیفتد، چارت سازمانی این اتحادیه ها بگونه ای می باشد که
بدنه کارگری هیچ گونه دخالتی درتصمیماتی که به سرنوشت خود
آنان مربوط می شود نمی توانند داشته باشند.
تمام شواهد دال بر آن است که یک نوع
هماهنگی، توافق و همکاری میان رهبران این اتحادیه ها و
کارفرمایان وجود دارد که فقط مختص به نروژ نیست. در سوئد
اعتصاب کارگران پرستار به دلیل سازشکاریهای رهبران اتحادیه
به همین سرنوشت منجر شد، صدها نمونه از این دست در نروژ،
سوئد، آلمان، کانادا و در سطح بین المللی روزانه رخ می
دهد.
ما کارگران باید از خود بپرسیم که رهبران
اتحادیه ها و کارفرمایان چگونه در مورد ما قضاوت می کنند؟
آیا آنان فکر می کنند ما نمی توانیم بهترازآنان در تشکل
های مستقلی که بدست خودمان می سازیم و بدوراز هرگونه
ساختاربوروکراتیک و تصمیم از بالا خواهد بود، متشکل گردیم
؟ ما کارگران سران اتحادیه های کارفرمائی و نمایندگان
سیاسی آنها را زمانی که در مهد کودک بودند تر وخشک کرده
ایم، پشت نیمکت کلاس های مدارس به آنان خواندن و نوشتن یاد
داده ایم و زمانی هم که مریض و مسن شده اند از آنان مراقبت
کرده ایم. بگذارید به آنان ثابت کنیم که اجازه نخواهیم داد
علم و دانشی که از خود ما یاد گرفته اند برای استثمار
کردنمان از آن استفاده کنند. بگذارید به آنان نشان دهیم که
توان متشکل کردن خود را داریم ، آیا آنان فکر می کنند ما
که تمام هستی جامعه را با دستان خود خلق می کنیم توان
اداره جامعه را نداریم؟ بگذارید به آنان نشان دهیم که سخت
در اشتباه هستند ما توان آن را داریم که کل روند کار جامعه
موجود را متوقف کنیم.
مشکل اساسی ما کارگران چگونگی متشکل شدن
است، اما اگر بخواهیم آلترناتیو خویش را برای چگونگی متشکل
شدن داریم. ما کارگران متشکل در شورای کارگری محله
گرینرلوکا بعد از مدتها کلنجار رفتن با اتحادیه تصمیم
گرفتیم دسته جمعی از این اتحادیه کناره گیری کنیم ما بر
این واقف بودیم که برای اینکه بتوانیم نیرویمان را
سازماندهی کنیم به یک ظرف مبارزه احتیاج داریم، به همین
دلیل بود که شورای خودمان را تشکیل دادیم و در مجمع عمومی
این شورا چند نفررا بعنوان نماینده انتخاب کردیم تا خواست
های مان را که در همان مجمع عمومی و با دخالت همه کارگران
تصویب کرده بودیم پیگیری کنند. آنهایی که از جانب کارگران
در مجمع عمومی به عنوان نماینده و سخن گوی شورا انتخاب
شدند اگرهر زمانی که به وظایفشان عمل نکنند حق نماینده
بودن را فورأ از دست خواهند داد. ساختار شورای ما بدین
صورت است که نمایندگانی که در مجمع عمومی انتخاب می شوند
وظیفه دارند درانجام هر گونه فعالیتی به کارگران گزارش
دهند، هیچ فردی اجازه اعمال اراده خود را به جمع پیدا
نخواهد کرد.
فراخوان ما به کارگرانی که اعتصابشان
ازسوی رهبران اتحادیه بشکست کشانده شد این است که شوراهای
کارگری خود را تشکیل دهید، زمانی که این شوراها تشکیل شوند
آنوقت دیگرهیچ کسی بالای سر شما و بدون اجازه شما اجازه
توقف اعتصاب را نخواهد داشت و کارفرمایان نخواهند توانست
هر طوری که دلشان خواست در مورد سرنوشت ما تصمیم بگیرند.
به دولت سرمایه نیز مجال نخواهیم داد که هر چه کارفرمایان
اراده کردند بر ما تحمیل کند. تمام اینها شدنی است به شرطی
که شورای سراسری خودمان را تشکیل دهیم ، شورایی که صفوف
ما را بنا به شغلمان از هم شقه شقه نمی کند. شورای کارگری
گرینرلوکا افتخار می کند که کلید آغاز کار این پروسه حیاتی
را زده است. ما تمامی کارگران عضو اتحادیه های کارگری را
فرا می خوانیم که به ما بپیوندند و در تکمیل و پیشبرد
پروسه تااین جنبش با ما سهیم شوند.
شورای
کارگری گرینرلوکا
www.arbeiderråd.no