بمبی که بی
تردید منفجر خواهد شد، اما کی؟ و چگونه؟
بیش از 70% کارگران کشور با قراردادهای موقت کار می کنند.
چندین میلیون کارگر بیکارند. 30% شاغلان بخش های دولتی و
خصوصی مشمول « قانون استخدام» اگر چه به ظاهر وضعی بهتر از
این دو گروه دارند اما بازهم به طور واقعی هیچ تضمین
مطمئنی برای ادامه کار ندارند. شورای عالی کار بارها اعلام
کرده که قراردادهای موقت با شتاب تمام به سراغ اینان
نیزخواهد رفت و با بیرحمی درخانه هر کارگری را خواهد
کوبید. از میان 70% نخست، جمعیت بسیارزیادی دستمزدهای
ماهانه خود را با تعویق های طولانی و گاه بسیار طولانی
دریافت می کنند. شمار کسانی نیز که هیچ چیز دریافت نمی
کنند اصلاً کم نیست. بیگاری و کار بدون مزد عملاً به عرف
تبدیل شده و کارگران زیادی به آن تن می دهند، صرفاً به این
دلیل که انتظار گرفتن دستمزد، حتی انتظار کاذب آن، ولو آن
که حاصل این انتظار بیش ازحد ناچیز باشد، ولو آن که همین
انتظار هم هیچ گاه جامه عمل به خود نپوشد، بازهم از بیکاری
و نومیدی مطلق از دریافت هرنوع دستمزد بهتر است. سطح
دستمزد این 70% سخت نازل است. به گفته همان شورای عالی
کار، این انبوه عظیم انسان ها در ماه فقط چیزی میان 100 تا
150 هزار تومان مزد می گیرند. شتاب بی مهار گرانی نیازهای
اولیه زندگی نیز هر روز این مزدهای نازل را به طور واقعی
کاهش می دهد، برای این بخش از طبقه کارگر و به ویژه برای
کارگران بخش های ساختمان، راه و مانند این ها حتی همین
دستمزدهای نازل، حتی همین دستمزدهای نازلی که با بیشترین
تأخیرها پرداخت می شود، همواره حالت چراغ دم باد را دارد.
چند روز کار هست و چندین روز نیست، یک ماه هست و چند ماه
نیست. حتی روزنامه های رسمی دولت بورژوازی از وضعیت وخیم و
بحرانی زندگی توده های کارگر می نویسند. تصویر این وضعیت
وخیم و فاجعه بار بیش از حد دشوار است.
سؤال اساسی این است که سرانجام این اوضاع چه خواهد شد؟
دولت سرمایه به این سئوال پاسخ داده و این پاسخ را هر روز
تکرار کرده و در آینده نیز تکرار خواهد کرد. این پاسخ
بسیار روشن است. همان چیزی است که اتفاق افتاده، عین همان
مصائبی که دامنگیر زندگی همه کارگران است و در بالا بدان
اشاره شد. پاسخ سرمایه داران و دولت آن ها تعمیق و توسعه و
تشدید هرچه بیشتر این روند است. بیکاری گسترده تر، فقرعظیم
تر، دستمزدهای نازل تر، قراردادهای کوتاه مدت تر،
فراگیرشدن قراردادهای موقت و محو استخدام های دائم، ختم هر
نوع بیمه و تبدیل طرح های بیمه به بازارمکاره چپاول
دستمزدهای اندک کارگران، وخامت بسیار بیشتر شرایط کار،
کشتارهای وسیع تر هر روزه دراثر سوانح کار و بسیاری
رویدادهای دیگر از این نوع، پاسخ طبقه سرمایه دار و دولت
سرمایه داری به پرسش بالا است. این پاسخ جامه عمل پوشیده و
اکنون به جریان زندگی روز ما تبدیل شده است.
اما درمقابل سئوال بالا پاسخ دیگری هم وجود دارد. وضعیت
موجود قابل دوام نیست. زندگی ما هر روز بدتر از روز پیش می
شود. این زندگی به بمبی تبدیل شده که دیر یا زود منفجر می
شود. وقت آن است که بایدها را در قالب راه حل های مشخص و
ملموس و عملی به موضوع مبارزه روز خود بدل کنیم. هم اکنون
حدود 170 واحد بزرگ و متوسط صنعتی کشور در موقعیتی بی
سروسامان و سردرگم و تعطیل و نیمه تعطیل قرار دارد. بخش
وسیعی از بیکاری ها، تعویق دستمزدها، کاهش مزدها، قطع عیدی
ها و پاداش های ما نیز در همین قلمرو و در رابطه با همین
واحدها و مراکز کار و تولید قرار دارد. ما می توانیم و
بسیارخوب هم می توانیم که این واحد ها به تصرف خود درآوریم
و خودمان آن ها را اداره کنیم. اما پیش از آن باید در درون
هر کدام از این کارخانه ها و واحدهای صنعتی شوراهای خود را
به وجود بیاوریم، شوراهایی که ظرف اعمال قدرت ما چون تنی
واحد باشند و با هدف اداره کارخانه و انجام کارهای مشخص و
حساب شده تشکیل شده باشند. سپس باید از پیوند این شوراها
یک شورای سراسری متکی به قدرت میلیون ها کارگر ایجاد کنیم
و ازهمزنجیرانمان در همه جای ایران و دنیا بخواهیم که به
حمایت از ما برخیزند. ما با این کار به یک قدرت تبدیل می
شویم. قدرتی که با صلابت، با برنامه و با آگاهی درمقابل
سرمایه داران و دولت آن ها می ایستد و راه حل خودش را پیش
می گذارد. قدرتی که به صاحبان سرمایه و دولت آن ها می گوید
شما مجبورید همه وسایل و نیازهای کار و تولید را در اختیار
ما قرار دهید، در غیراین صورت همزنجیران ما در شرکت نفت و
گاز کل استخراج و تولید و صادرات نفت و گاز را تعطیل
خواهند کرد، همزنجیران ما در شبکه سراسری آب کشور کل آب
کارخانه ها را خواهند بست، همزنجیران ما در شبکه برق کشور
به هیچ کارخانه و اداره و وزارتخانه و خانه هیچ سرمایه
داری برق نخواهند داد. همزنجیران راننده ما در جاده های
مواصلاتی کشور هیچ کالایی را برای هیچ کارخانه ای حمل
نخواهند کرد. اگر ما به این سمت برویم، راه واقعی مبارزه
طبقاتی را پیدا کرده ایم. این یک جنگ واقعی است که ما
مجبوریم به استقبال آن برویم. در غیراین صورت، آش همین آش
و کاسه همین کاسه است.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
29تیر 1387
www.hamaahangi.com
hamaahangi@gmail.com