سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

        کارگران لوله سازی خوزستان و ضرورت تصرف کارخانه

کارگران لوله سازی خوزستان روزهای سختی را تجربه می کنند. کارخانه عملاً تعطیل شده است. کارگران بیکارند، هیچ دستمزدی به آنان پرداخت نشده است و عدم پرداخت حقوق ها همچنان ادامه دارد. کارفرمایان در همدستی برنامه ریزی شده با عمال دولتی سرمایه تصمیم گرفته اند که کارگران را در گرداب بلاتکلیفی و انتظار واهی نگه دارند. آنان برای رهایی از فشار خشم و قهر و عصیان کارگران معترض بیکار ابتدا حکم 15 روز مرخصی برای همه آن ها صادر کردند. کارگران حقوق معوقه خویش را می خواستند. آنان خواستار ادامه کار و تضمین اشتغال خویش بودند. اما کارفرمایان پاسخ به این خواست های عاجل و حیاتی را با 15 روز مرخصی به عقب انداختند تا با استفاده از این فرصت دست به چاره اندیشی های دیگر برای تحمیل عقب نشینی های بعدی برکارگران و درنهایت شکست جنبش آنان بزنند. کارگران به مرخصی رفتند و پس از 15 روز بازگشتند. کارخانه همچنان تعطیل بود و هیچ خبری از پرداخت ماه ها حقوق به تعویق افتاده نبود. کارفرمایان با بیشرمی تمام این بار خطاب به کارگران اعلام کردند که کارخانه تا پایان ماه مرداد تعطیل خواهد بود.

تنها دلیل مسئولان کارخانه و عمال دولتی شریک آن ها برای تعطیل کارخانه این است که حجم نقدینگی شرکت کفاف خرید مواد اولیه و سایر مصالح تولید را نمی دهد!! در جامعه ای که نمایندگان دولتی و غیردولتی سرمایه شب و روز از فاجعه طغیان غیرقابل مهار نقدینگی سخن می رانند و در پاسخ هر اعتراض توده های کارگر به گرانی ها، فوری مشکل تراکم انبوه نقدینگی ها را مطرح می کنند، در اینجا، در کارخانه عظیم صنعتی لوله سازی اهواز، همان نمایندگان دولتی و غیردولتی دلیل تعطیل کارخانه و بیکارسازی ها را کمبود نقدینگی عنوان می کنند!! در کارخانه لوله سازی خوزستان حدود 750 کارگر کار می کنند. همه این کارگران از سوابق بسیارطولانی کار در این کارخانه برخوردارند. پیشینه مبارزات کارگران ونسل های قبلی فروشنده نیروی کار دراین کارخانه همواره درخشان بوده است. همین کارگران بودند که در روزهای خیزش همزنجیران خویش در نیشکر هفت تپه با صدور یک اطلاعیه پرشور همدلی و حمایت خود را از جنبش آنان اعلام کردند. کارگران لوله سازی اهواز با توجه به همه این عوامل و به ویژه با رجوع به موقعیتی که به آن ها تحمیل شده است باید بن بست کنونی مبارزه خود را بشکنند. آنان باید مصمم و آگاه و استوار طرح تصرف کارخانه و برنامه ریزی کار و تولید شرکت را در دستورکار خود قرار دهند. لوله سازی خوزستان محصول مستقیم کار و تولید خود آنان و نسل های کارگر پیش از آن ها است. کارگران به دانش و تکنیک و تخصص اداره کارخانه آگاهند. معضل آن ها اصلاً کمبود دانش و تکنیک و تخصص نیست. آنچه کارگران برای تحقق این هدف احتیاج دارند به طور خلاصه این ها است :

1. همدلی و اتحاد و هم پیمانی و عزم راسخ و استوار برای تصرف و اداره کارخانه و درک این نکته که هیچ راه دیگری برای ادامه زندگی شرافتمندانه ندارند.

2. کارگران باید در اولین گام جنبش جاری خود را به صورت شورایی سازمان دهند. همه 750 کارگر باید در تمام امور مربوط به پیشبرد مبارزات، تصمیم گیری ها، گزینش راه های موفق تر مبارزه، هر نوع مذاکره و گفتگوی احتمالی با کارفرمایان و دولت، هر تلاش عملی برای تماس با همزنجیران دیگر و خلاصه کلام در همه عرصه ها مشارکت مؤثر و خلاق داشته باشند.

3. کارگران باید به صورت سازمان یافته و بر اساس برنامه ریزی شورایی به سراغ همه همزنجیران خویش در مراکز دیگر کار و تولید بروند. آنان همسرنوشتان آشنا و نزدیکی در شرکت های نفت، گاز، پتروشیمی، آب ، برق ، حمل و نقل و مراکز کلیدی دیگر کار دارند. یک نکته بسیار مهم در این مورد آن است که اگرچه تصرف کارخانه طبعاً به طور مستقیم توسط خود آنان انجام می گیرد، اما تلقی آن به عنوان یک اقدام خاص و محلی مسلماً بسیار نادرست و زیانمند است. برنامه ریزی و اداره تولید کارخانه توسط کارگران نه درظرفیت محدود آن ها بلکه نیازمند همفکری و همرزمی و همپیوندی بخش های دیگر طبقه کارگر در همه جا و قبل از همه در استان خوزستان است.

4. کارگران خوب می دانند که هم اکنون صدها هزار کارگر همزنجیر دیگر آن ها در جاهای دیگر، در کارخانه نیشکر هفت تپه، صدرای بوشهر، ایران برک رشت، لاستیک البرز، لامپ الوند، صنایع مخابرات راه دور، غالب کارخانه های شهر صنعتی قزوین، همه نساجی ها و بیش از 170 کارخانه بزرگ و متوسط وکوچک دیگر وضعیت آنان را دارند. همه آن ها از خطر بیکاری و گرسنگی و فشار کشنده مشکلات معیشتی و بلاتکلیفی و همه مصائب دیگر رنج می کشند. کارگران خوب توجه دارند که علاوه بر این ها چند میلیون کارگر همسرنوشت آن ها به طور کامل بیکارند و بالاخره این را نیز خوب می دانند که کل کارگران شاغل نیز وضعیتی چندان بهتر از بقیه ندارند و هر آن درخطر غلتیدن به سرنوشت بیکاران و توده سرگردان نیروی کار هستند. منظور از یادآوری این نکته مهم این است که تصرف کارخانه فقط راهکار پیش روی کارگران لوله سازی خوزستان برای گشودن دریچه امید به استمرار زندگی نیست بلکه راهکاری است که نظام سرمایه داری آن را بر بخش غالب طبقه کارگر و، واقعی تر بگوییم، بر کل طبقه کارگر ایران تحمیل کرده است. دیدن مسئله به این صورت ازآن رو اهمیت دارد که کارگران می توانند روی استقبال سایر همزنجیران خود از جنبش تصرف کارخانه حساب کنند. کارگران تنها نخواهند ماند و اگر تصرف مراکز در معرض تعطیل کار و تولید به صورت یک جنبش در جهنم سرمایه داری ایران پابگیرد، نظام سرمایه داری قادر به مقابله با آن نخواهد بود.

5. همه ما خوب می دانیم که تصرف کارخانه و اداره امور تولید مستلزم وسیع ترین تدارک ها، جنگ و ستیزها و مقاومت ها است. نیاز به هیچ توضیحی نیست که این اقدام با سبعانه ترین و هارترین سرکوب دولت سرمایه مواجه خواهد شد. جلب حمایت مؤثر عملی همه همزنجیران از این اقدام کار دشواری است. حصول اطمینان به پیروزی در لحظات شروع کار بسیار سخت است. همه این ها مفروض است. اما سئوال این است که اگر این کار را نکنیم چه راه دیگری داریم؟ نظام سرمایه داری این وضعیت فاجعه بار را بر ما تحمیل کرده است. برای مقابله با آن هیچ راهی جز مبارزه نداریم و مبارزه ما باید تجلی اعمال قدرت ما و طبقه ما علیه سرمایه باشد. در غیراین صورت، هیچ کس حتی جواب حرف ما را هم نخواهد داد.

6. برنامه ریزی تولید و اداره کارخانه توسط ما در گرو رسیدن مواد اولیه و مصالح لازم تولید به دست ماست. مبارزه ما و قدرت شورای ما و همبستگی طبقاتی ما باید در اولین گام دولت سرمایه را مجبور سازد که تمامی امکانات مالی این کار را به صورت رایگان در اختیار ما قرار دهد. حمایت کارگران نفت و گاز و آب و برق و حمل و نقل و مراکز دیگر ظرفیت عظیم تحمیل این مطالبه بر دولت سرمایه را دارد. کافی است کارگران نفت یک روز چرخ استخراج و تولید نفت را متوقف سازند یا کارگران حمل و نقل رساندن هر محموله ای را به کارخانه ها و مؤسسات تولیدی و تجاری به قبول خواسته های ما توسط دولت سرمایه موکول سازند. آیا تحقق این همدلی ها و همبستگی ها ممکن نیست؟ توده های طبقه ما در تاریخ مبارزات خود در سراسر دنیا و از جمله در ایران نشان داده اند که توان انجام این نوع کارها و استقبال از این حمایت ها و پیوستن به این جنبش ها را دارند. مبارزه ما جزء پیوسته ای از مبارزه و جنبش طبقه جهانی ماست و حمایت کارگران دیگر از ما نه از سر ترحم که جزء جدایی ناپذیر زندگی و جنبش خود آنان است.

7. به هر میزان که این مبارزه را شروع کنیم و گسترش دهیم، به هر میزان که متشکل تر و متحدتر شویم، هر اندازه که آگاه تر و ضدسرمایه داری تر و شورایی تر دست به دست هم دهیم، هر مقدار که در جلب حمایت وسیع طبقه خود موفق تر گردیم به طور قطع کارفرمایان و دولت آن ها ما را و جنبش ما را جدی تر خواهند گرفت و عقب نشینی در مقابل مبارزات ما را حتمی تر و اجتناب ناپذیرتر خواهند یافت.

8. آخرین کلام این که جنبش تصرف کارخانه ها را برپا داریم و این کار را نه به عنوان هدفی درخود بلکه به مثابه نقطه عزیمت و گامی در گشایش بستر مبارزه متشکل کل طبقه کارگر برای برچیدن بساط هرگونه سرمایه و کارمزدی دنبال کنیم.

کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

21مرداد 87

www.hamaahangi.com

hamaahangi@gmail.com