سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

              خطر بیکاری وسیع کارگران نانوا و راه مقابله با آن

« رئیس كانون انجمن‌های صنفی كارگران خباز كشور با اشاره به تصمیم دولت برای تولید نان به شیوه صنعتی گفت : اجرای كامل این تصمیم می‌تواند شغل 800 هزاركارگر نانوا را از بین ببرد. علی یزدانی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه كارگری خبرگزاری كار ایران "ایلنا" افزود: اگر تولید نان صنعتی شود 98 درصد از كارگران خباز شغل خود را از دست می‌دهند. رئیس انجمن صنفی كارگران خباز استان اصفهان با ذكر مثالی در خصوص تولید نان صنعتی و سنتی گفت: 20 تن نان صنعتی با 2 كارگر قابل تولید است در حالیكه همین میزان نان به شیوه سنتی با 150 كارگر تولید می‌شود.»

کاهش مدام شمار کارگران در مقابل افزایش حجم عظیم سرمایه ای که انباشت می شود پدیده ذاتی نظام سرمایه داری است. سرمایه مدام دستاوردهای علمی، فنی، و اختراعات حاصل از کار انسان ها را برای افرایش هر چه بیشتر ظرفیت تولید و بارآوری کار به کار می گیرد. سرمایه از این طریق تولید هرچه انبوه تر سود، تراکم هرچه بیشتر حجم خود و توسعه هر چه بی کران تر انباشت خود را عملی می کند. این سرشت سرمایه است و شیوه تولید سرمایه داری یا تولید برای سود نمی تواند جز این باشد. آنچه هم اکنون در مورد نانوایی ها در جامعه ما جریان دارد نیز جزئی از همین روند است. سرمایه داران و دولت آن ها تلاش دارند که با استفاده از تکنولوژی جدید تولید نان را صنعتی کنند، نیروی کار بسیار کمتری را به کار گیرند و با حداقل نیروی کار حداکثر نان را تولید کنند. آن ها از این طریق به سودهای بسیار کلان دست خواهند یافت و حجم سرمایه های خویش را بیش از پیش افزایش خواهند داد. نتیجه این تغییرات در مورد کارگران اما کاملاً معکوس است. بر اساس برآوردها 800 هزار نفر از همزنجیران نانوای ما در سراسر ایران کار خود را از دست خواهند داد و طبقه سرمایه دار با شقاوت و سنگدلی هر چه تمام تر آن ها و خانواده هایشان را به برهوت گرسنگی و نداری و مرگ ناشی از فقر پرتاب خواهد کرد. حاصل این روند با یک محاسبه ساده سرانگشتی فلاکت و مرگ و میر میلیون ها کارگر در جامعه خواهد بود، موضوعی که باید مورد توجه تک تک کارگران قرار گیرد. در این جا سئوال اساسی این است که برای مقابله با جنایت سرمایه داران در بیکارسازی کارگران و تحمیل فاجعه گرسنگی بر چند میلیون افراد خانواده های کارگری چه باید کرد و به کدام راهکارها باید متوسل شد؟

ناگفته پیداست که نفس توسعه صنعت و جایگزینی نانوایی های موجود با صنایع مدرن پخت نان نه فقط چیز بدی نیست بلکه بسیار مفید است. بحث برسر خوب و بد بودن رشد صنعت، استفاده کردن یا نکردن از تکنولوژی های مدرن تر و دستاوردهای علمی عالی تر و مانند این ها نیست. معضل به طورواقعی در جای دیگری است. کل بحث این است که گسترش صنعت، بهره گیری از تکنولوژی مدرن و حاصل تلاش های علمی بشر در چهارچوب کدام مناسبات اجتماعی و با چه هدفی صورت می گیرد؟ آیا سرمایه است که برای سودآوری هرچه عظیم تر و توسعه هرچه بیکران تر انباشت خود دست به کار جایگزینی نانوایی های کنونی با صنعت نان ماشینی است یا، برعکس، توده های کارگرند که برای کاهش ساعات کار خویش، تولید نان مرغوب تر و رسیدن به آسایش جسمی و روحی بیشتر دست به این کار می زنند؟ همه کشمکش حول این سئوال می چرخد و پاسخ آن هم بسیار روشن است. ما در جامعه و جهان سرمایه داری زندگی می کنیم و آنچه دارد انجام می گیرد همان حالت اول است. سرمایه است که به دنبال حجم سهمگین تر سود و توسعه بی مهارتر روند انباشت خود می خواهد نانوایی های کنونی را با صنعت نان ماشینی جایگزین سازد. حاصل این جا به جایی همان گونه که در بالا آمده بسیار روشن است : 98% کارگران نانوا بیکار خواهند شد و به باتلاق فقر و سیه روزی فرو خواهند غلتید. حال با توجه به همه این نکات، نخستین سؤال بالا را بار دیگر تکرار و در عین حال تکمیل می کنیم. راه چاره ما چیست؟ و چه باید بکنیم؟ ما با توسعه صنعت پخت نان اصلاً مخالف نیستیم. بسیارهم موافقیم و آن را لازم هم می دانیم. اما توسعه صنعت و ماشینی شدن نان در چهارچوب حاکمیت نظام سرمایه داری و توسط سرمایه برای ما فاجعه عظیم بیکاری میلیونی و گرسنگی چندین میلیونی را به دنبال دارد. تکلیف چیست؟ و راهکار ما برای جلوگیری از وقوع این فاجعه کدام است؟

پاسخ این سئوال در شکل عام خود در بیانیه ها و نوشته های متعدد کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران) طرح شده و مورد گفتگو قرار گرفته است. منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر مصوب این کمیته تصریح کرده است که هر انسان بالای 18 سال مستقل از شاغل یا بیکار، زن یا مرد، در هر حوزه کار و تولید، در خانه یا کارخانه باید حداقل 600 هزار تومان دستمزد بگیرد. این منشور اضافه می کند که بودن یا نبودن کار معضل سرمایه است. بیکاری نیز پدیده ذاتی نظام سرمایه داری یا رابطه تولید ارزش اضافی است. هیچ کارگری در هیچ کجای ایران یا جهان نباید تحت هیچ شرایطی تاوان تناقضات ذاتی سرمایه و شیوه تولید سرمایه داری را بپردازد. این اولین پاسخ ما به سئوال بالاست. هر انسان بالای 18 سال ساکن ایران بر اساس دقیق ترین محاسبات حتی در چهارچوب همین نظام سرمایه داری مستقل از شاغل بودن یا نبودن می تواند و باید هر ماه 600 هزار تومان حقوق دریافت کند و این شامل کل 800 هزار نانوای در معرض بیکاری هم می شود. در اینجا و در رابطه با این پاسخ به طور قطع پرسش ها و موضوعات تازه ای به میان کشیده می شود. اولین سخن این خواهد بود که صرف منشورنویسی در باره دستمزد 600 هزار تومانی برای هیچ کارگری و از جمله برای کارگر نانوای در حال اخراج آب و نان نمی شود. کارگران چگونه و از کدام طریق به این دستمزد دست خواهند یافت؟ 800 هزار کارگر نانوا چه کنند که این دستمزد به آنان پرداخت شود؟

این سؤال کاملاً درستی است و پاسخ آن نیز در منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر آمده است. معلوم است که برای تحمیل هر نوع مطالبه ای بر نظام سرمایه داری باید مبارزه کرد. سرمایه داران و دولت آن ها بدون هراس و احساس وحشت از قدرت مبارزه ما نه 600 هزار تومان که 6 ریال هم به ما پرداخت نخواهند کرد. رابطه میان ما و نظام سرمایه داری صرفاً رابطه جنگیدن با همدیگر و به میدان کشیدن قدرت پیکار علیه یکدیگر است. منشور مطالبات پایه ای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران) در همین راستا اساس کار برای تحمیل این مطالبات بر نظام سرمایه داری را سازمانیابی سراسری و شورایی طبقه کارگر علیه سرمایه قرار داده است. واقعیت این است که ما فقط از این طریق قادر به پیشبرد جنگ خود علیه سرمایه داران و دولت آن ها و تحمیل مطالبات خود بر آن ها خواهیم بود. به نظر ما، این که 800 هزار کارگر نانوای درمعرض بیکاری چه کار باید بکنند در همین جاست که پاسخ می گیرد. باید دست در دست هم علیه سرمایه متشکل شد. باید قدرت سراسری طبقه خود را به میدان بیاوریم و با اتکا به قدرت عظیم خود، سرمایه و صاحبان سرمایه و دولت آن ها را وادار به عقب نشینی کنیم. همه این ها، گام ها، لحظات و اجزای مختلف یک جنگ سراسری طبقاتی است که بین کارگران و سرمایه تا لحظه نابودی کامل سرمایه داری جریان خواهد داشت. اما تا اینجا هنوز پرسش های زیادی وجود دارد که بی جواب باقی مانده اند. یک پرسش مهم این است که اتحاد و تشکل سراسری ما کارگران قرار است چه کند و چگونه قرار است مطالبات ما را بر سرمایه تحمیل کند؟ ما کارگران چگونه می خواهیم با سرمایه داری بجنگیم و چگونه می خواهیم قدرت خود را بر این نظام اعمال کنیم؟ مگر نه این است که اعمال قدرت معنای عملی مشخص باید داشته باشد؟ 800 هزار کارگر بیکار از چه طریقی می خواهند اعمال قدرت کنند؟ مگر نه این است که هم اکنون چند میلیون کارگر بیکار در جامعه وجود دارند و هیچ قدرتی را در هیچ کجا علیه سرمایه اعمال نمی کنند؟ از این که بگذریم، مگر نه این است که صدها هزار کارگر که کار می کنند و در قبال کار خود چند ماه چند ماه دستمزد نمی گیرند قدرت متشکلی را در مقابل نظام سرمایه داری تشکیل نداده و به نمایش ننهاده اند؟ پس این 800 هزار کارگر نانوای در معرض اخراج قرار است چه معجزه ای بکنند که سرمایه داران را به وحشت اندازد و مجبور به قبول مطالبات خود کند؟

واقعیت این است که همین موضوعات و پرسش ها، مسائل واقعی و بسیار مهم مبارزه طبقاتی هستند. آنچه در حال حاضر باید مشغله هر کارگر آگاه و هر فعال کارگری باشد انگشت نهادن برهمین معضلات واقعی و جستجوی راه های عملی غلبه بر آن هاست. این سئوال نیز بیشترین اهمیت را دارد و ما نیز تاکنون به مناسبت های مختلف از جمله درمورد بیکارسازی ها و تعویق دستمزدها پاسخ آن را به طور شفاف داده ایم. همه جا گفته ایم که اعمال قدرت با صرف شعاردادن و جوش و خروش های احساساتی انجام نمی گیرد. اعمال قدرت علیه سرمایه یعنی این که عملا شریان حیات سرمایه یعنی شریان تولید ارزش اضافی را ببندیم و ما توانایی انجام این کار را داریم. در مورد نیشکر هفت تپه توضیح دادیم که چه باید کرد. در مورد لاستیک البرز نیز دقیقاً بر راهی که کارگران باید در پیش گیرند انگشت نهادیم. فراتر از این ها، درمورد کل 170 کارخانه ای که صاحبان آن ها حاضر به پرداخت دستمزدهای ماهانه کارگران نیستند و پیوسته آنان را به اخراج تهدید می کنند راه چاره واقعی کار را مطرح کرده ایم. پیشنهاد ما در همه جا تعرض به مالکیت سرمایه داران، تصرف همزمان و هماهنگ حداقل چند کارخانه بزرگ درمعرض تعطیل ، به دست گرفتن برنامه ریزی کار و تولید، تشکیل شوراهای ضد سرمایه داری، گسترش این شوراها در سطح سراسری، مقاومت در مقابل نیروی سرکوب و اعمال قدرت طبقاتی برای مجبور ساختن دولت سرمایه به تهیه رایگان کلیه مواد و نیازهای اداره کارخانه توسط کارگران بوده است. ما همه جا این راه حل را مطرح کرده و توضیح داده ایم که این کارها تا اینجا اصلاً به معنای از بین بردن سرمایه داری نیست. اما این بستر پوینده پیکار طبقاتی برای تدارک، تجهیز، سازمانیابی، آگاهی و سرانجام اعلام جنگ آخر علیه سرمایه و پایان دادن به حیات نظام بردگی مزدی است. راهکار و راه چاره ما برای 800 هزار کارگر نانوا نیز دقیقاً از همین سنخ است. شاید در این جا عده ای پیش خود فکر کنند که پس باید نانوایی ها را تصرف کنیم و مانع صنعتی شدن آن ها شویم!! نه، ما این را نمی گوییم. حرف ما چیز دیگری است. ما 800 هزار کارگر نانوای در حال اخراج هستیم. باید متحد شویم و شوراهای خود را در هر محله و شهر و منطقه تشکیل دهیم. این شوراها را به هم پیوند زنیم و هر چه بیشتر سراسری کنیم. دولت سرمایه نانوایی های کنونی را با کارخانجات صنعتی و مدرن پخت نان ماشینی جایگزین خواهد ساخت. بسیار خوب! چه عالی! ما هم این کارخانه های مدرن پخت نان را تصرف خواهیم کرد. هیچ کس بهتر از ما کار با این ماشین ها را بلد نیست. هیچ کس بهتر از ما قادر به پخت نان موغوب مورد نیاز شهروندان نیست. ما از همین امروز خود را برای تصرف کارخانه های مدرن تازه تاسیس آماده می کنیم و سازمان می دهیم. برای لحظه ای به این فکر کنید که سرمایه داران صاحب نانوایی های موجود از طریق فروش نان هایی که ما 800 هزار کارگر پخت می کنیم مبلغ بسیار ناچیزی به ما دستمزد می دهند و دنیایی سود و سرمایه می اندوزند. چرا اگر ما خودمان کار تهیه نان مورد نیاز اهالی جامعه را به دست گیریم نمی توانیم در قبال تهیه و تضمین نان 75 میلیون انسان زندگی خویش را اداره کنیم؟ این کار برای ما اصلاً دشوار نیست. از همزنجیران کارگر کشاورزی خویش خواهیم خواست که گندم مورد نیاز را برایمان نگه دارند. نان تهیه شده از این گندم را برای مصرف شهروندان توزیع خواهیم کرد و آن ها در قبال نانی که برایشان تهیه می کنیم معیشت و امکانات لازم زندگی ما را تقبل خواهند کرد. این، راه مبارزه با سرمایه داری است. در این راه ما متحد می شویم، متشکل می گردیم، آگاهی پیدا می کنیم، به مالکیت سرمایه داری تعرض می کنیم، جریان تولید ارزش اضافی را مختل می سازیم، مطالبات خود را بر سرمایه تحمیل می کنیم و راه تداوم جنگ علیه سرمایه داری را هموار می سازیم.

کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

6مرداد 1387

www.hamaahangi.com

hamaahangi@gmail.com