
اعتصاب در راه آهن
سراسری
اعتصاب در راه آهن سراسری آلمان
که در ماه آگوست با خواست افزایش حقوق و بهبود شرایط کار
آغاز شده بود با پافشاری رانندگان لکوموتیو بر خواست های
بحق شان هنوز ادامه دارد. همان گونه که در گزارش ماه آگوست
نوشتم ابتدا سه اتحادیه کارکنان راه آهن یعنی ترانس نت،
گ.د.ب.آ. و گ.د.ال باهم اعتصاب را آغاز کردند. دو اتحادیه
اول که روسایشان با رئیس راه آهن سراسری حتی در زمینه
خصوصی سازی راه آهن نیز توافق دارند با قبول 4،5٪ اضافه
حقوق، یکبار پرداختی به مبلغ 600 یورو و اضافه شدن اندگی
بر اضافه کاری آخر هفته در مجموع به میزان 7٪ خود را کنار
کشیدند و کارگران وابسته به اتحادیه خود را که اکثریت
کارکنان راه آهن را تشکیل می دهند به کار بازگرداند. اما
اتحادیه رانندگان لکوموتیو کماکان برای اضافه کردن دستمزد
کارگران و بهبود شرایط کار آنان به مبارزه ادامه می دهد.
تا کنون هیات مدیره راه آهن به ریاست مهدورن
Mehdornکه
حقوق خود را بین سال های 1999 تا 2005 به میزان 400٪
افزایش داده از 3،7 میلیون یورو به 14،5 میلیون یورو
رسانده اند با خواسته های کارگران مخالفت می کنند و در
مجموع افزایشی به مقدار 10٪ را در مقابل کارگران قرار داده
و تاکنون از آن فراتر نرفته اند. سرسختی هیات مدیره در عدم
اعلام پیشنهاد جدید برای مذاکره ، اتحادیه را به
رادیکالیسم سوق داده است.
بعد از اعتصاب آخر هفته گذشته
کارگران اعلام کرده اند که اگر به خواسته هایشان کماکان
توجه نشود یک اعتصاب نامحدود را آغاز خواهند کرد. فشار
کنسرن های بزرگ آلمانی که حمل و نقل کالاهای شان با مشکل
مواجه شده و زیان می بینند وزیر راه و ترابری را به میانجی
گری واداشته است. وی امروز سه شنبه 20 نوامبر با نمایندگان
اتحادیه لکوموتیو رانان و رئیس راه آهن نشست مشترکی داشت و
اظهار امیدواری کرد که توافق به عمل آید تا از اعتصابات
بعدی جلوگیری شود. وی خواست راه آهن پیشنهاد جدیدی را برای
مذاکره اعلام دارد.
اکنون کارزاری سراسری برای
حمایت از خواست کارگران آغاز شده است. جالب توجه است که
بخش هایی از کارگران وابسته به اتحادیه ترانس نت در
هامبورگ حمایت خود را از کارگران اعتصابی اعلام کرده اند و
خواسته های آنان را به حق خواندند و گفتند مبارزه شما ما
را قوی می کند و برایشان آرزوی موفقیت کرده اند. هم چنین
در خبرها آمده است که بسیاری از اعضای دو اتحادیه نامبرده
در بالا از عضویت در آن ها استعفا داده اند. بعد از ماه ها
سکوت بالاخره بعضی از اتحادیه های دیگر و یا اتحادیه های
جداگانه کارخانه ها و بخش ها به حمایت از کارگران اعتصابی
پرداخته اند. از جمله اتحادیه عمومی د.گ.ب که در حقیقت
بقیه اتحادیه زیر سقف آن متحد هستند در اطلاعیه ای با ذکر
این که از سال 1994 تا کنون پرسنل راه آهن به نصف رسیده و
شرایط کار به طرز وحشتناکی بدتر شده و همزمان سود کنسرن
راه آهن بین 2005 تا 2007 سه برابر شده است، از اعتصاب
حمایت کرد. اتحادیه خدمات نیز به صورت بخشی به این کار
اقدام کرده است اما قوی ترین اتحادیه آلمان یعنی اتحادیه
متال کوچکترین اشاره ای به آن نکرده است.
حمایت از اعتصاب به صورت
اینترنتی و حضوری ادامه دارد. در شهرهای مختلف راه پیمایی
های حمایتی انجام گرفته است. خواست اقدام هماهنگ اتحادیه
ها و ایجاد اتحادیه سراسری نیز مطرح شده است. از میان
احزاب موجود حزب چپ آلمان از اعتصاب حمایت به عمل آورده
است گرچه که 30 درصد اضافه حقوق را زیاد می داند اما وقتی
چند سال قبل خلبانان لوفت هانزا دست به اعتصاب زدند و
خواهان 35٪ اضافه حقوق شدند کسی آن را مورد انتقاد قرار
نداد و پذیرش آن توسط کارفرما نشان داد که خواستی برحق
بود. امروز با توجه به افزایش قیمت های هفتگی جان مردم به
لب رسیده است. در آغاز سال 2007 به طور رسمی مالیات های
غیر مستقیم را از 16 درصد به 19 درصد رساندند و یکباره
متعاقب آن قیمت ها نه سه درصد که 10 درصد بالا رفت. این
امر خود را در سبد خواربار خانوار به وضوح نشان می دهد.
قیمت اکثر مواد خوراکی اصلی طی سال چندین بار بالا رفته
است به طور نمونه نان تست ابتدا بی تغیر ماند سپس 25٪ بر
قیمت آن افزوده شد و در هفته قبل دوباره قیمت آن 12درصد
افزایش یافت. راه آهن سراسری نیز طی سال حداقل دوبار به
افزایش قیمت خدمات خود پرداخته است اما حاضر نیست از سود
حاصله آفرینندگان اصلی سود خود را اندگی شریک کند. وقتی
راه آهن تنها با 4،5٪ مزد اسمی موافقت می کند بدین معنی
است که دستمزد واقعی نه تنها بالا نرفته بلکه نسبت به سال
قبل حداقل هنوز 5،5٪ سقوط کرده و از قدرت خرید آن کاسته
شده است.
گرچه اعتصاب یکی از مهم ترین
ابزار برای کارگران در در پیش برد خواست های رفاهی است اما
بی شک به استثمار آن ها پایان نمی دهد. سرمایه در هر گامی
که عقب می نشیند ابزارهای دیگری را به خدمت می گیرد که نه
تنها این عقب نشینی را جبران می کند بلکه از آن فرا می رود
اما متاسفانه کارگران به دلیل یک قرن سلطه رفرمیسم، در
بکار گیری ابزاری که می تواند به سلطه سرمایه پایان دهد و
فصل نوینی را در تاریخ بشری بگشاید یعنی ایجاد تشکل سراسری
ضد سرمایه داری توانا نیستند.
20
نوامبر2007
فریده ثابتی