سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

               روایت سرمایه داری ایران از بیمه بیکاری
 

بنیاد تمامی نهادسازی ها و سازمان پردازی ها در هر جامعه سرمایه داری بر سود و ملزومات سودآوری هر چه بیشتر سرمایه ها استوار است. اما این جامعه کانون خیزش عظیم ترین و سهمگین ترین توفان های مبارزه طبقه کارگر علیه سرمایه نیز هست، مبارزه ای که در همه عرصه های حیات اجتماعی انسان ها جریان دارد و به میزان وسعت و سازمان یافتگی و آگاهی و در یک کلام قدرت تأثیرگذاری خود همه چیز سرمایه و از جمله همان نهادها و برج های دیده بانی حفظ نظام سرمایه داری را تحت تاثیر قرار می دهد. پدیده ای به نام بیمه و تأمین اجتماعی نیز از دایره شمول این حکم عام خارج نیست. کل قانون اساسی سرمایه عبارت است از پرداخت بهای بازتولید نیروی کار کارگر و در همان حال زنده نگه داشتن ارتش نیروی کار، آن هم فقط به میزان نیاز جبری بازار انباشت و ارزش افزایی سرمایه ها. سرمایه در منطق و عرف و مدنیت خود پرداخت این بها را تا آنجا قبول دارد که این نیرو را به مثابه یک کالا خریداری کند، به مصرف برساند، سود دلخواه و افزایش مطلوب حجم خود را از دل این خرید وفروش تأمین کند و سرانجام نسل فروشندگان آن را در چهارچوب نیازهای خود زنده نگه دارد. این، قانون سرمایه است و به همین دلیل هم موضوعاتی مانند تامین اجتماعی یا سلامتی کارگران در خارج از مدار این محاسبات و ملزومات برای صاحبان سرمایه، دولت سرمایه داری و به طورکلی نظام بردگی مزدی هیچ معنا و مکانی ندارد. شالوده کار سرمایه چنین است. اما این شالوده، همان گونه که اشاره کردیم، تاریخاً زیر فشار زمین لرزه ها و امواج پرتوان یا کم توان مبارزه طبقاتی توده های کارگر قرار داشته است، زمین لرزه ها و توفان هایی که گاه بسیار تند و نیرومند بوده و نظام سرمایه داری را مجبور کرده است که برای مصون ماندن از عوارض و آثار جدی آن ها دست به کار ساختن پاره ای استحکامات و سازوکارهای پیشگیری شود. آنچه امروز در بخش هایی از جهان بردگی مزدی زیر نام بیمه بیکاری یا بیمه درمان و سایر اشکال امکانات موسوم به « رفاه اجتماعی» موجود است در عالم واقع چیزی جز محصول مستقیم این جدال گسترده تاریخی یعنی وقوع مداوم زمین لرزه های مبارزه طبقاتی توده های کارگر در یک سو و اجبار، سراسیمگی و دست به کار شدن طبقه سرمایه دار و دولت این طبقه برای برپایی حصار تقابل در برابر این زلزله ها و توفان ها نبوده و نیست. یک نکته بسیار مهم و اساسی در همین جا این است که رویکرد سرمایه به تحمل این امکانات یا در واقع همان برج و باروهای مراقبت و محافظ سرمایه، بر خلاف آنچه عده ای می پندارند، هیچ ربطی به وجود هیچ عنصر انسانی و هیچ تمایل متمدنانه مبتنی بر رعایت حقوق انسان ها در سرشت سرمایه یا شیوه تولید سرمایه داری نداشته است و ندارد. این ها همگی حاصل فشار مبارزه طبقاتی کارگران بوده است و اتفاقاً در همه جای جهان به محض فرونشینی، عقب گرد و کاهش فشار این تندبادها و زلزله ها همه آن ها به سان چراغ دم باد یا نابود شده اند و یا، در بهترین حالت، فروغ و جلا و اعتبار و ارزش پیشین خود را ازدست داده اند. لازم است در همین جا اشاره کنیم که یکی از بزرگ ترین و گسترده ترین خدمت های سندیکالیسم یا جنبش سندیکاسازی و اتحادیه گرایی به دنیای سرمایه داری خاموش ساختن همین آتشفشان های نیرومند مبارزه طبقاتی کارگران و بدین سان کمک به طبقه سرمایه دار برای سلاخی و قلع و قمع امکانات حاصل از آن آتشفشان ها بوده است.

با این توضیح، به محور اصلی بحث درباره پدیده موسوم به بیمه های اجتماعی باز گردیم. جنبش کارگری در لحظاتی از تاریخ حیات خود دولت های سرمایه داری را دست کم در اروپای غربی و شمالی و کانادا مجبور ساخت که از هفت دریای بی کران اضافه ارزش های حاصل از استثمار طبقه کارگر بین المللی قطرات ناچیزی را به تضمین معیشت کارگران در زمان بیکاری اختصاص دهد. محصول مستقیم همین فشار جنبش کارگری و اجبار طبقه سرمایه دار به عقب نشینی آن شد که کارگران هنگام بیکاری و جستجوی کار تازه درصد بسیار بالایی از حقوق ایام کار و گاه کل حقوق ایام اشتغال را دریافت می کردند. این موضوع الان در همه جوامع مزبور آماج هولناک ترین تعرض های وحشیانه سرمایه قرار گرفته و به یمن نقش بسیار مؤثر نیروهای پیشمرگ نظام سرمایه داری یا همان اتحادیه های کارگری معضل وجود آن به میزان بسیار زیادی از سر سرمایه رفع شده است. داستان زایش و حیات بیمه بیکاری در این کشورها چنین بوده است. اما این داستان در جامعه ما یا در جهنم سرمایه داری ایران تار و پود دیگری دارد. در این دیار، طبقه کارگر به دلایلی که اینجا جای شرح آن نیست هیچ گاه و در هیچ دوره ای نتوانست حتی همین امکان اولیه حیاتی را بر طبقه سرمایه دار و دولت سرمایه داری تحمیل کند، همان طور که قادر به تحمیل هیچ بخش دیگری از نیازها و امکانات اولیه رفاهی و حیاتی خود بر نظام سرمایه داری نشد. موضوعی به اسم « بازخرید سنوات خدمت» تنها چیزی بوده است که گاه بر زبان سرمایه داران و دولتمردان سرمایه در سال های قبل از انقلاب 57 یا پس از آن جاری گردیده است. مضحکه ای که در واقع تنها حکمت آن گذاشتن کلاه شرعی بر سر جنایات سرمایه علیه کارگران بوده است. سرمایه را از شر اعتراض و مبارزه کارگر رها ساخته بدون این که کارگر به چیزی دست یافته باشد. آنچه کارگر اخراجی در این مورد دریافت کرده یا می کند بیشتر به آب نبات زهرآلود آکنده از فریب و ترفندی شباهت دارد که نه فقط هیچ تضمینی برای امرار معاش دوره بیکاری او به دست نمی دهد بلکه کل حثیثیت و کرامت و اعتبار انسانی وی را نیز دستخوش مضحکه و استهزا می سازد. طنز تلخ ماجرا این است که سرمایه داران در مورد بخش های عظیمی از طبقه کارگر که از شمول همین قانون کار ضدکارگری نیز خارج هستند حتی توسل به این عوام فریبی دغلکارانه را نیز لازم نمی بینند و هیچ ریالی زیر این نام به کارگران اخراجی نمی دهند.

آنچه گفتیم همه حقایق تلخ نوع نگاه و برخورد سرمایه داران و دولت سرمایه داری ایران به مسئله بیمه بیکاری است. اما داستان اصلاً به همین جا ختم نمی شود و انگیزه واقعی نوشتن این چند سطر نیز نه شرح این بخش ماجرا بلکه سرنوشت فعلی تأمین اجتماعی و بیمه بیکاری و روایت تازه دولت سرمایه از این پدیده است. کسانی که خبرهای روز مربوط به سیر حوادث درون جنبش کارگری ایران را دنبال می کنند، بارها با عباراتی از نوع عبارت زیر روبه رو شده و می شوند : « .... در گذشته 100 نفر از كارگران اين شركت به بيمه بيكاري معرفي شدند و اخيراً هم 40 نفر ديگر به بيمه بيكاري ارجاع داده شده اند .... ». این خبر در مورد کارخانه چینی حمید در قم است اما به جرأت می توان گفت که هیچ روزی نیست که روزنامه های رسمی دولت سرمایه در بخش های خاص «کارگری» یا در واقع کارگرفریبی خود به دفعات نوع این عبارات را در مورد کارگران این کارخانه و آن کارخانه نقل نکنند. سر و ته داستان در همه جا این است که سرمایه داران پیوسته و به صورت سراسری توده های کارگر را فوج فوج از کارخانه ها و مراکز کار بیرون می ریزند. صاحبان سرمایه در جریان این بیکارسازی ها و اخراج کردن ها طبعاً با موج مقاومت و اعتراض و مبارزه کارگران نیز مواجه می شوند. این مبارزات گاه بسیار حاد، گسترده و طولانی می شوند. گاه مثل آنچه در نیشکر هفت تپه، صدرای بوشهر، لاستیک البرز، لامپ الوند، برک رشت، بسیاری از نساجی ها و جاهای دیگر رخ داده است کارگران عرصه را بر صاحبان سرمایه و دولت آن ها تنگ می کنند. کارگران برای ابقای اشتغال خویش هر چه در توان دارند می کنند. اما در موقعیت کنونی زیر فشار ناتوانی و پراکندگی و فقدان قدرت متشکل ضد سرمایه داری طبقه خویش قادر به تحمیل مطالبات خود بر صاحبان سرمایه نمی شوند. در همه این مراکز کار، مبارزه طبقاتی بر ساحل یک آرایش نامتوازن طبقاتی به نفع سرمایه و به زیان کارگران لنگر می اندازد. اما شعله پیکار در هیچ کجا خاموش نمی شود. زیرا خاموشی آن خاموشی حیات توده های کارگر است. در چنین شرایطی سرمایه داران به مضحکه چندش آور و خفت بار « بیمه بیکاری» توسل می جویند. به این ترتیب که در تبانی برنامه ریزی شده و سنجیده با عمال دولتی سرمایه تصمیم می گیرند که کارگران را چند ماهی به امامزاده بدون اعجاز بیمه بیکاری معرفی کنند. این کار صرفاً به این خاطر انجام می گیرد که سرمایه داران از شر مبارزه و اعتراض کارگران آسوده شوند و با آسودگی و آسوده خیالی دست به کار تعطیل کامل کارخانه و انتقال سرمایه های خویش به حوزه های بسیار سودآورتر گردند. در یک کلام، بیمه بیکاری در جهنم سرمایه داری ایران به تنها چیزی که مطلقاً شباهت ندارد بیمه بیکاری است و به تنها چیزی که کاملاً شباهت دارد یا تنها نقشی که اساساً به دوش می کشد این است که فرصت کامل فرار از خطر مبارزات حاد، گسترده و بالفعل طبقه کارگر را به سرمایه داران صاحب کارخانه ها و مراکز کار می دهد. روایت دولت سرمایه داری از بیمه بیکاری این است و توده های کارگر در مقابل این روایت جنایتکارانه سرمایه باید روایت خود را داشته باشند. ما این روایت را در «منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران» طرح کرده ایم. در آنجا تصریح کرده ایم که بیکاری پدیده ذاتی نظام سرمایه داری است. تا این نظام هست بیکاری نیز هست. بیکاری مطلقاً مشکلی نیست که کارگران در آن نقشی داشته باشند. برعکس، بلایی است که از آسمان و زمین جهنم سرمایه بر سر کارگران نازل می گردد. هیچ کارگری در هیچ کجای دنیا نباید برای این بلای تحمیلی نظام سرمایه داری هیچ تاوانی بپردازد. همه کارگران بیکار باید در تمامی دوران بیکاری حقوق کامل ایام اشتغال خود را دریافت کنند.

کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

13مرداد 87

www.hamaahangi.com

hamaahangi@gmail.com