سیمای سوسیالیسم

خانه سایت‌های دیگر بحث آزاد ادبیات سوسیالیستی تماس با ما

 

از صدرای بوشهر تا صدرای مازندران درچنگال طاعون بیکاری

سال گذشته و امسال سال های اخراج فوج فوج کارگران کشتی سازی صدرای بوشهر بود. بیش ازهزارکارگر این کارخانه بیکارشدند. آنان همه خوب می دانستند که به دنبال اخراج از صدرا هیچ شانسی برای یافتن هیچ کاری درهیچ جای دیگر ندارند. کابوس مرگبار گرسنگی خود و خانواده هایشان را پیش رو می دیدند. نیک آگاه بودند که به فرض یکی چند ماه بیمه بیکاری بازهم دیر یا زود در باتلاق بیکاری و فقر و گرسنگی فروخواهند رفت. آنان با علم به همه این حقایق تلخ و جانگزا، دست به مبارزه و مقاومت زدند. چندین ماه مبارزه کردند. کارگران اخراجی و در معرض اخراج از همه جا کمک طلبیدند. فریاد اعتراض خود را به گوش همه رساندند. اما متاسفانه درآن شرایط سخت که شرایط زندگی جمعیت عظیمی از کارگران در همه مناطق دیگر کشور بود صدای آنان در هیچ کجا حتی در میان همزنجیران، همسرنوشتان و همدردان درون طبقه آنان در شهر محل اقامت خود آنان هم بازتاب نیافت و پاسخ مناسب نگرفت. کارگران آب و برق استان به یاری آن ها نشتافتند. کارگران بندر و راه و ساختمان و معلم و پرستار و کارگران دیگر فریاد کمک خواهی آنان را جدی نگرفتند. راه دور نرویم. حتی کارگران همان شرکت خودشان در مازندران که سالیان دراز با هم و همسان یکدیگر درآن استثمار و سلاخی می شدند هیچ پشتیبانی جدی ای از آنان نکردند. کارگران صدرای مازندران را می گوییم. در همان روزها همه چیز با صدای بلند بانگ می زد که بیکاری شتری است که جلو در خانه کارگران دیگر ازجمله کارگران صدرای مازندران نیز خواهد خوابید و موج بیرحم بیکارسازی فقط به هزارکارگر صدرای بوشهر بسنده نخواهد کرد. مثل روزروشن بود که این موج در گام های بعدی بیرحمانه تر ازپیش سراغ قربانیان دیگر خواهدرفت. اما کارگران صدرای مازندران خود را به خواب زدند و سرنوشت همزنجیران خویش در بوشهر را سرنوشت محتوم خود ندیدند. سرمایه با سوء استفاده از این سکوت ونیز سکوت میلیون ها کارگر دیگر جنایت خود را عملی کرد و بیش از هزار کارگر صدرای بوشهر را اخراج کرد و چند هزار افراد خانواده های آن ها را در برهوت گرسنگی ویلان و سرگردان ساخت. همان سرمایه و همان سرمایه دار اینک از ساحل خلیج فارس به کرانه دریای خزر شتافته است. در نخستین قدم شومش، 2 ماه حقوق کارگران دائم و 5 ماه دستمزد کارگران قراردادی را مصادره کرده و پرداخت آن ها را به تعویق انداخته است. هر کارگری در هر کجای ایران به روشنی روز می داند که تعویق دستمزد آستانه بیکارسازی است. خطر اخراج نخست کارگران پیمانکاری و در دور بعد سایر همزنجیران آنان را تهدید می کند.

آنچه تا امروز در محدوده کارهمین شرکت رخ داده است باید درس عبرتی برای همه ما کارگران باشد. بحث فقط بر سر ایران صدرا و کارگران این شرکت نیست. شمار کارگران بیکار جامعه ما از 10 میلیون افزون است. بخش اعظم این کارگران اینجا و آنجا کار می کرده اند و توسط این یا آن سرمایه دار به شدت استثمار می شده اند. 10 میلیون کارگر شاغل در همان محیط های کار و استثمار توسط سرمایه بیکار شده اند و هر روز جمعیت بیشتری به آن ها می پیوندد. این طاعون سراغ همه ما کارگران می آید. برای مقابله با آن باید در وسیع ترین سطح، در مقیاس کل توده های طبقه خود، دست به کار شویم. باید متحد و متشکل گردیم. قدرت یکه تاز و بی عنان سرمایه را تنها با قدرت متحد و متشکل ضد سرمایه می توان پاسخ گفت. ما این قدرت را داریم. باید آن را سازمان دهیم. بیایید درهر کجا که هستیم همراه با سایر همزنجیرانمان دست به کار متشکل شدن و گسترش سراسری سازمانیابی خود علیه سرمایه داری شویم. بیایید «منشورمطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران» را شالوده و نقطه عزیمت تلاش خود برای تشکل یابی سراسری و شورایی علیه سرمایه داری کنیم. فردا بی گمان دیر است، زیرا شمار بسیار بیشتری از همسرنوشتان ما به ورطه گرسنگی افتاده اند. مطمئن باشیم که اگر دیربجنبیم یا خود را به کوچه علی چپ بزنیم و بگوییم « انشاء اله گربه است !» همه ما دیر یا زود به همان سرنوشت کارگران بیکار و گرسنه و غرق در باتلاق فقر امروز دچارخواهیم شد. رهایی همه ما از چنگال طاعون انسان کش بیکاری در گرو سازمانیابی سراسری، شورایی و ضدسرمایه داری طبقه ما است.

1500 کارگر صدرای مازندران اینک در آستان تجربه تلخ 1000 کارگر همزنجیر خود در بوشهر هستند. این کارگران برای جلوگیری از تکرارآن تجربه تلخ باید آستین ها را بالا بزنند و راه بیفتند. با کارگران دیگر و دردرجه اول کارگران کارخانه های درمعرض تعطیل به گفتگو و چاره جویی بنشینند. برای این کار از فعالان کارگری که با این کارخانه ها رابطه دارند کمک بگیرند. از فعالان کارگری بخواهند برای آنان یک گلگشت سراسری در کل ایران ترتیب دهند و آن ها را با نمایندگان و کارگران فعال این کارخانه ها در جاهای مختلف کشور آشنا کنند. از دل این آشنایی ها و گفتگوها، بین کارگران این کارخانه ها یک شبکه ارتباط سراسری به وجود آورند. این شبکه سراسری را مجرای ارتباط خود با کارگران شاغل به ویژه کارگران بخش های کلیدی مانند نفت و گاز و پتروشیمی و آب و برق و حمل ونقل سازند. «منشورمطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران» و مسائل و مشکلات کارگران در سراسر ایران را به موضوع بحث و گفتگو و نقطه عزیمت مبارزه این اتحاد سراسری کارگران بیکار وشاغل علیه سرمایه تبدل کنند. ما کارگران با چنین قدرت سراسری و متحد و متشکلی می توانیم درهمان گام های نخست مطالبات پایه ای خود را بر سرمایه و دولت آن تحمیل کنیم . با این قدرت سراسری و متحد و متشکل ما می توانیم برای جلوگیری از اخراج خود کارخانه های در معرض تعطیل را به تصرف خود درآوریم و آن ها را به صورت شورایی اداره کنیم. به قدرت این اتحاد و تشکل سراسری ما می توانیم دولت را مجبور کنیم که مواد اولیه و تمام لوازم راه اندازی کارو تولید را در اختیار ما بگذارد. بی شک، درچنان شرایطی دولت سرمایه به سرکوب کارگران متوسل خواهد شد. اما کارگرانی که به صورت سراسری متحد ومتشکل شده باشند نیرومندتر از آنند که شکست بخورند. بنابراین، دولت سرمایه چه عاقلانه عمل کند و مطالبات کارگران رامتحقق سازد و چه مذبوحانه تلاش کند که قدرت عظیم سراسری و متشکل آنان را درهم شکند در هرصورت در برابر آن ها عقب نشسته است و پیروز این میدان کارگران هستند.

کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !

کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

27مرداد 87

www.hamaahangi.com

hamaahangi@gmail.com